ویرگول
ورودثبت نام
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
خواندن ۴ دقیقه·۱۱ روز پیش

فریب بزرگ (اشتغال خانگی )


فریبِ بزرگ «اشتغال خانگی»؛ چرا سیاست‌های فعلی به جای تولید ثروت، اقتصاد را فلج می‌کنند؟

در حالی که مدیران و متولیان اقتصاد، «اشتغال خانگی» را به عنوان یک معجزه برای حل مشکلات معیشتی تبلیغ می‌کنند، حقیقت این است که این رویکرد، نه تنها به تولید ثروت و پیشرفت ایران کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند باعث نابودی صنایع اصیل و ایجاد یک اقتصاد بی‌کیفیت و ناپایدار شود.

ما در دورانی هستیم که از هر کلمه و شعاری برای آرام کردنِ بحران‌ها استفاده می‌شود. یکی از این شعارهای پرزرق‌وبرق، «اشتغال خانگی» است. مدیران و متولیان اشتغال، با ساده‌انگاریِ بیش از حد، این مفهوم را به عنوان راه‌حلی برای بیکاری معرفی می‌کنند؛ اما بیایید با صراحت بگوییم: آنچه امروز در ایران تحت عنوان «اشتغال خانگی» تبلیغ می‌شود، در واقع یک «تله‌ی اقتصادی» است که هیچ مسیری به سمت پیشرفت کشور ندارد.

۱. توهمِ ایجاد شغل؛ وقتی عدد، جای حقیقت را می‌گیرد

سیاست‌گذاران عاشقِ اعداد هستند. آن‌ها با افزایش تعداد «فعالیت‌های خانگی»، ادعا می‌کنند که نرخ بیکاری را کاهش داده‌اند. اما این یک عددِ فریبنده است.

تفاوت میان «شغل» و «فعالیت درآمدزاییِ پراکنده» بسیار زیاد است. اقتصاد پیشرفته بر پایه شغل‌های پایدار، با ارزش افزوده بالا و تولیدات صنعتی یا هنریِ استاندارد بنا شده است. اما آنچه امروز در ایران تبلیغ می‌شود، مجموعه‌ای از فعالیت‌های خُرد، بی‌کیفیت و بدون آینده است. این‌ها «شغل» نیستند؛ این‌ها تنها تلاش‌های پراکنده برای بقا هستند که هیچ اثری در رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور ندارند.

۲. چرا «اشتغال خانگیِ فعلی» به پیشرفت ایران کمک نمی‌کند؟

اگر نگاهی دقیق به ماهیت این فعالیت‌ها بیندازیم، متوجه می‌شویم که این رویکرد، دقیقاً برخلاف مسیر توسعه است. دلایل اصلی این ناکارآمدی عبارتند از:

عدم تولید ارزش افزوده: در اقتصاد مدرن، ثروت از جایی تولید می‌شود که کالایی با کیفیت، با تکنولوژی یا با هنرِ خاص تولید شود که قابل صادرات باشد. فعالیت‌های خانگیِ فعلی (مانند بسته‌بندی‌های ساده، مونتاژهای بی‌معنا یا تولیدات بی‌کیفیت) ارزش افزوده‌ی بسیار ناچیزی دارند و عملاً ثروت را در سطح بسیار پایین و محلی نگه می‌دارند.
ایجاد اقتصادِ «بی‌هویت» و «بی‌کیفیت»: وقتی تمرکز فقط بر «درآمدزایی سریع» باشد، کیفیت فدای سرعت می‌شود. این کار باعث می‌شود بازار کشور پر شود از کالاهای بی‌کیفیت که نه در بازارهای جهانی جایی دارند و نه اعتبار برند ملی ایران را بالا می‌برند.
عدم پایداری و نبود امنیت شغلی: اشتغال خانگیِ تبلیغ‌شده، هیچ زیرساخت حقوقی، بیمه‌ای یا حفاظتی برای کارگر ندارد. این یعنی ما در حال ساختن یک طبقه از «کارگران پنهان» هستیم که هر لحظه با بحرانِ از دست دادن درآمد روبرو هستند و هیچ امکان رشد یا ارتقای شغلی ندارند.
مانع تولید رسمی و صنعتی:این رویکرد، جایگزینِ برنامه‌ریزی برای ایجاد کارخانه‌ها، کارگاه‌های استاندارد و صنایع منظم می‌شود. به جای اینکه دولت فکر کند چگونه زیرساخت‌های صنعتی ایجاد کند تا ثروت عظیم تولید شود، به جای آن، به دنبال توزیعِ «باقیمانده‌های اقتصادی» در خانه‌ها می‌گردد.

۳. فاجعه‌ی بزرگ: نابودی صنایع دستی در سایه‌ی اشتغال خانگی

خطرناک‌ترین بخش این ماجرا، زمانی رخ می‌دهد که این نگاهِ ساده‌انگارانه به صنایع دستی سرایت می‌کند. وقتی مدیران، هر فعالیتی که در خانه انجام می‌شود را با عنوان «صنایع دستی» تبلیغ می‌کنند، در واقع دارند به میراث فرهنگی ایران ضربه می‌زنند.

با این نگاه، مرز میان «هنر اصیل» (که محصولی صادراتی، گران‌قیمت و حامل هویت ملی است) و «تولیدات دم‌دستی» از بین می‌رود. وقتی هنرمندِ واقعی، فرش یا میناکاری خود را در میان انبوه کالاهای خانگیِ بی‌کیفیت که با برچسب صنایع دستی فروخته می‌شوند، می‌بیند، انگیزه خود را از دست می‌دهد. این یعنی مرگ تدریجیِ هنر و تبدیل شدنِ صنایع دستی به یک کالای ارزان و بی‌ارزش.

۴. نتیجه‌گیری: ما به «تولید ثروت» نیاز داریم، نه «توزیع فقر»

باید از این رویکردِ «توزیعِ فعالیت‌های کوچک در خانه‌ها» فراتر برویم. مدیریت اقتصاد و اشتغال نباید با دنبال کردنِ ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه (یعنی همان اشتغال خانگیِ بی‌کیفیت)، به دنبال پوشاندنِ بحران‌ها باشد.

پیشرفت ایران در گرو این است که:
1. به جای تمرکز بر «محل کار» (خانه)، بر «ماهیت کار» (مهارت و کیفیت) تمرکز کنیم.
2. به جای حمایت از فعالیت‌های بی‌کیفیت، به دنبال استانداردسازی و رسمی کردن تولیدات خُرد باشیم.
3. به جای تولید کالاهای مصرفیِ بی‌ارزش، بر روی صنایع با ارزش افزوده بالا (از جمله صنایع دستی اصیل و صنایع تبدیلی) سرمایه‌گذاری کنیم.

اشتغال خانگی اگر به صورت مدیریت‌شده و در قالب «تولیدات خُردِ استاندارد» باشد، می‌تواند یک مکمل باشد؛ اما اگر به عنوان راهکار اصلیِ مدیران برای حل بیکاری تبلیغ شود، تنها یک «مسکنِ تلخ» است که در نهایت باعث فلج شدنِ بیشترِ موتور تولید و نابودی اصالت‌های کشورمان خواهد شد.

اگر شما هم معتقدید که باید از نگاهِ «تعداد شغل» به سمت نگاهِ «کیفیت شغل» حرکت کنیم، این مطلب را به اشتراک بگذارید.
مخلص امین ظاهری

صنایع دستیارزش افزوده
۰
۰
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید