ویرگول
ورودثبت نام
امیر دریایی
امیر دریاییزیر سایه قوانین فیزیک. اینستاگرام من: Instagram.com/shutter_tvc
امیر دریایی
امیر دریایی
خواندن ۱۵ دقیقه·۱۱ ساعت پیش

تبدیل متن موسیقی Levitating از Dua Lipa به نثر روان

بسمی تعالی

در این مطلب بنا به دلیلی که به بیان شرح ان متعاقبا خواهم پرداخت، به ترجمه، تبدیل و تفسیری که در موضوع مطلب اظهار داشتیم میپردازم و همچنین نحوه و روند این کار را نیز شرح میدهم. منظورم استدلال ها و شرح دلایلی است که در طول روند تبدیل به کار میرم تا این مطلب برای شما خوانندگان عزیز واضح تر، آموزنده تر و سرگرم کننده تر باشد.

ابدتا بنا به قولی که اخیرا دادم دلیل این کارم را شرح میدهم:

برای اینکه قضاوت درستی از شمت شما متعاقبا به من وارد شود با جبر خود و زندگیم شروع میکنم. من جوانی در حدود 20 سال هستم که انزوا و تنهایی را به اجتماع همواره ترجیه میدادم و میدهم. این از بابت پخمه یا کم توان بودن مغز من نیست بلکه بنا به شانس و بدون دلیل خاصی به این نوع تفکر و زندگی گراییدم کما اینکه بسیاری دیگر هم همین نوع گرایش را دارند پس انزوای من از بابت غیر عادی بودن من نیست و مانند بسیاری دیگر صرفا این نوع تنش را با پیرامون خود را دوست دارم.

در این انزوا و وقت زیادی - که از نعمتی از سمت خداوند میباشد - همراه من کتاب هایی بوده با ماهیت داستانی که شامل فضا سازی و شخصیت پردازی و شرح روابط و افکار و بدیهیات افراد و زندگی است و من نیز که مستعد خیال پردازی بودم، حالا با مطالب مزبور استعداد خود را پرورش دادم که به حمدله توانایی پدید آوردن نوشتاری شامل ادبیات خاص، شخصیت پردازی و بقیه مطالب مذکور را دارا شدم.

حال که حدودی از ماهیت من براش شما آشکار شد به اتفاقاتی که منجر به این ایده شد میپردازم:

امروز که این نوشته را شروع کردم - و یحتمل تا ساعاتی دیگر آن را به پایان میرسانم چون قبلا کار ترجمه و تبدیل ادبیات را با لوحه و قلم به پایان رسانیدم و فقط حروف چینی آن با صفحه کلید باقی مانده که بنا به قدرت حروف چینی با پنج انگشت و مهارت جمله سازی سریع من بدون اتلاف وقت قادر به پایان رسانیدن آن تا احتمالا دو ساعت دیگر باشم. - در میان دوره موقت قطعی اینترنت جهانی به دلیل بی نظمی های خطرناک در سطح کشور هستیم و من که اخیرا با بد شانسی مواجه شده بودم که با شرح آن شما را خسته نخواهم کرد، بدون هیچ گونه فیلم یا یازی کامپیوتری این مرخصی را به سر میبرم و باز هم به اجبار به کتاب خانه پدرم - چون خودم کم سن میباشم و هنوز تعداد کتاب هایی که خواندم به 100 جلد نرسیده پس نمیتوانم کتابخانه ای برای خودم داشته باشم و همچنین کتاب هایی که قبلا خواندم را نیز در اختیار ندارم چون اکثرا قرضی بوده اند! - مراجعت کردم و با دیدن کلمه ذبیح الله منصوری چشمانم درخشید و این اسم در من ایجاد سرور کرد، این کتاب بنام چنین مادر چنین پسر و قسمت دوم آن ملکه مارگو بود و استاد منصوری صرفا مقدرمه ای در ان نوشته بود که شامل تعریفی از نویسنده بزرگوار الکساندر دومای پدر و تایید مترجم بزرگوار استاد پارسای بود ولی همین مقدمه باعث شد من نسبت به خواندن ان کتاب بسیار مشتاق شوم و چون بسیار وقت آزاد زیادی در برحه زمانی خاصی بنام مرخصی پایان ترم تحصیلی داشتم و مملکت در تب و تاب خطرناکی بود پس با اجبار و همزمان علاقه به شدت مبادرت به خواندن کتاب مزبور کردم. طوری که در حدود روزی 100 الی 150 از آن را میخواندم و میخوانم، کتاب مزبور قطور میباشد و شامل 550 صفحه بزرگ با نثر خاص ترجمه داستانی طبق دستور زبان در زمان قدیم قبل از تولد من بود. به همین دلیل گاها صفحاتی را دوبار میخواندم و سماجت و دقت من در این نوع نثر که از علاقه من می آمد باعث شد تا به صورت ناخودآگاه کلیات آن را بیاموزم و حال به تبختر و با سرعت بالا، قادر به نوشتن هستم.

حال که علاوه بر ماهیت من با علایق من نیز آشنا شدید این مهم که بارش ذهنی من شامل ترجمه این آهنگ هنگامی که به آن گوش میکردم در من پدیدار شد نباید در شما ایجاد تعجب کند! پس فوری به سمت لوحه و قلمی که همیشه در اتاق من در دسترس می باشد شتافتم و شروع به نوشتن کردم و در پایان تصمیم گرفتم آن را همراه با شرح دلایل آن به عنوان مکمل در این سایت قرار بدهم.

راهبرد نوشتاری من همانطور که با آن در شرحی که تاکنون داشتم آشنایی کافی پیدا کردید، بیان کامل و بدون جاافتادگی است یعنی تا حد بدون ابهام و حتی ایهام بودن آن را بوسیله علائم نگارشی و ادبی گسترش میدهیم و این گسترش به ادبیاتی خاص مزین میشود تا نوازنده چشمان شما شود.


در ابتدای اهنگ صدای مردی را میشنویم که نام گروه موسیقی دوا لیپا - که نمیدانم یعنی چه - را همراه با اراِئه استعاری و فضاسازی از محفل رقص میگوید. پنداری این قسمتی از آهنگ نیست و مطمئنا از سمت شاعر نبوده پس آن را در نظر نمیگیریم کما اینکه در ترجمه های موجود در فضای اینترنت هم قید نشده اند.

سپس با یک پس زمینه موزون شامل «آه، آه، ....» میشویم که در واقع بسیار مصنوعی سازی صوتی شده و به صورت یک ضرب اهنگ درآمده اما قطعا منشا انسانی دارد، این نوع آه بیشتر برای ابراز سرور شدید استفاده میشود تا اشتفاده های دیگری که از آن. مثل آه از بابت ترس یا درد.

If you wanna run away with me
اگه میخوای با من (از پیرامونت که استعاره از اعصاب یا نا خودآگاه درگیر مخاطب که شنونده تلقی میشود)بگریزی

I know a galaxy and I can take you for a ride
من کهکشانی را میشناسم و میتونم تو را به کهکشان مزبور(به معنایی نزدیک به مذکور) برای گریختن ببرم

در اینجا کهکشان در معنای استعاری خود مبنی بر وادی دیگری از عرفان استفاده شده.

I had a premonition that we fell into a rhythm
به من الهام شده بود که ما به ضرب اهنگ خاصی می رسیم

ضرب آهنگ: منظور همان کهکشان یا وادی عرفانی میباشد که حالا شاعر از آن به عنوان ضرب آهنگ موزونی مشترک برای رقصی اقلا شبیه، یاد میکند! انگار تاحالا پیش زمینه چیده، و حالا اصل ان ارائه شد.

ملاحظه داشته باشید این موسیقی برای محافل رقص ساخته شده است. آن هم رقصی با شدت بالا و پر جنب و جوش که احتمالا در آن چاشنی شهوت هم احساس شود! پس این اندیشه که در ابتدای اهنگ شاعر به همکاری دو فرد - احتمالا رقصنده ذاتی و رقصنده ثانویه - تشویق کند، اشتباه نخواهد بود.

Where the music don’t stop for life
جایی که موسیقی هرگز در زندگی متوقف نخواهد شد

موسیقی و ضرب آهنگ معنای مشابهی دارند فلذا اینجا موسیقی را همان ضرب آهنگ یا عامل همقطار ساز قطار رقص و احساسات (وادی جدید عرفان تلقینی از سمت شاعر) در نظر میگیریم.

Glitter in the sky, glitter in my eyes
درخشش در آسمان، درخشش در چشمهای من (را مشاهده کن و آن را در نظر بگیر یا بدان توجه کن)

درخشش مارا در محافل رقصی یا به قول معروف «دیسکو» می اندازد و بنظر من شاعر صرفا با نظر به این مهم سعی در متن نویسی هناهنگ با ضرب آهنگ خواسته شده از سمت آهنگ ساز را داشته.

