یک عدد دیجی‌کالا می‌خواهم لطفا! (با تخفیف فراوان)


غول های جهانی و جوجه های مجازی

سلام! قبل از اینکه بفهمیم من کی‌ام و چی‌ام و از این حرف ها، دوست دارم تجربه ای جدید از تحولی بزرگ در دنیای امروز را با هم مرور کنیم!

در چندین یا شاید هم صدها سال پیش، بحثی به عنوان نیازهای روزمره چالش روز بشر شد. نتیجه دست و پا زدن ها و تلاش های بی‌وقفه بشر، اختراع چیزی به نام پول شد. از آن زمان به بعد، انسان‌ توانست اشیاء یا کالای مورد نیازش را با پول تهیه کند!

زمان گذشت و با ورود به عصر اینترنت شاهد پدیده Online Marketing یا همان فروشگاه اینترنتی خودمان شدیم که در این زمینه، قدم‌های اول رو آمازون و ای بی برداشتن. همین کافی بود تا غول‌های جهانی مثل علی بابا و تاوباو هم وارد بازی بشن و بخشی از این کیک قدرت توسط آنها هم خورده بشه!

توی کشور خودمان هم چیزی نگذشت که فهمیدیم یک‌سری فروشگاه‌هایی به نام دیجی‌کالا و بامیلو و ... شروع به راه‌اندازی کسب و کار آنلاین در بستر وب، فیسبوک، توییتر و اینستاگرام و تلگرام کردن و عملاً راه را برای 80 ملیون ایرانی خسته هموار ساختند ؛ یعنی به صورتی کاملاً جادویی توسط اینترنت پول می‌دهیم و جنس مورد نظر را درب منزل تحویل می‌گیریم. تازه با 7 روز ضمانت بر‌گشت کالای بی‌چون و چرا!

خب این خیلی خوب بود. هم در وقت صرفه جویی می‌شد هم یک تجربه جدید بود و هم اینکه کلاس داشت!

البته در سال‌های اول، چالشی هم بود به نام اعتماد که ما چطور پولمان رو دست فروشگاه‌ها بدهیم و چند روز صبر کنیم تا محصول مورد نظر را تحویل دهند؟ که این با امانتداری فروشگاه‌های اینترنتی پیشکسوت در ایران حل شد و الان دیگر کسی دغدغه این را ندارد که شاید این فروشگاه‌ها دزد باشند! البته که داشتن نماد الکترونیکی و سر و سامان دادن به این گونه کسب و کارها هم خالی از لطف نبود .

یادمه چندین سال پیش یعنی زمانی که توی کافی‌شاپ کار می‌کردم همه خوشحال و خندان خرید می‌کردند و از تخفیف‌های شگفت‌انگیز آخر هفته و یا اعیاد استفاده می‌کردند و حالشو می‌بردن اما کسی به فکر ساخت یک فروشگاه اینترنتی نبود و تب مصرف انقدر بالا بود که کسی تصور نمی‌کرد که روزی ممکنه با آنلاین شدن خرید و فروش ، کسب و کارش کساد شود!

اولین گروه که کمی بوی خطر رو حس کرد -به نظرمن- موبایل‌فروش‌ها بودند! خب تو کشور ما، بازار موبایل خیلی داغه و موبایل هم مثل ماشین و خونه بخشی از دارایی‌های مهم هر فرد حساب می‌شود و بعد این بو به دماغ کامپیتورفروش‌ها و تجهیزات جانبی و دوربین و حتی صنف پوشاک هم رسید و فراگیر شد!

کم کم شروع ساخت آنلاین شاپ‌های کوچیک در ایران رواج پیدا کرد و هرکس هرجا (سایت یا تلگرام و یا اینستاگرام) توانست یک صفحه برای خود و کسب و کارش راه‌اندازی کرد و از محصولات پشت ویترین با موبایل عکس انداخت و روی صفحه ساخته شده آپلود کرد.
اما در اخر آنلاین‌شاپ‌های پیشکسوت انقدر غول شده بودند که دیگه با یک عکس ساده از محصول نمی‌شد با آن‌ها رقابت کرد!

مشکل کجا بود؟ چرا کسی نتوانست اندازه دیجی‌کالا و ... محبوب شود؟

اگه بخواهم قبل ازصحبت درباره مشکل خودم را معرفی کنم و برم سراغ پاراگراف اول من علی فرخی هستم که تا دو سال پیش یک نیروی ساده تو کافه بودم و بعد از تغییر مسیر شغلیم وارد کار طراحی وب و راه‌اندازی آنلاین‌شاپ و وردپروس و ... شدم! توی این دو سال بیش از 100 نفر تیتر این نوشته رو از من خواستند یا درباره‌اش صحبت کردند!

خب برگردیم سر مشکل. مشکل در مرحله اول این است که ما ایرانی‌ها (همان جمله معروف) تا بازاری را گرم می‌بینیم می‌خواهیم جذب آن بازار شویم؛ یعنی برایمان مهم نیست که فوق لیسانس عمران داریم یا چهار سالِ که داریم دانشگاه تهران حقوق می‌خوانیم یا پیراپزشکی با هزار بدبختی قبول شدیم... اگر ببینیم بازار فروش لباس کنار خیابان گرم است همه لباس‌فروش می‌شویم. یا ببینیم اپلیکیشنی شما رو به درآمد ماهی 3 ملیون از طریق مسافرکشی می‌رساند همه ما مسافرکش می‌شیم فارغ از اینکه شب قبل کنکور اهدافمان چیز دیگری بود و می‌خواستیم مهندس یا دکتر شیم. این قضیه ریشه‌های عمیق فرهنگی داره که صحبت کردنش زمان بهتری را می‌طلبه!

بازار حال حاظر پر از کاسب و فروشنده‌هایی‌ست که از تو می‌خواهند یک دیجی‌کالا برایشان بسازی با حداقل هزینه. البته از زبان چرب بازار برای انجام کارشان هم استفاده می‌کنند؛ همان دیالوگ کلیشه‌ای
( واسه رزومه‌ات هم خوبه ) خودمان منظورمه!

واقعیت چیست؟

به نظر من با تجربه کمی که در این زمینه دارم بخشی از مشکل همان فرهنگ ماست؛ فرهنگی که همه باید همه کار بکنند! همه باید همه چیز بلد باشند البته کامل و حرفه‌ای!
اما این‌جا یک‌ سوال پیش‌ می‌آید، پس تکلیف بازار آفلاین چه می‌شود؟ مغازه‌دارها باید دست رو دست بگذارند تا عملا ورشکست بشوند؟

خیر!

راه ‌کارهای زیادی برای حل مشکل کسب و کارهای آفلاین وجود دارد و در آخر این حق هر کسب و کاری‌ است که آنلاین شود یا آفلاین. صحبت من در نحوه آنلاین کردن جریان کار است که در ادامه به شما خواهم گفت.

  • یکی از راه‌کارها که این‌جا اشاره می‌کنم این است که فروشگاه‌های اینترنتی قدیمی‌تر (دیجی‌کالا و بامیلو) برای کامل شدن سبدهای خرید مشتریان و حفظ تنوع ، نیازمند محصولات بیش‌تر و تخصصی‌تر هستند که این محصولات معمولا آنلاین نشدند و برای تکمیل انبارها 100درصد باید از مغازه‌های داخل شهر که اجناس را تأمین می‌کنند کمک بگیریند تا نیازهایی مانند انبار هم کاهش پیدا کند؛ فروشگاه‌ها و کسب و کارهای آفلاین به این صورت می‌توانند آنلاین شوند. با این کار از خیلی از زحمات هم معاف می‌شوند که در بخش حداقل‌های یک کسب و کار برایتان می‌نویسم.
  • دومین راه‌کار، راه‌اندازی یک وب‌سایت یا صفحه در شبکه‌های اجتماعی‌ست که مشتری خاص کسب و کار را پیدا یا مشتری‌های قدیمی را وفادار کند و همان مشتری را به مغازه بکشاند (حداقل اولش) و با این کار مشتری‌های آفلاین را با راه‌کارهایی که بیش‌تر بستگی به خلاقیت فروشنده‌ها دارد ، آنلاین می‌کنیم؛ مثلا به مشتری‌هامون آدرس کانال تلگرام یا صفحه اینستاگرام خودمون رو می‌دیم.

همه چیز بستگی به خلاقیت دارد که ما چگونه مشتری‌های خاص خودمون رو در ابعاد کوچک آنلاین می‌کنیم یا مشتری‌های آنلاین (بازهم در ابعاد کوچک) را تبدیل به آفلاین یا همان بالفعل می‌کنیم.

یک حقیقتی که تلخه اما باید بدانیم این است که شما دیجی‌کالا و بامیلو نیستید! این را با خودتان مرور و درک کنین که شما پرسنل و بودجه و گردش حساب و تجربه یک آنلاین شاپ واقعی را ندارید و یا باید با آنلاین‌شاپ‌ها همکاری کنید یا باید پشت میز بنشینند تا مشتری خودش پشت ویترین بیاید البته گزینه‌هایی هم هست که در بالا راجع به آن‌ها حرف زدم اما ورود به دنیای مجازی با یک آنلاین‌شاپ حرفه‌ای شدن متفاوت است !

حداقل‌های یک کسب و کار آنلاین

خب می‌رسیم به قلب این نوشته که می‌خواهم درباره حداقل‌ها باشما صحبت کنم.
(قیمت‌ها حدودا به قیمت‌های واقعی بازار نزدیک است)

شما برای راه‌اندازی یک وب‌سایت در قدم اول احتیاج به یک طراح وب‌سایت دارید که معمولا طراحان وبسایت دو گزینه به شما پیشنهاد می‌کنند یا از قالب‌های آماده استفاده کنید یا قالبی تازه برایتان به وجود می‌آورند!

