تشکلهایی با اسمهای بزرگ و خروجیهای منفی
از اندیشکدهها و مجامع مشورتی تا حزبهایی که فقط روی کاغذ تیم و خرد جمعی و به نوعی تقلید و پیروی از رفتار متمدنانه جوامع پیشرفته هستند در همهجای دنیا اندیشکده، مجمع مشورتی، انجمن عمومی و حزب سیاسی یک معنا دارد: یک جمع تخصصی که برای تولید فکر، اصلاح سیاستها، رصد فساد و ارائه راهحل جمعی تشکیل میشود. در ظاهر هم همین را تبلیغ میکنند: تیمورک، شفافیت، مشارکت عمومی، عضوگیری آزاد، گزارشدهی منظم. اما همین سازوکار که در کشورهای سالم موتور توسعه است، در ایران بهطرز غمانگیزی مسخ شده. یک پوستهی شبیه گل مزبله ! مانده و یک هستهی چرکین ساخته شده؛ چیزی شبیه یک ارگان رسمی که به مرور تبدیل شده به حیات خلوت چند نفر و چند باند، نه ابزار توسعه. اسمهای پرطمطراق، محتواهای پوچ هر روز نام جدیدی از «اندیشکده فلان»، «مرکز راهبردی بهمان»، «مجمع مشورتی» یا «کمیته ارتقای هرچیزی» ظاهر میشود. ظاهرشان آنقدر شیک است که مردم فکر میکنند اینها اتاق فکر کشورند؛ اما واقعیت؟ خروجی: صفر گزارش: صفر شفافیت: صفر تعداد: رو به افزایش، کاملا انگلوار.
شاید شما هم مثل من برای عضویت در این دسته ها و ....اقدام و حتی تلاش هم کردید اما موفق نشدید معمولا سایت اینترنتی آدرس و راه های تماس عمومی شده ندارند و اگر هم دارند دسترسی محدود شده و حتی مواردی شماره تلفن های کاملا اشتباه و چند عدد را در محل تماس با ما سایت قرار داده اند و....
شاید بپرسید چرا عضو گیری از افراد علاقمند ندارند؟ خیلی ساده. چون اصلا ساخته نشدهاند که گزارش بدهند، شفاف باشند یا ظرفیت اجتماعی بسازند. اینها جمعهای بستهاند؛ دقیقترش «کلونی». عضوگیریشان اگر در سایت یا کانال باشد، صد درصد نمایشی است. هدف اصلی: حفظ حلقه خودیها، نه جذب نیرو و نه مشارکت مردمی. اینها اگر واقعا دنبال مشارکت بودند، الان باید صدها متخصص، پژوهشگر، دانشجو، فعال مدنی، نخبگان استانی و گروههای داوطلب را در خود جای میدادند. اما چنین اتفاقی نمیافتد چون اصلا مزاحم بیزنس اصلیشان میشود.
بودجه اینها از کجا میآید؟ جواب تلخ است: از جیب مردم. از ردیفهای بودجهای تاریک، از کمکهای بلاعوض شبهه دار و بدون حساب و کتاب ، از ساختمانهای مصادرهشده یا واگذار شده، از امکانات عمومی که بیصدا در اختیارشان قرار میگیرد. اینها عملا ستادهای انتخاباتی چهارفصلاند؛ همیشه فعال، همیشه خرجبر، همیشه متصل به قدرت.
ناظرشان کیست؟ در اصل ، باید زیر نظر نهادهای نظارتی، دیوان محاسبات، مجلس و دستگاههای شفافیتساز باشند. اما در عمل، با توجه به پشتوانههای درونحکومتیشان، هیچکس جرات نزدیک شدن به این جرثومه ها ندارد . این خانههای تاریک، بدون چراغ و بدون دید ، عملا خارج از دیدرس نهادهای نظارتیاند. هیچ گزارش مالی، هیچ گزارش عملکرد، هیچ گزارش عمومی.
کارکرد اصلیشان چیست؟ نقش واقعیشان بیشتر این است: محافظت از منافع حلقه ای کوچک . توزیع پروژهها. شبکهسازی برای اربابان و پدر خوانده هایشان
مدیران و دست اندر کاران این مجموعه ها چه تیپ افرادی هستند ؟
اکثرا افرادی که شدیداً عطش و شهوت قدرت و کسب جایگاه و پست های خوب دولتی دارند اما به دلایلی یا در مسابقه و حین تقسیم دستشان کوتاه مانده اما در همان زمانی که چشم به شانس خود برای یک شبه بالا رفتن داشتند با افراد و مدیران دارای قدرت و نفوذ خواه ناخواه برخورد داشته و جهت ابراز ارادت و دستمال ....به عنوان پیشکار منشی راننده کت کش کیف کش یا حتی در مواقعی عربده کش جان نثاری و نمک پرورده بودن خود را به آقایون رئیسان نشان داده اند .معمولا این تیپ توسط صاحب و مالک مجموعه به رتق و فتق امور و کلید داری منصوب میشوند ، مدیریت یک مرکز فرمالیته، یک ساختمان چندطبقه، بودجه عمومی و اختیار توزیع رانت.
آسیب به کشور این مجموعه ها چقدر است؟ وقتی کشوری با بحران بودجه، کمبود منابع، کمبود انرژی و فشار شدید روی مردم مواجه است، وجود همین کلونیها مثل غدههای بدخیم است. کمخروجی، پرهزینه، پنهان و سرطانی. قطع شدن و ریشه کنی همینها بهتنهایی میتواند بار مالی قابلتوجهی از دوش کشور بردارد. اما چون این مراکز بازوی برخی افراد با نفوذ محسوب میشوند، حذفشان هم سخت است. اینها نسخهی ثابت ستاد انتخاباتیاند؛ فقط انتخاباتی نیستند، همیشگیاند. مردم خرج میکنند، حلقه خاص سود میبرد.
تا زمانی که این ساختارهای بدون شفافیت واقعی و بدون خروجی پابرجا باشند، نمیتوان انتظار داشت کشور از چرخه معیوب هزینهسوزی بیرون بیاید. نامشان علمی است اما کارکردشان شخصی؛ ظاهرشان توسعهگراست اما باطنشان رانتزا. اگر واقعا رسالت اندیشکده و مجمع و حزب مشارکت عمومی است، باید: گزارش عملکرد داشته باشند درهایشان باز باشد عضوگیری واقعی کنند از بودجه عمومی جدا شوند یا دستکم دقیق حساب پس بدهند و از حالت «پاتوق خصوصی» و ((((کلوپ هیئت ))))خارج شوند. تا آن زمان، همیشه تصویر تلخ و انتشار آلودگی پابرجاست: ساختمانهای دولتی اشغالشده، بودجههای بیصدا خرجشده، گروههایی که خون مردم را میمکند و در تاریکی رشد میکنند .این مجموعه های چرکین به تنهایی بار سنگینی شده اند بر رنج تبعیض بر درد رانت
اینان به قدری ریشه زده اند و تکثیر شده اند که برای پاکسازی قطعا نیاز به جراح حاذق و دلسوز دارد و چه کسی عمل جراحی باز سنگین و حساس بدون خون ریزی دیده ؟!!
مخلص امین ظاهری
مخلص امین ظاهری