
اومدم صفحه ویرگول رو باز کردم و عنوان رو نمیدونستم چی بذارم. و چون الان آزادی ام گفتم این اسم رو بذارم. این عکس هم مربوط به یک ماه پیشه و رفتم بودم ایرانشهر و کافه کتاب گرفتم. حالا امروز چجوری گذشت؟ روز خوبی بود و الان خیلی خستم... اما رفتم خونه یه دوش میگیرم و بعدش دوست دارم یه دکلمه ترکی بسازم و بذارم پیجم. تو راه داشتم میومدم و فیلم پنجره پشتی گذاشتم ببینم و یهو به خودم اومدم نصف فیلم رفته و من نفهمیدم و مثل اینکه چرت زده بودم یا شایدم دست خورده بوده رفت بود جلو. خلاصه اومدم قطع کردم و گفتم یه تایم دیگه میبینم😐😁

اینم داخل واگن مترو که تقریبا همه تو گوشی هستن. و بنظرتون توی فکرشون چی میگذره؟ امیدوارن یا ناامید؟ قطعا ناامید هستند. اما در ناامیدی هم بسی امید هست. برم ببینم میتونم فیلم رو دوباره بذادم ببینم یا نه.
فعلا عزت زیاد💟