دقیقا مثل خرید یک شلوار ؛ یا یک شلوار از مغازه می‌خرید و توسط خیاط(بخوانید طراح وب) پاچه‌ها را کوتاه می‌کنید کمر را تنگ می‌کنید و دکمه‌ها را تبدیل به زیپ می‌کنید

یا چند متر پارچه می‌خرید به همراه دکمه و نخ و سوزن و کش! خودتان شلوار را از نو می‌سازید.

ساخت یک وب‌سایت حرفه‌ای حداقل 2 ملیون و حداکثر 5 ملیون برایتان هزینه دارد!

با ساخت یک وب‌سایت تازه شما از نقطه -1 به نقطه 0 رسیدید

حالا وارد بحث شیرین محصولات می‌شویم محصولاتی که شما در ویترین دارید باید توسط عکاس صنعتی عکس گرفته شود و عکس‌ها بعد از روتوش و دور بُری تحویل شما داده شود که هر عکس حداقل 30 و حداکثر 50 هزارتومان هزینه دارد.

پس از عکاسی شما یک سایت دارید و عکس‌های محصولاتتان!

شما در تیم خود به یک گرافیست (ترجیحا آشنا به تبلیغات و روانشناسی رنگ) نیاز دارید که یک گرافیست با این شرایط تقریبا ماهی 1 الی 2 ملیون از شما حقوق می‌خواهد! گرافیست برای شما یک لوگو درست می‌کند و برای فضاهای خالی وب‌سایت بنر می‌سازد و عکس‌ها را هم لوگو گذاری می‌کند.

وب‌سایت ساخته شده شما احتیاج به متن درست و حسابی دارد. نمی‌شود زیر محصولات قصه خاله خرسه نوشت و توقع داشت تا اسم و سایت کسب و کارتان با سرچ کردن در گوگل بالا بیاد!
پس به یک کارشناس محتوا یا یک کسی که از محتوای مورد نیاز بازار شما سر در بیاورد و مقاله بنویسد و متون خود سایت و درون بنرهایی که گرافیستتان درست می‌کند را بنویسد . ایشان هم حداقل در خوشبینانه ترین حالت ماهی یک ملیون حقوق میخواهد.

شما به یک شخص خلاق دیگر نیاز دارید به نام متخصص UI/UX ! این فرد متخصص به شما می‌گوید که جای دکمه‌ها کجا باشد، متن و مقاله کجا باشد، از کلمه کد تخفیف استفاده شود یا کپن تخفیف و هزار یک دکمه و متن و رنگ و عکسی که شما باید استفاده کنید.

معولا متخصصین UI/UX پروژه‌ای کار می‌کنند و قیمت هر پروژه بسیار متفاوت و باید از خودشان قیمت را بپرسید!

همه این کارها را که انجام دادین شما به یک ادمین وردپرس احتیاج دارید که این بنر و محتوا را در سایت آپلود کند که اگر حداقل حقوق رو حساب کنیم می‌شود در ماه ... 1 ملیون!

در کنار وبسایت احتیاج به شبکه‌های اجتماعی دارید مثل اینستاگرام و تلگرام که در حرفه‌ای‌ترین حالت خود احتیاج به یک ادمین دیگه دارد اما می‌توانید از همون ادمین سایت استفاده کنید که این‌جوری سرعت کارتان پایین می‌آید.

وقتی همه این کارها تموم شد وارد فاز تبلیغات می‌شویم که تبلیغات تو اینستاگرام و تلگرام به شدت متفاوت است از بنری 200هزار تومن هست تا بنری 3 ملیون ! البته که قیمت بنر بستگی به بازدید و تعداد نفراتی که بنرتان را می‌بینند دارد و قبل از تبلیغات حتماً با فردی با تجربه و مطمئن مشورت کنید.

مطمئنا باید کارهای بیشتری نیز انجام دهید تا وب‌سایتتان شروع به کار کنه؛ از بسته‌بندی محصولات گرفته تا هماهنگی وب‌سایت با انبار و ...! تا این‌جا اینها را نگفتم که شما را از کارتان منصرف کنم و بگم در مغازه بنشینید تا مشتری بیاید. هدف از این نوشته این بود که بگم شما برنامه‌نویس نیستید! گرافیست و متخصص شبکه‌های اجتماعی نیستید! کسی برای شما مرامی کار نمی‌کند و همه اینا نیازمند هزینه است و اگر واقعا بودجه کافی و انگیزه کافی دارید بسم الله! شروع به انجام فرایند بالا کنید و اولین وب‌سایت فروشگاهی خودتان را بسازید و بازار را به چالش بکشید!

علی فرخی . 2 فروردین 1397