خیابان انقلاب و کتابفروشیهایش همیشه برای من چیزی فراتر از چند مغازه پر از کتاب بودهاند. برایم شبیه یک جهان زندهاند؛ جایی میان بوی کاغذ، قفسههای بلند، عنوانهای آشنا و ناشناس، و آدمهایی که هرکدام با امید پیدا کردن کتابی تازه، پا به دنیای کلمات میگذارند. از همان سالها، کتابفروشی برای من فقط محل خرید کتاب نبود؛ بیشتر شبیه پناهگاه بود، جایی برای مکث کردن، فکر کردن و گاهی پیدا کردن بخشی از خودم میان صفحههای یک داستان.

من آلما عسکرزاده هستم؛ متولد تهران و ۲۷ ساله. آشنایی جدی من با دنیای کتاب از یازدهسالگی شروع شد؛ با رمانی به نام «قلبم برای تو». داستانی غمگین و تأثیرگذار که هنوز هم بعد از گذشت سالها، بعضی صحنهها و احساساتش با جزئیات در ذهنم مانده است. آن کتاب برای من فقط اولین تجربه جدی مطالعه نبود؛ نقطه شروع مسیری بود که بعدها روی علاقهها، انتخابها، نوع نگاه من به زندگی و حتی مسیر کاریام تأثیر گذاشت.
سالهای نوجوانی من با رمانهای ایرانی محبوب آن دوران گذشت؛ کتابهایی از نویسندگانی مانند م. مؤدبپور، فهیمه رحیمی و بسیاری از آثاری که در آن روزها برایم مثل یک دوست و همصحبت بودند. کمی بعد، مسیر مطالعهام گستردهتر شد و کمکم وارد جهان جدیتری از ادبیات شدم؛ از «بوف کور» صادق هدایت و «سووشون» سیمین دانشور گرفته تا «چشمهایش» بزرگ علوی، «کلیدر» محمود دولتآبادی و «سمفونی مردگان» عباس معروفی. هرکدام از این آثار، دریچهای تازه به شناخت انسان، جامعه، عشق، رنج، تنهایی، انتخاب و سرنوشت برایم باز کردند.
با گذشت زمان، ادبیات جهان و آثار کلاسیک هم جای پررنگتری در دایره مطالعهام پیدا کردند. کتابهایی مثل «غرور و تعصب»، «صد سال تنهایی»، «آوای وحش»، «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «بیگانه» و «آنا کارنینا» برای من فقط روایتهایی خواندنی نبودند؛ هرکدام فرصتی بودند برای نزدیکتر شدن به پیچیدگیهای ذهن و زندگی انسان. در این آثار، شخصیتها با ترسها، امیدها، تناقضها و انتخابهایشان روبهرو میشوند؛ درست مثل ما، در زندگی واقعی.
بعدها علاقهام به مطالعه، من را به سمت کتابهای روانشناسی، خودشناسی و توسعه فردی برد؛ حوزهای که حدود دو سال بهصورت جدی در آن مطالعه کردم. این بخش از مسیر، نگاه من را به خودم، دیگران و روابط انسانی عمیقتر کرد و باعث شد بیش از قبل به قدرت کلمات، روایتها و آگاهی در زندگی روزمره فکر کنم. برای من، کتاب همیشه راهی برای بهتر دیدن جهان بوده است؛ چه در قالب رمان، چه در قالب روانشناسی و چه در مسیر یادگیری مهارتهای تازه.
همین علاقه طولانی و پیوسته به کتاب، در نهایت من را به کتاب لند رساند؛ جایی که برایم فقط یک محیط کاری نیست. کتاب لند سرآغاز جدیدی در زندگی من بود در ادامه همان تصویری است که از کودکی از خیابان انقلاب و کتابفروشیهایش در ذهن داشتم؛ فضایی میان کتاب، محتوا، تجربه خواندن و آدمهایی که هرکدام بهدنبال انتخابی بهتر، خواندنیتر و نزدیکتر به نیازشان هستند. امروز خوشحالم که در این مجموعه بهعنوان سوشال مدیا منیجر و کارشناس محتوا فعالیت میکنم و هر روز با موضوعاتی سروکار دارم که به آنها علاقه عمیق دارم: کتاب، نوشتن، معرفی آثار، تولید محتوا و ارتباط با مخاطبانی که دغدغه خواندن دارند.
در کنار علاقه به ادبیات و کتاب، یادگیری برای من همیشه بخش مهمی از مسیر بوده و هیچوقت متوقف نشده است. طی دو سال اخیر، در دورههای تخصصی مرتبط با محتوا، سئو و بازاریابی دیجیتال شرکت کردهام و موفق به دریافت گواهیهای زیر شدهام:
• گواهی جامع سئو از آکادمی عماد چابک
• گواهی جامع دیجیتال مارکتینگ از آکادمی دهبان
• مدرک بینالمللی دیجیتال مارکتینگ | Digital Marketing Certificate
همچنین بهدلیل علاقه شخصی و ارتباط آن با مسیر شغلیام، تحصیلاتم را در رشته Front-End ادامه دادهام. این مسیر کمک کرده نگاه دقیقتری به ارتباط میان محتوا، تجربه کاربر، سئو، طراحی وب، تکنولوژی و رفتار مخاطب داشته باشم. برای من، محتوانویسی فقط کنار هم گذاشتن کلمات نیست؛ ترکیبی از شناخت مخاطب، درک نیاز کاربر، تجربه خواندن، ساختار درست اطلاعات و احترام به زمان و اعتماد مخاطب است.
امروز همچنان با همان شوق قدیمی کتاب میخوانم؛ از آثار نویسندگانی مانند چخوف، داستایوفسکی، آلبر کامو، تولستوی و گابریل گارسیا مارکز گرفته تا تازههای ادبیات ایران و جهان. کتاب و نوشتن برای من فقط علاقه یا سرگرمی نیستند؛ بخشی از هویت مناند و در لایههای عمیق ذهن و زندگیام جریان دارند.
من باور دارم کتاب پلی است میان دنیای درون و بیرون؛ راهی برای شناخت بهتر خودمان، دیگران و جهانی که در آن زندگی میکنیم. خوشحالم که در کتابلند میتوانم بخشی از این مسیر را با شما به اشتراک بگذارم؛ مسیری برای بهتر خواندن، آگاهانهتر انتخاب کردن و نزدیکتر شدن به دنیای بیپایان کتابها.