ویرگول
ورودثبت نام
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

پالایشگاه های جدید با منطق و فکر قدیمی

هر بار که خبر افتتاح یک پالایشگاه یا پتروشیمی تازه منتشر می‌شود، یک انتظار تکراری هم زنده می‌شود؛ این‌که بالاخره قرار است صنعت نفت ایران وارد دوره سوددهی پایدار شود. اما تجربه سال‌های اخیر چیز دیگری می‌گوید. بسیاری از همین پروژه‌های جدید، با وجود سرمایه‌گذاری‌های سنگین، نه‌تنها معجزه نمی‌کنند بلکه گاهی حتی روی کاغذ هم سودده نیستند. دلیلش نه کمبود خوراک است و نه نبود بازار، مسئله جای دیگری‌ست: مسئله اینجاست که منطق طراحی حاکم بر بسیاری از پروژه‌ها، متعلق به نسل قدیمی صنعت نفت است؛ نه منطق ارزش‌آفرینی امروز.

مسئله کجاست؟

در اغلب پالایشگاه‌های ایران، نوساز بودن به معنای تغییر بنیادین در فرض‌های طراحی و اقتصاد فرآیند نیست. اسکلت فلزی نو است، تجهیزات ثابت و دوار و ابزار دقیق و.... تازه‌اند، اما معماری فکری مدیران ارشد و تصمیم گیران اصلی قدیمی است؛ معماری‌ای که هدفش فقط تبدیل نفت خام به سوخت بوده و همچنان هست نه خلق ارزش اقتصادی پایدار.

این نوع نگاه در طراحی معمولاً چند ویژگی مشترک دارد:

  • سهم بالایی از استخراج نفت به محصولاتی کم‌ارزش مثل نفت کوره منتج می‌شود .

  • واحدهای ارتقادهنده سنگین یا حذف شده‌اند یا با ظرفیت محدود کار می‌کنند.

  • مصرف انرژی بالاست و بازیافت حرارتی در حد حداقلی انجام می‌شود.

  • سبد محصولات انعطاف‌پذیر نیست و پالایشگاه در برابر تغییر بازار قفل می‌شود.

مثال عینی: پالایشگاه ستاره خلیج فارس و محدودیت منطق سوخت‌محور

برای روشن شدن بحث، بد نیست سراغ یک نمونه واقعی برویم. پالایشگاه ستاره خلیج فارس به‌عنوان بزرگ‌ترین پالایشگاه میعانات گازی کشور، از نظر زمان بهره‌برداری پروژه‌ای جدید محسوب می‌شود و بارها به‌عنوان نماد خودکفایی در بنزین معرفی شده است.

اما اگر با نگاه فنی و اقتصادی به آن نگاه کنیم، تصویر پیچیده‌تر می‌شود:

  • خوراک پالایشگاه، میعانات گازی با ارزش صادراتی بالاست که می‌توانست در زنجیره پتروشیمی ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.

  • تمرکز اصلی طراحی روی تولید سوخت است، نه محصولات شیمیایی یا میان‌دستی با حاشیه سود بالاتر.

  • وابستگی شدید به مصرف انرژی و هیدروژن، هزینه‌های عملیاتی را بالا می‌برد.

  • سوددهی پروژه به‌شدت به قیمت‌های دستوری داخلی و یارانه پنهان وابسته است، نه مزیت رقابتی واقعی.

به بیان ساده، ستاره خلیج فارس بنزین تولید می‌کند، اما طراحی آن الزاماً برای ارتقا ارزش اقتصادی کل خوراک شکل نگرفته است.

هر لیتر بنزین واقعاً چقدر تمام می‌شود؟

اگر هزینه‌ها را همان‌طور که در اقتصاد مهندسی تعریف می‌شود حساب کنیم، تصویر خوشایندی به‌دست نمی‌آید.

با این فرض‌ها:

  • خوراک با قیمت فرصت صادراتی محاسبه شود.

  • راندمان واقعی واحدها و تولید فرآورده‌های کم‌ارزش لحاظ شود.

  • هزینه انرژی، کاتالیست، تعمیرات اساسی، استهلاک سرمایه و خواب سرمایه دیده شود.

در پالایشگاه‌هایی با منطق طراحی مشابه، هزینه واقعی تولید هر لیتر بنزین می‌تواند در محدوده‌ای معادل ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان (به قیمت‌های امروز و بدون یارانه پنهان) قرار بگیرد.

این عدد نه اغراق است و نه سیاسی؛ نتیجه مستقیم طراحی‌ای است که ارزش را در «حجم تولید» می‌بیند، نه در «کیفیت سبد محصول».

چرا با این مدل سود شکل نمی‌گیرد؟

چون بنزین به‌تنهایی محصول و کالای سودآوری نیست. وقتی بخش بزرگی از نفت خام یا میعانات به فرآورده‌هایی تبدیل می‌شود که یا بازار ندارند یا با تخفیف سنگین فروخته می‌شوند، کل پروژه روی دوش یارانه (بیت المال )می‌ایستد، نه روی پای خودش.

مسئله اصلی: ذهنیت ساخت پالایشگاه

تا زمانی که پالایشگاه در ایران بیشتر یک پروژه سیاسی و نمادین باشد تا یک بنگاه اقتصادی رقابتی، نتیجه همین خواهد بود؛ پروژه‌های بزرگ، پرهزینه و کم‌بازده باقی خواهند ماند

مشکل صنعت نفت ایران کمبود دانش یا تجهیزات نیست. مسئله، اصرار بر ساخت آینده با نقشه‌های گذشته است. پالایشگاه مدرن فقط ساختمان جدید نیست؛ طراحی نو، نگاه اقتصادی و شجاعت عبور ازمنط منطق قدیمی می‌خواهد.

صنعت نفت
۰
۰
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید