
با نزدیک شدن به ماه مهر و آغاز سال تحصیلی جدید، یکی از دغدغههای اصلی خانوادههای ایرانی بار دیگر خود را نشان میدهد: تهیه لوازمالتحریر برای فرزندانشان. این دغدغه هر ساله وجود داشته، اما در سال ۱۴۰۴، با توجه به افزایش قابل توجه هزینهها، رنگ و بوی جدیتری به خود گرفته است. گزارشهای رسمی و بررسیهای میدانی نشان میدهد که حداقل هزینه برای تهیه وسایل مورد نیاز یک دانشآموز مقطع ابتدایی، حدود ۳ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان برآورد میشود؛ عددی که معادل بیش از ۷۰ درصد حداقل حقوق یک کارگر است. این یعنی تنها برای خرید ابتداییترین وسایل، خانوادهها باید تقریباً تمام درآمد یک ماه خود را کنار بگذارند.
لوازمالتحریر؛ سبدی کوچک با بار سنگین
وقتی صحبت از لوازمالتحریر میشود، ذهن خیلیها فقط به دفتر و مداد و خودکار میرود؛ اما در واقعیت، سبد خرید لوازم دانشآموزان بسیار متنوعتر است. بر اساس فهرستهای استاندارد وزارت آموزش و پرورش و همچنین تجربه والدین، یک دانشآموز ابتدایی معمولاً به اقلام زیر نیاز دارد:
دفترچههای ۴۰ و ۶۰ و ۱۰۰ برگ برای دروس مختلف
مداد، پاککن، تراش و مدادرنگی
خودکار و ماژیک علامتگذار
خطکش، پرگار و ابزار هندسه
کیف مدرسه و جامدادی
کتابهای کمکدرسی و کار (که به انتخاب والدین و معلمان اضافه میشوند)
اگر قیمتهای شهریور ۱۴۰۴ را بررسی کنیم، متوجه میشویم که حتی سادهترین اقلام هم رشد قیمتی چشمگیری داشتهاند. مثلاً یک بسته ۱۲ عددی مداد رنگی متوسط، حدود ۲۵۰ هزار تومان قیمت دارد؛ یا یک دفتر ۱۰۰ برگ ایرانی ساده، بین ۸۰ تا ۱۲۰ هزار تومان به فروش میرسد. کیف مدرسه، که جزو اصلیترین خریدهاست، بسته به کیفیت و برند، از ۸۰۰ هزار تومان تا بیش از ۲ میلیون تومان قیمتگذاری میشود.
اعداد و ارقام رسمی از سال ۱۴۰۴
بر اساس آخرین گزارشهای مرکز آمار ایران و اتحادیه نوشتافزار کشور:
هزینه حداقل لوازم ضروری یک دانشآموز ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵، حدود ۳ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان برآورد شده است.
حداقل دستمزد ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۴، حدود ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است.
این یعنی خرید لوازم مدرسه برای یک دانشآموز ابتدایی، چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد حقوق یک ماه یک کارگر را میبلعد.
اگر خانوادهای دو فرزند محصل داشته باشد، هزینه ابتدایی خرید لوازمالتحریر به بیش از ۷ میلیون تومان میرسد.
این ارقام تنها مربوط به آغاز سال تحصیلی است؛ در طول سال، بسیاری از وسایل مصرف میشوند یا نیاز به جایگزینی دارند. به همین دلیل، هزینه واقعی خانوادهها معمولاً بالاتر از این برآورد رسمی خواهد بود.
فشار مضاعف بر طبقه کارگر
برای یک خانواده کارگری که درآمد ماهانهاش به سختی کفاف اجارهخانه، خوراک و سایر مخارج ضروری را میدهد، خرید لوازم مدرسه به یک چالش بزرگ بدل شده است. بسیاری از والدین در گفتگو با رسانهها گفتهاند که مجبورند برای کاهش هزینهها:
از خرید کیف و کفش نو صرفنظر کنند.
تنها وسایل کاملاً ضروری را تهیه کنند و وسایل جانبی را حذف کنند.
سراغ کالاهای بیکیفیت یا تقلبی بروند.
یا حتی وسایل سال گذشته فرزندشان را بازسازی کرده و دوباره مورد استفاده قرار دهند.
این در حالی است که کودکان، بهویژه در مقاطع ابتدایی، علاقه زیادی به داشتن وسایل نو و رنگارنگ دارند و فشار روانی نداشتن این امکانات، میتواند روی انگیزه آنها اثر منفی بگذارد.
بازار لوازمالتحریر در شهریور ۱۴۰۴
بازار نوشتافزار ایران در سال جاری حالوهوای متفاوتی دارد. واردات محدود، افزایش هزینه تولید داخلی و تورم عمومی، باعث شده قیمتها به شکل قابل توجهی افزایش یابد. فروشندگان میگویند حاشیه سود آنها تغییر زیادی نکرده، بلکه افزایش قیمت ناشی از بالا رفتن هزینه تولید و واردات است.
از سوی دیگر، کالاهای خارجی همچنان مشتری خاص خود را دارند. برندهای مشهور اروپایی و ژاپنی، قیمتهایی بین ۵ تا ۱۰ برابر مشابه ایرانی دارند. با این حال، بسیاری از خانوادههای مرفه برای کیفیت و پرستیژ، این اجناس را انتخاب میکنند؛ در حالی که اکثریت جامعه به خرید اجناس داخلی یا حتی بینام و نشان بسنده کردهاند.
کمکهای دولتی و نهادهای حمایتی
در سالهای اخیر، دولت و برخی نهادهای مردمی تلاش کردهاند با برگزاری جشن عاطفهها، پویشهای مدرسهسازی و توزیع بستههای حمایتی، بخشی از هزینهها را برای خانوادههای کمدرآمد پوشش دهند. در شهریور ۱۴۰۴ نیز کمیته امداد و سازمان بهزیستی اعلام کردهاند که به دانشآموزان تحت پوشش، بستههای لوازمالتحریر اهدا خواهند کرد.
اما واقعیت این است که تعداد دانشآموزان نیازمند بسیار بیشتر از ظرفیت این نهادهاست. طبق آمار غیررسمی، بیش از ۳۰ درصد دانشآموزان کشور در خانوادههایی زندگی میکنند که توانایی تأمین کامل لوازم مدرسه را ندارند.
تأثیر روانی و اجتماعی مسئله
مسئله لوازمالتحریر، فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ جنبههای روانی و اجتماعی آن نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی یک دانشآموز با دفترهای کهنه و مدادهای کوتاهشده وارد کلاس میشود و همکلاسیاش بهترین کیف و مدادرنگی ۲۴ رنگ دارد، این تفاوت میتواند به احساس حقارت و کاهش اعتمادبهنفس او منجر شود.
از طرف دیگر، آموزش و پرورش بارها تأکید کرده که نباید رقابت بر سر وسایل و ظواهر به کلاسها راه یابد؛ اما در عمل، فرهنگ مصرفی و تبلیغات رنگارنگ فروشگاهها باعث میشود کودکان و والدین همواره درگیر این مقایسهها باشند.
آینده بازار و امیدها
کارشناسان اقتصادی معتقدند تا زمانی که نرخ تورم بالا باشد و درآمد واقعی خانوادهها رشد نکند، این چرخه هر سال تکرار خواهد شد. راهحلهای پیشنهادی شامل:
1. حمایت بیشتر دولت از تولیدکنندگان داخلی لوازمالتحریر برای کاهش قیمتها.
2. توزیع بستههای یارانهای برای خانوادههای کمدرآمد.
3. آموزش فرهنگی در مدارس برای کاهش فشار مصرفگرایی بر کودکان.
سخن پایانی
بازگشایی مدارس همیشه با شور و شوق همراه بوده است؛ بوی دفترهای تازه و مدادهای نو یادآور خاطرات شیرین دوران کودکی است. اما در شهریور ۱۴۰۴، این شور و شوق برای بسیاری از خانوادهها با نگرانی از هزینههای سنگین همراه شده است. هزینهای که به راحتی میتواند تعادل یک خانواده کارگری را بر هم بزند.
واقعیت این است که آینده کشور در گرو آموزش همین کودکان است. اگر لوازم سادهای چون دفتر و مداد، به مانعی جدی بر سر راه تحصیل تبدیل شود، جامعه در بلندمدت با آسیبهای عمیقی روبهرو خواهد شد. شاید زمان آن رسیده که همه؛ از دولت و نهادهای حمایتی گرفته تا خیرین و حتی خود شهروندان، به سهم خود نقشی در کاهش این فشار اقتصادی ایفا کنند.