Shining just the way I like
دقیقا همونجوری میدرخشه که من دوست دارم

حتی اگر در مصرع قبل شاعر اراجیف بافی کرده باشد حالا اینجا با پیوند ان به مطلبی که به شرح آن میپردازم فضا سازی قوی را پدیدار کرده:

خود را در محفل رقصی در نظر گیرید، با شنیدن مصرع قبل چشمان شما به چشمان همقطار شما در کهکشهان ضرب آهنگ رقص(بنا به فضاسازی قبلی شاعر در ابیات ابتدایی) میافتد حالا با شنیدن این مصرع شما به این حقیقت که چشمان همقطار شما در رقص درخشان است(چون همه چشم ها به نوبه ای درخشانند مخصوصا کسی که با او میرقصید!) جلب میشوید و همزمان مطمئن هستید که او نیز همین مهم را همزمان یا الساعه تجربه میکند پس این همذات و همزاد پنداری باعث ایجاد سرور در شما خواهد شد این همان چیزی است که شاعر میخواست پس حالا به قدرت والای او کمابیش پی میبریم!

If you feeling like you need a little bit of company
اگر احساسی شامل نیاز به یک همدست پیدا کردید

این استفاده از همدست یا همکار با خلاقیت بوده چون این طور تلقی میشود که در کهکشان موزون ساخته شده اکنون تلاش برای به میدان کشاندن رقصنده ثانویه که قبلا از آن جایی یاد کردیم باید به نتیجه برسد و این همدست اینگونه در ذهن شنونده تلقی میشود که حالا که خود شاعر یا رقصنده اول در حال گناهِ رقص میباشد پس رقصنده ثانویه از این گناه اجتناب نورزد(عنصر یا اصل همدستی) و او نیز به میدان کشانیده شود! این بود بیان شرح دلیل استفاده از همدست که همراه با خلاقیت زیادی بود!

You met me at the perfect time
تو کاملا مرا به موقع منو ملاقات کردی

به صورت جوابی از سمت رقصنده ثانویه تلقی می شود که حالا تشویق شده و این مصرع انگار از زبان او بدون خواست خودش شامل گفتن این مهم پیشگفتار شده و او را در عمل انجام شده قرار میدهد و این یک ترفند از سمت شاعر بود!

[Pre-Chorus]

من معنای این کلمه عجیب انگلیسی را نمیدانم اما در روند کپی کردن متن این آهنگ از شبکه های رایج فضای مجازی پایش به اینجا کشانیده شد اما اگر به سواد متوسط انگلیسی خود مراجعه کنم آن را به صورت زیر شرح میدهم:

Pre به معنای پیش

و Chorus به معنای قسمتی از موسیقی های نویس که لذت دوچندان میدهد.

پس لابد این قسمت از آهنگ که متعاقبا آن را میخوانیم و شرح میدهم حالتی مثل پیش نیاز برای قطعه دارای لذت دوچندان دارد!

You want me, I want you baby
تو مرا مطالبه میکنی، من نیز تورا، عزیزم (اینجا کلمه آخر به معنای خردسال است ولی در ترجمه معنای استعاری میدهد و عزیزم ترجمه میشود)

حالا انگار مجیزگویی بر رقصنده ثانویه موثر واقع و به نتیجه رسانیده شده است!

My sugarboo, I’m levitating
قند و عسلم، من شناور شدم (معلقم)

مجیزگویی بیشتر! انگار کافی نبوده. کلمه آخر برای من به شخصه کمی مبتذل جلوه نمود! انگار آن ها درحال محشور شدنند و در من ایجاد احساس اضطراب و معذب کرد!

The milky way, we’re renegading
کهکشان راه شیری، ما طغیان میکنیم

نمیدانم این کلمه شیر که در دو زبان انگلیسی و فارسی موجود میباشد و به معنای شیر سفید خوراکی هست چرا حالا استفاده شده است! کمی مبتذل جلوه نمود و به شخصه خوشم نیامد مخصوصا هنگامی که با طغیان بعد از ان همراه شد!

Yeah, yeah, yeah, yeah, yeah
آری، آری، آری، آری، آری

بنا به این مهم که مطلب مورد پسندی که به مذاق مرحوم استاد منصوری خوش بیاید پیدا نکردم پس اجالتا این بار از نوشتن چیزی که در سرم میگذرد خودداری میکنم.

[Chorus]

اکنون موسیقی بوسیله بلند شدن صدا و شدید شدن ضرب آهنگ لذتی دوچندان در ما ایجاد میکند. که به تفسیر کلمات شاعر در آن میپردازیم.

