فرصتهایی که ساخته شد، شغلهایی که بیسروصدا دفن شدند
هوش مصنوعی در ایران نه مثل معجزه آمد، نه مثل فاجعه. نه همه را پولدار کرد، نه همه را بیکار. کاری که کرد خیلی ساده و بیرحمانه بود: کارهای بیفکر را ارزان کرد و فکر کردن را با ارزش تر و البته پولساز تر.
برخلاف تبلیغات، هوش مصنوعی در ایران شغل انبوه نساخت. اما برای کسانی که یاد گرفتند، تمرین کردند و خروجی واقعی ساختند، مسیر درآمد باز کرد. نه روی کاغذ، در عمل.
شغلهایی که واقعاً از دل این فضا درآمدند:::
اول از همه تولید محتوا تغییر شکل داد.
نه هر کسی که مینویسد، نه هر کسی که بلد است با ابزار کار کند. بازار دنبال کسی است که مسئله را بفهمد، محتوا را برای فروش، آموزش یا اعتمادسازی طراحی کند و خروجی قابل استفاده تحویل بدهد. این آدم الان برای برند، فروشگاه، رسانه و حتی کسبوکارهای سنتی مشتری و بازار جذب میکند و به اقتصاد آنها کمک شایانی مینماید
بعد از آن اپراتورهای حرفهای ابزارها وارد میدان شدند.
نه برنامهنویساند، نه مصرفکنندهی ساده. بلدند با ابزارهای متن، تصویر، صدا و ویدئو کار کنند، سفارش را درست بفهمند و خروجی تمیز بدهند. کارفرما وقت یادگیری ندارد، نتیجه میخواهد.
در لایهای عمیقتر، تحلیل داده برای کسبوکارهای کوچک رشد کرد.
فروشگاهها، پیجها، آموزشگاهها و حتی کارگاهها داده دارند و نمیدانند چه کارش کنند. کسی که بتواند داده را تبدیل به گزارش قابل فهم و پیشنهاد اجرایی کند، هنوز رقیب زیاد ندارد.
همزمان آموزش کاربردی جان گرفت.
نه آموزش نمایشی، نه کلاسهای پرزرقوبرق. آموزش ساده و قابل استفاده برای مدیر، معلم، پزشک، فروشنده و فریلنسر. کسی که بلد باشد پیچیدگی را بشکند، کلاسش پر میشود.
و در نهایت اتوماسیونهای ساده ولی مفید.
نه پروژههای عجیب، نه سیستمهای فضایی. حذف کارهای تکراری، پاسخدهی، گزارشسازی، دستهبندی. اینها هزینه نیستند، صرفهجوییاند. و صرفهجویی همیشه مشتری دارد.
اما همزمان، یکسری شغل عملاً حذف شدند
تایپیستها و اپراتورهای ورود اطلاعات تقریباً تمام شدند.
مزیتشان سرعت بود و این مزیت دیگر ارزشی ندارد.
تولیدکنندگان محتوای کپیپیست حذف شدند.
متنهای کلیشهای، ترجمههای بیفهم، کپشنهای خالی. حتی ارزان هم دیگر نیستند، چون جایگزینشان مجانی است.
مترجمان عمومی بدون تخصص به حاشیه رفتند.
ترجمه ساده دیگر مزیت نیست. فقط تخصص، فقط تحلیل، فقط ویرایش انسانی.
پشتیبانیهای ساده دچار آب رفتن مشتری و بازار شدند.
سوالات تکراری، جوابهای آماده. این بخش دیگر آدم نمیخواهد.
طراحی گرافیکی سطحی افت کرد.
اجرا بدون ایده ارزش ندارد. فکر مهم است، نه کلیک.
حسابداری صرفاً ثبتمحور در حال انقراض است.
ثبت را نرمافزار انجام میدهد. تحلیل را انسان.
و یک دسته خطرناکتر هم هست:
شغلهایی که هنوز اسم دارند، ولی امنیت ندارند.
ادمین بدون استراتژی، کارمند اداری بیمهارت خاص، مدرس حفظی، گزارشنویس تکراری. اینها حذف نشدهاند، اما درآمدشان آرامآرام آب میرود.
جمعبندی :
هوش مصنوعی شغل را مستقیم نمیکشد.
شغلهایی را میکشد که قابل پیشبینی، تکراری و بیفکرند.
در عوض به کسی که یاد میگیرد، مسئله حل میکند و خروجی میسازد، جا میدهد.
نه با شعار، با پول.
این موج منتظر کسی نمیماند.
یا مهارتت را ارتقا میدهی، یا شغلت تبدیل میشود به خاطرهای که میگویی «یه زمانی خوب بود».