اینترنت پرو، با بهانه اینکه به بهبودی و التیام اقتصاد کشور کمک کند، بنا شد. البته هنوز نه کامل؛ با وجود اینکه به صورت کامل توسط وزارتخانه و نهاد های مرتبط بنا نهاده نشده، بازار سیاه این محصول راه افتاده است. البته با توجه به اینکه روزی همهچیز بیارزش میشود، الان اینترنت عادی و معمولی بیارزش شده است. حداقل اگر نشده، چرا جایگزینی برای آن برگزیده میشود!؟

این لحظه که در حال نوشتن این مطلب هستم، قطعی اینترنت از ۶۷ روز گذشته است. براساس نظرسجی "انجمن تجارت الکترونیک"، ۵۰ درصد از پاسخدهندگان گفتهاند که از سوشالمدیای خارجی بهره میبرند. همچنین ۴۰ درصد از پاسخدهندگان نیز سوشالمدیای داخلی را در اولویت قرار دادهاند. با توجه به اینکه این آمار و ارقام نتیجه یک پرسش است، پس طبعا ما نمیدانیم این ۵۰ درصد، ۱ میلیون بوده یا ۲۰ میلیون.
آمار و ارقامی دیگر نیز در این موضوع موجود است؛ براساس اطلاعات و آمار یک منبع معتبر که در ۳۱ فروردین سال جاری جمعآوری شده است، نشان میدهد که ۲۰ درصد از جامعه ایران، درآمد خود را از فضای مجازی دریافت میکنند. اگر بخواهیم جامعه ایران را ۹۰ میلیون عنوان کنیم، این ۲۰ درصد ۱۸ میلیون از جامعه ایران را شکل میدهند. برای درک و فهم این موضوع، و پیش از اینکه به علل و دلایل این موضوع بپردازیم، لازم ماست که مقایسه ای را صورت دهیم. تعداد دانشآموزان کل کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۵ - ۱۴۰۴، به ۱۶ میلیون میرسد. یعنی دو میلیون نفر کمتر از این کسبه مجازی. چرا میزان گستردگی کسبه مجازی، از نوجوانانی که دانش را میآموزند، باید بیشتر و افزایشی باشد؟ همانطور که بسیار عیان و واضح است، یک نوع خصلت که در کودکان و نوجوانان به طور عادی نهفته است؛ آن هم فهم و دانش دیجیتال و تکنولوژی است. گرچه که این کودکان و نوجوانان نیز ضرری میبرند. خب از این مقایسه که اصولا هدف آن درک بیشتر از میزان تجارت دیجیتال است، یک نکته را یافتیم که دانش آموزان میتوانند به این گستردگی تجارت دیجیتال کمک کنند. چه بسا از این ۱۶ میلیون دانش آموز، ۵ میلیون بتوانند در آینده فضای مجازی را رواج دهند و تجارت را نیز در کنار دنیای مجازی مترقی کنند. فرض بگیریم هر دهه، دستکم ۱۵۰ میلیون دانشآموز به علم بپردازند، و از آن صرفا ۵۰ میلیون دانش دیجیتال و مجازی را دنبال کنند، فضای تجارت دیجیتال بهطور مثالزدنی گسترش مییابد.

همانطور که میدانیم، قطعی ارتباط، جامعه را به انزوا میکشاند. اینکه انسان موجودی اجتماعی است از ۱۲ سالگی تا پایان دوره تحصیلی به ما آموخته شده است؛ حتی اگر فرد بخواهد از اجتماع دور بماند.
قطعا راهحلی برای رفع این انزوای اجتماعی موجود نیست. باتوجه به سابقه ایران در حل بعضی از مشکلات مجازی به مانند فیلترینگ، چنانچه انتظار میرود این را حل بنمایند، اما تنها راه که فقط در جامعه فروشندگان و این امور رابطه فروشنده-خریدار یافت میشود، استفاده همان ویپیان و کانفینگ است که با قیمت بسیار بالا و بیش از حد معقول به فروش رسانده میشود. تفاوتی که قطعی اینترنت فعلی را از محدودیت های فیلترینگ سابق جدا مینماید، نوع ویپیان و به اصطلاح مطرح، "فیلترشکن" است. در محدودیت های فیلترینگ، فیلترشکن برای همه عموم به صورت رایگان در بعضی از مراجع قابل دانلود هستند. اما حالا، جدای از بازار سیاه اینترنت پرو، ویپیان با قیمت هایی از ۴۰۰ هزار تومان تا ۲ میلیون تومان به مخاطب فروخته میشود؛ البته اگر مخاطب خوششانس باشد و کلاه سرش نرود. اینترنت پرو که قرار است به خبرنگاران و بعضی از کسبه مجازی مطرح ارائه شود، محدودیت هایی نیز دارد. بعضی از گزارشات نشان از آن دارد که اینترنت پرو قابلیت دسترسی به اینستاگرام و یوتیوب را ندارد؛ همچنین در تناقض با این مباحث دیگر، میگویند که اینترنت ویژهِ مصوبه شورای عالی امنیت ملی، یک سیمکارت مخصوص است و باید پولی نیز در ازای این سیمکارت ارائه شود. پس از خریداری سیمکارت، باید اینترنت موردنیاز آن سیمکارت که اینترنت پرو عنوان شده، باید با قیمتی جدا خریداری شود. این مقدمات، رسما مراد یک محصول رسمی و دیجیتالی را به ما میدهد. به عنوان مثال، موبایل تحت فروش، هسته اصلی است و جوانب آن، مانند شارژر باید در برخی از موارد جدا خریداری شود. اینترنت پرو هم همینطور، سیمکارت هسته اصلی است که نیاز به شارژ شدن دارد؛ به مانند موبایل. موبایل با شارژر میتواند راهاندازی شود. سیمکارت اینترنت پرو هم به همچنین، سیمکارت نیاز به شارژ شدن دارد، شارژ آن نیز اینترنت است. پس آیا میتوان نتیجه گرفت که اینترنت پرو نیز یک محصول در حوزه دیجیتال است!؟

دیگر موردی که درباره اینترنت پرو، جدای از محصولیت آن وجود دارد، هزینه آن است. گرچه که این هزینه هنوزه متناقض است، اما بههرحال مورد بحث قرار گرفته است. باز میگردیم به موضوع اصلیمان؛ پیشتر گفتیم که خبرنگاران و فروشندگان مجازی میتوانند این اینترنت جدید را صاحب شوند. شاید برخی غیره نیز به اینترنت پرو دسترسی یابند، اما بههرحال ما تمرکزمان را میزاریم روی قشر اقتصاد مجازی؛ وقتی که فروشنده مجازی، اینترنت پرو را خریداری کند، میخواهد به که بفروشد!؟ به عبارت دیگر، از آنجایی که همه ما میدانیم، در مبادلات اقتصادی کوچک و گمنام (مانند کسب و کار های اینستاگرام که کمتر مطرح هستند)، دو طرف وجود دارد: خریدار و فروشنده. حالا جدای از بازار واقعی، که ما غیرمجازی مینامیم، در فضای مجازی نیز همین دو طرف موجود است. حتی اگر بازگردیم به هزاره اول میلادی(1000-1)، مبادلات کالا به کالا بود، یعنی دو طرف. حالا اگر کمی بازگردیم به قبل از میلاد مسیح و معروف به "عصر حجر"، میبینیم که دو طرف در یک مبادله معمولی حاضر بودند. اما اگر انقدر در قرن ۲۱ پیشرفت کردهایم و دچار دگرگونی در تجارت مجازی شدهایم، خوشا به حالمان؛ اما اگر نشدهایم، فروشنده که اینترنت دارد، در بازار باید محصول خود را به کی بفروشد؟ هیچ خریداری که معمولا باید از عموم مردم باشد، وجود ندارد.
در اینجا شاید بهظاهر کسی دچار ضرر و زیان نشود، اما به درستی مشخص است که صرفا و مطلقا فروشنده با خرید محصول اینترنت پرو و میلیون تومان پولی که در ازای آن داده، ضرر کرده است. وگرنه طرف دومی موجود نیست که بخواهد محصولی خریدار شود. دراینجا، فروشنده که مصرفکننده اینترنت پرو است، نه تنها نمیتواند سودی بکند، بلکه حتی نمیتواند آن پولی که صرف اینترنت پرو شده را بازگرداند. امیدی نیز نیست که بتوانیم این مشکل را حل کنیم؛ شاید یک راهحل کمهزینه و حتی سودآور برای دو طرف دولت و شهروند وجود داشته باشد که آن اتصال مجدد اینترنت است. دراینجا، هم موقعیت شهروند و هم موقعیت دولت بهبود بخشیده میشود و حتی ممکن است رابطه ای که میان این شهروند-دولت وجود دارد، بازیابی شود.