I got you, moonlight, you’re my starlight
من تورا بدست آوردم، ای نور ماه، تو نورستاره ای متعلق به من هستی!

بنظرم در این قطعه از موسیقی دیگر شاعر زحمتی به خود برای زیبایی بیان نکرده و البته که ما هم صرفا در تب و تاب ضرب آهنگ شدید موسیقی هستیم و اینجا احساسات به شدت از عقل پیشی میگیرد! پس من فقط مجیز گویی بیش از حد که توجیه هم شد میبینم.

I need you all night
تمام شب را به تو نیازمندم.

احتمالا کمی مبتذل است که البته بنا به ماهیت موسیقی موردی ندارد و صرفا مجیزگویی است.

Come on, dance with me
بجنب، با من برقص

I’m levitating
من معلقم

این کلمه معلق بودن انگار با ضرب پا و بدن رقصنده های حاضر در میدان سنخیت خاصی دارد که بسیار به مذاق من خوش آمد.

[Verse 2]

من کلمه ورس را اصلا نمیفهمم و بنظرم آنچنان مهم نیست اما بیش از آن وجود عدد دو پس از کلمه مزبور مرا به حیرت انداخت! ملاحظه فرمایید حالا به قطعه ای از موسیقی میرسیم که مجددا مردی شروع به خواندن میکند و شاید عدد دو به این دلیل است من احساس میکنم خود خواننده(مرد) این قطعه را خوانده آن هم به دو دلیل که به شرح ان میپردازم:

اول اینکه در این قطعه متاسفانه از توانایی که از آن بنام قدرت والای شاعر یاد شد اثری نمیبینم.

دوم اینکه سبک قرائت این تکه به سبک رپ میباشد و رسم روزگار در این زمینه این است که باید خواننده و نویسنده یکی باشند!

فلذا نتیجه میشود نوشته های آینده فاقد درجه قبولی در ارزشیابی معنویت میباشد پس به دلیل کم بودن زمان ارزشمندم در مرخصی و عدم وجود دلایل کافی از تشریح آنها خودداری میکنم و صرفا به برگرداندن آنها به فارسی خاص این مطلب اکتفا میورزم.

گفتنیست که استفاده از کلمه ما در آینده برداشت قبلی شامل حاکم بودن فضا و محاوره دو نفره را اعتبار میبخشد!

I believe that you’re for me, I feel it in our energy
من مطمئنم که مالکیت تو را دارم، این را از انرژی ای که بین ما جاریست احساس میکنم

I see us written in the stars
من مشاهده کردم که ما (نامِمان) روی ستاره ها نوشته شده است
We can go wherever, so let us do now or never
ما قادر به مسافرت به هر مکانی هستیم، پس اجازه انجام انرا به ما(خودمان) هم اکنون بده یا هرگز(اجازه نده)

من از بابت وجود نداشتن این ورس!! در طول موسیقی بسیار متعجبم ولی آنرا حذف نمیکنم اما اعتراف میکنم که این بی انظباتی از روایی مطلب من به شدت میکاهد!

Baby, nothing’s ever, ever too far
عزیزم، هیچگاه هیچ چیزی بعید نیست

Glitter in the sky, glitter in our eyes
درخشش در آسمان، درخشش در چشمهای ما

Shining just the way we are
دقیقا به همان طریقی میدرخشند که ما میدرخشیم.

I feel like we’re forever, every time we get together
من احساس میکنم ما برای همیشه موجودیت داریم(موجودیت ما)، هرگاه که نزد یکدیگر می آییم

But whatever, let’s get lost on Mars
ولی به هر طریق، در گم شدن روی مریخ مرا مشایعت کن

[Post-Chorus]

پُست معنای پس از میدهد. پس معنای این نوشته به صورت قطعه ای از موسیقی پر از تکه دارای لذت دو چندان تلقی میشود که شاید در شما احساس حزن را پدید بیاورد اما من این نوید را به شما میدهم که حتی با همین جبر هم از این قطعه لذت دوچندان میبرید و این واقعه واقعا جای شکر دارد!

You can fly away with me tonight
تو قادر به پرواز به پیرامون(من علاقه دارم انرا فرار از درون ترجمه کنم) هستی

Baby, let me take you for a ride
عزیزم، اجازه بردن تو به گردشی را به من بده

Yeah, yeah, yeah, yeah, yeah
آری، آری، آری، آری، آری

I’m levitating (woo)
من [در آسمان ها] شناورم

[Bridge]

میدانیم به معنی پل است و بدیهیست در علوم پایه و نظری موسیقی به منزله گذر از فضایی به فضایی دیگر است.


