
امروزه کودکان چه بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به آسانی متوجه تحولات فعلی میشوند. اما نه کاملا با جزئیات، به صورت پراکنده و متناقض. مشکل این است که کودکان پراکنده متوجه اخبار میشوند و همین در ذهن کوچک آنها ریشه میزند موجب گوشه گیری میشود. اما ما با این کار نداریم و درکل از موضوع ما خارج است؛ موضوع ما بر روی "تاثیر اینترنت بر ذهن کوچک کودکان" متمرکز است. کودکان، ذهنی باز اما کوچک دارند، بدین منظور که ذهن و فضای باز، ایجاب میکند تا برخی از مواردی که تا حدودی برای ذهن بزرگسالان قابل تغذیه است، در ذهن آنها گنجانده شود و بیخ یابد. این موضوع غیرمستقیم صورت میگیرد، اما موردی که به صورت کاملا مستقیم بر ذهن آنها تاثیر دارد، انقطاع اینترنت است. کودکان تا سن ۱۲ سال علاقه زیادی به بازی و گیم های آنلاین که غالباً داخلی نیستند و منوط به اینترنت بینالملل است. قطع اینترنت، همانطور که گفتیم، جدای از سیاست، بر ذهن آنها تاثیر و گرچه شاید موجب دوری از فضای دیجیتال شود، اما دوری از گیم و بازی های آنلاین میتواند بر ذهن آنها متاثر و چه بسا دچار بیاعصابی و ایندست عادات منجر شود.

براساس تحقیقات، نزدیک شدن به فضای دیجیتال و گیم های آنلاین، کودک را دچار انزوای اجتماعی میکند. بدین منظور که کودک دنیای خود را از فضای اجتماعی و عموم، به فضای دیجیتال و موارد غیرواقعی دگرگون مینماید. بعد از ترویج فضای مجازی، یک نوع دنیا، به دو دنیای دیگر افزوده شد. اصطلاحا "آن دنیا" که نادیده مانده، "این دنیا" که محل زیست ما است و درنهایت، "دنیای مجازی" که اساساً همهچیز مجازی است. اما این دنیایجدید، شروع با نوجوانان کرده است؛ اگر به جامعه کمی دقت کنید، هیچ صاحب و مدیری ندارد و به همین خاطر، بلای زیادی سر خانه اصلی مردم جهان که جامعه نامیده میشود، میآورد. اگر دقیقتر بسنجیم، متوجه میشویم که جامعه، عرصه کاملا دموکراتیک است که نتایج آن، در بدبختی، فقر، بیکاری و گرانی خلاصه میشود. جایی که همهچیز دست مردم است، نتایجی اینچنین دارد، اما اگر بخواهیم با فضای مجازی نیز مقایسه کنیم، ماجرا کمی متفاوت است و نتایج آن در سنین جوانان محدود میشود. اما این مزیتی نیست که بخواهیم به آن بنازیم. جدای از آنکه آنها روزی بزرگ میشوند و نتایجشان را خودشان مشاهده میکنند، این نوجوانان که در مملکتها به عنوان سرمایه شناخته میشوند، حالا تنها عرصهای که درآن حرفهای هستند، اینترنت و فضای مجازی است. چنانچه این نیز شاید مزیتی باشد، و شاید در آینده بتوانند فضای مجازی، تکنولوژی، هوش مصنوعی و این دست امور را گسترش دهند، اما مشکل این است که اغلب جوانان و نوجوانان، صرفا برای سرگرمی و گذراندن وقت به فضای مجازی میپردازند، نه آنکه بخواهند از دانششان سودی ببرند.

اصولی که فضای مجازی برای خود نهاده، بهآسانی میتواند هر فردی در هر سنی با هر تفکر و ذهنی به خود معتاد بگرداند؛ خصوصاً برای کودکان که ذهن آنها، مانند زمینی عظیم است که برای کاشت و داشت هرگونه مطالب مفید، متناقض و نامناسب، بسیار آماده است؛ همانطور که "دارنهاردی" در کتاب "اثر مرکب" اشاره میکند، عادتهای انسان، اقدامات آن را شکل میدهد. برای کودکان نیز همینگونه است که باتوجه به ذهن خالی آنها، شکلگیری عادات بسیار آسان است. عاداتی نظیر فضای مجازی که برای کودکان بهعنوان یک سرگرمی عنوان میشود، تدریجاً این سرگرمی، بدل به یک عادت روزانه شده و کودک را از فضای واقعی جدا مینماید.
وقتی که عاداتی نظیر این شکل میگیرد، ممکن است نتایج زودتر از زمانی که بهطور معمول نمایان میشود، مشخص شود. با قطع اینترنت، کودک از فضای مجازی فاصله میگیرد و حالا زمان دارد تا خود را به جامعه پیوند دهد. شاید این در ظاهر بسیار مفید و خوب باشد که اینترنت دچار قطعی شده و کودک از فضای مجازی فاصله میگیرد، اما کاملاً بالعکس؛ در اینجا نهتنها نتایجی خوب حاصل نمیشود، بلکه نتایجی چندین برابر بدتر و نامناسبتر، ثمره آن است. وقتی کودک بیشاز حد به فضای مجازی عادت کرده و فردی اجتماعی نیست، قاعدتاً نباید انتظار میداشت در زمانی که فرصتی برای پیوستن به جامعه به آن داده شده، آن را مورد تایید قرار دهد و استفاده مناسب برود. با توجه به اینکه کودک صرفاً بهدنبال راهی برای پرداختن مجدد به فضای مجازی است، پس نادرست است اگر فکر کنیم که کودک غیر از گشتن برای دستیابی به فضای مجازی، به دیگر فرصت و موارد را قبول نماید. نتایج قطعی اینترنت برای کودکان، صرفاً این است که کودک نه میتواند به فضای مجازی روی آورد و خود را سرگرم کند، و نه جسارت آن دارد که بخواهد عضو جامعه شود. اگر فضای مجازی را به اتاق قرمز، و جامعه را به اتاق سبز تشبیه کنیم، مفهوم اصلی را مدرک میشویم؛ وقتی که درب اتاق قرمز بسته است، کودک از آن خارج میشود. در مجاورت اتاق قرمز، اتاقی سبزرنگ وجود دارد که درب آن کاملا بروی کودک باز است و افرادی نیز در آن حضور دارند که از ورود کودک استقبال میکنند، اما ذهن کودک دستور به دست و پای کودک را نمیدهد و وی نمیتواند وارد اتاق شود. حال، کودک در میان دو اتاق مانده و گوشهگیر میشود این، کودک را از فضای مجازی دور میکند، اما برخلاف دیگر مواقع، نمیتواند با خانواده ارتباط برقرار کند. اگرچه پیش از قطعی اینترنت نیز ارتباطی با خانواده برقرار نمیشد.