«فردای توافق؛ آیا ایران در انتظار معجزه است یا یک جراحی دردناک؟!
تصور کنید سالها در یک اتاق دربسته و تاریک حبس شدهاید که اکسیژن آن روز به روز کمتر میشود. حالا ناگهان کلید در میچرخد و نوری خیرهکننده به داخل میتابد. آیا بلافاصله بعد از باز شدن در، میتوانید شروع به دویدن کنید؟ یا شاید نیاز دارید ابتدا چشمانتان را به نور عادت دهید و عضلات تحلیلرفتهتان را دوباره فعال کنید؟ توافق احتمالی با آمریکا برای اقتصاد ایران دقیقاً همین «باز شدن در» است؛ اما برخلاف تصور بسیاری، این پایانِ مسیرِ سخت نیست، بلکه شروعِ واقعیِ «مسئولیت» ماست. سوال اصلی این است: آیا ما برای مدیریت این سیلِ فرصتها آمادهایم، یا دوباره قرار است با تصمیمات هیجانی، شیرینی این لحظه را به کام خودمان تلخ کنیم؟
۱. شوک درمانی در بازار ارز و تورم
اولین اثر توافق، نه در کارخانهها، بلکه در بازار «انتظارات» رخ میدهد. با کاهش تنشهای سیاسی، نرخ ارز احتمالا با یک سقوط روانی مواجه میشود. این یعنی کاهش تورمِ انتظاری. اما توجه داشته باشید؛ این کاهش قیمت، به معنای ارزانی همه چیز نیست؛ بلکه به معنای «توقفِ سرعتِ افزایش قیمتها» است. در کوتاهمدت، شاهد کاهش قیمت در کالاهای وارداتی و سرمایهای (مثل خودرو و لوازم خانگی) خواهیم بود، اما تثبیت قیمتها در سبد خوراکی خانوار، به زمان بیشتری نیاز دارد.
۲. اشتغال؛ وعدههای بزرگ و واقعیتهای کوچک
بسیاری فکر میکنند به محض امضای توافق، میلیونها شغل ایجاد میشود. اما واقعیت این است:
*بیکاری ساختاری:* ما با کمبود نیروی کار متخصص و مازاد نیروی کار غیرمتخصص روبرو هستیم.
*رشد صنایع پیشران:* در صورت لغو تحریمها، نفت و صنایع پتروشیمی اولین جایی هستند که جانی دوباره میگیرند. این صنایع اشتغالزایی مستقیم محدودی دارند، اما درآمد ارزی که وارد کشور میکنند، میتواند موتورِ محرکِ صنایع کوچک و متوسط (که بیشترین اشتغال را دارند) باشد.
*سرمایهگذاری:* تا زمانی که نظام بانکی ما اصلاح نشود و موانع کسبوکار از سرِ کارآفرینان برداشته نشود، حتی با وجود دلارِ ارزان، موتور اشتغال با سرعت کامل روشن نخواهد شد.
۳. خطرِ «بیماری هلندی» دوباره
یک خطر بزرگ وجود دارد؛ اینکه دولتها دوباره با درآمد بادآوردهی نفت، شروع به واردات بیرویه کنند تا رضایت کوتاهمدت مردم را بخرند. اگر توافق منجر به تولید نشود و فقط صرفِ واردات کالاهای مصرفی شود، ما دقیقاً همان چرخهای را تکرار میکنیم که دهههاست اقتصاد ایران را از پای درآورده است.
-توافق با آمریکا، یک «عصای جادویی» نیست که مشکلات ۳۰ سال گذشته را در یک شب حل کند. این توافق، تنها «فرصتی برای تنفس» است. برای اینکه این تنفس به «دویدن» تبدیل شود، ما به دو چیز نیاز داریم: ۱. ثبات در سیاستگذاری داخلی (تا سرمایهگذار بداند فردا چه قانونی بر سرش آوار نمیشود) و ۲. تمرکز بر تولید صادراتمحور به جای خامفروشی.
ایرانِ فردای توافق، نه بهشتِ برین است و نه برزخ؛ بلکه زمین بازیِ جدیدی است که در آن، تنها کسانی برنده خواهند بود که «عقلانیت اقتصادی» را جایگزین «شعارزدگی سیاسی» کنند.
مخلص امین ظاهری