My love is like a rocket, watch it blast off
عشق من به سان یک پرتابه انفجاریست، انفجار(اش) را تماشا کن

And I’m feeling so electric, dance my a** off
و من بسیار احساس کهربایی میکنم، رقص (تا) باسن من خاموش [کلمه Electric میتونه اشاره به سینگل دوا لیپا ‘Electricity’ هم اشاره داشته باشه - نویسنده مادر، نه من!]

ترجمه این مصرع به نثر روان بدون توضیح اضافی یا کلمات اضافی غیر ممکن است. آن هم به این دلیل است که قطعه آخر مصرع دارای یک نوع ضرب المثل انگلیسی به معنای خفتن از افراط است! اگر سعی در آموزش مثال محور کنم به این صورت است که در همین مثال اصلی منظور رقصیدن تا سرحد خاموشی، آن هم به دلیل اراده خودآگاه میباشد.

نکته ای که ممکن است به ذهن برخی شنوندگان زیرک و تیزبین بیاید نوع تلفظ کلمه ممنوعه ای است که این نوع تلفظ در مصرع بعدی نیز ملموس است و آنها بوسیله کلمه ای غیر ممنوعه به بیان شرح آن میپردازم.

ضمنا ای کاش این کلمه استفاده نشده بود اما همانطور که آه های ممتد و آری های به ظاهر بدون دلیل مبتذل توجیه شد این بی نظمی تربیتی و به دور از هنر پاک هم توجیه میشود. بلخره افراد ناپاک سیرت نیز بخش بزرگی از درآمد حاصل از این آهنگ به قول معروف «رقصی» را تشکیل میدهند و روا نیست نان این گروه هنری را آجر کنیم.


And even if I wanted to, I can’t stop
و حتی اگر میخواستم (که خود را از رقص بازدارم) هم قادر به توقف دادن آن نبودم

کلمه کَنت به صورت کانت تلفظ میشود و ممکن است این حساسیت را در شما نیز مانند من ایجاد حیرت کند، دلیل آن این است که خواننده ملیت اروپایی (به طور دقیق آلبانی - انگلیسی) دارد! حدس میزنم اگر یک متخصص زبان انگلیسی به این موسیقی گوش دهد میتواند سریعتر به این مهم پی ببرد.


به پایان هدف این مقاله رسیدیم و صرفا با چند نکته تکمیلی آنرا ختم میکنم ضمنا از شما در هرصورت متشکرم و مطمئن باشید اگر سعادت نظری در نظرات خوانندگان واقع در پایان مطلب را به ما بدهید حتما با دقت خوانده می شود و در صورت لزوم بی پاسخ نمی ماند.

  • ماهیت و کلمات وصفی انتخابی شبیه به ترجمه های استاد منصوری بود اما نگارش را به سبک مدرن (که صحیحش هم همین است) اجرا کردم یعنی از صرفا نوشتار هایی مثل بمن، آنرا، تورا که چسبیده و بنظر من اشتباه است اجتناب ورزیدم.

  • من همانطور که گفتم هنوز تا مهر باسوادی فاصله زیادی دارم اما املا ها و روایی یا اعتبار استفاده از کلمات و صحت ترفند های ادبی بسیار برای من مهم است پس تا حد امکان به آن ها فکر کردم و ادعا میکنم که املا تا حد قابل قبولی برای ماهیت طنز دارای املا و دستور زبان صحیحی است اما متاسفانه نه به ضرس قاطع.(کلمه ضرس قاطع عربی و فاقد اصالت است و استفاده ار آن جنبه تزیینی دارد و در فارسی درست نیست!)

  • علاوه بر بی محتوا بودن ابیات مرد، شیوا تر بودن صدا و بیان زن هم در بی اهمیتی به خوانده مرد نیز موثر بود.

  • در ترجمه های سایت های معروف ابیاتی از مرد (حتی شاید همه آنها) از قلم جا افتاده بود که این نشان از مهم نبود آنها برای شنوندگان و حتی علاقه مندان است این پدیده یحتمل مبنی بر محرز نبودن قرائت اشعار نیز میباشد.

  • احتمالا جنسیت او نیز کمی تاثیر داشت.

با تشکر فراوان، خداحافظ شما.

لیریک
۰
۰
امیر دریایی
امیر دریایی
زیر سایه قوانین فیزیک. اینستاگرام من: Instagram.com/shutter_tvc
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید