«اقتصاد دیجیتال» (Digital Economy) یا همان اقتصاد مجازی، در چند دهه اخیر در دنیا رواجی مورد توجه به خود گرفته است. این اقتصاد، همانطور که از نام پیداست، صرفا با دنیای مجازی گره خورده است. گرهای که هم گشودنش آسان است، هم بستنش. اما در این فاصله که گره نه باز است، نه بسته، طبعا دیجیتال و اقتصاد نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. اما شاید بگویید یعنی چه!؟ مگر دو دوست یا برادر وقتی با هم ارتباط برقرار نمیکنند، میمیرند؟ پس این دو نیز به کار خود ادامه میدهند. اما واقعا، این دو، بدون یکدیگر میتوانند در حیات باشند؟

سوالی بسیار جالب است؛ حداقل برای من که اینگونه است. واقعا چرا؟ اقتصاد مجازی، که در ظاهر دوکلمه هستند، اما درواقعیت اکوسیستمی مجازی-اقتصادی برای خودشان هستند. ما و فضای مجازی، اگرچه با یکدیگر رابطه اقتصادی نداشته باشیم، اما حداقل برای یک مرتبه به آن فضای مجازی مراجعه و به بخش اقتصادی آن نیز سری زدهایم. شاید نتوانیم ارتباطی، به دلایل مختلف با فضای مجازی و بخش های مربوطه آن برقرار نماییم، اما حداقل دانشی در این حوزه داریم که مستلزم تجربه بسیار نیست. اما حالا که از این بگذریم، میرسیم به پاسخ پرسشی که پیشتر مطرح کردیم. پرسش مطروحمان را نمیتوانیم همینطوری بیهوده و بدون بررسی پاسخ دهیم؛ لازم داریم تا "اقتصاد" و "فضایمجازی" را مورد بررسی قرار داده و درنهایت، نتیجهگیری و همچنین به سوالمان پاسخ دهیم.
فضایمجازی و اقتصاد دیجیتال، مانند یک فرزند و مادر هستند؛ اینترنت و فضای مجازی همراه خود، نقش یک مادر را ایفا میکند که اقتصادی را از خود استخراج کرده است. این دو فرزند و مادر، بهشدت به یکدیگر وابستهاند و درصورت فقدان یکدیگر، طبیعتاً فرد زخمخورده، آسیب خواهد دید. بدینمعنی که وقتی شما عزیزتان را از دست میدهید، قاعدتاً از منظر روحی-روانی صدمه میبینید. اقتصاد نیز اینگونه است، اما این صرفا بهمعنای مرگ اقتصاد نیست؛
حال ما این را کنار میگذاریم و بازمیگردیم به موضوع اصلیمان. در اقتصاد مجازی، فضا برای همه موجود است. یعنی هرکسی میتواند کسبدرآمد کند و به همین خاطر، بازار مجازی ارزش و ارج فراوانی را به خود اختصاص نداده است. بهعنوان مثال، شما وقتی بهامید بزرگ کردن حرمت خود، وارد یک خانه ویلایی یا قصر عظیم میشوید، و میبینید که در آنجا غیر از شما، آدمهای بسیار زیادی در آنجا حضور دارند و آن لحظهای که شما متوجه میشوید هیچ تفاوتی با دیگر افراد حاضر ندارید، باید نتیجه بگیرید که امیدتان بسیار نامناسب، گزاف و بیهدف بوده است. حالا ما با این کاری نداریم و منظور من از این مثال، آن است که فضای دیجیتال، هیچ ارزشی ندارد؛ نه آنکه بگویم ارزش تلاش برای کسب درآمد را ندارد، بسیار نادرست است، اما وقتی به امید دریافت جایگاه بازاری مناسب وارد این فضا میشوید، بسیار نادرستتر است. چرا که نهتنها افراد بسیاری در بازار مجازی، فروشنده هستند، بلکه افراد موفق در فروشندگی، نسبت به تمامی فروشندگان معمولی بسیار قابلتوجه است. ما معمولاً وقتی یک فضا را بیارزش اما پرسود میبینیم، طبیعتاً باید پایه و زیربنای آن نیز بیارزش باشد. این زیربنا، هزینهای برای فروشندگی در عرصه مجازی است؛ بله، اینترنت. اینترنت وقتی کاملا متصل است، خب شما باید هزینه کمی برای خرید آن دهید و فروشنده شوید. پس در اینجا (متصل بودن اینترنت)، اینترنت بسیار بیارزش است. این اینترنت که زیربنای بازار مجازی است، اصطلاحاً به یک تار مو بستهاست.
درنهایت، نتیجه ما این است که اقتصاد مجازی، همزمان با آنکه بسیار پرسود است، اما بهدلیل فراوانی فروشنده، فروشندگی در عرصه مجازی چندان ارزشمند نیست؛ اما دراینجا، میرسیم به پاسخ پرسشی که پیشتر مطرح کردیم: بازارمجازی، بدون فضای مجازی، یا همان اینترنت، میتوان دوام بیاورد!؟
اینجا باید مثالی که پیشتر عنوان نمودیم را یادآور شوم؛ وقتی فرزند مادر خود را از دست نمیدهد، در موارد اغلب، دچار مرگ نمیشود و صرفاً آسب و صدمه شدید میبیند. اقتصاد نیز به همین شکل است، وقتی اینترنت دچار مرگ میشود، اقتصاد دچار مرگ عملی نمیشود، بلکه یک مرگ روحیروانی به سراغ آن میآید و صدمهای شدید وارد میکند.
※ منبع آمار و ارقام ☚ گزارش انجمن تجارت الکترونیک تهران ☚ https://etchamber.ir/intenet-no6
است. بدینمنظوز