
در سالهای اخیر خیلی زیاد مواجه شدم و شنیدم که بخش زیادی از کلاسها رو میدن دست دانشجوها برای ارائه.
اما سؤال اینه که واقعاً ارائه قراره باعث یادگیری بشه، یا صرفاً چون استاد حال نداره درس بده؟
اگه قراره ارائه یه بخش از مسیر یادگیری باشه، خب منطقیه؛ ولی خیلی وقتا داستان اینجوری نیست.
استاد یا از روی تنبلی، یا بیحوصلگی، یا برای اینکه زمان کلاس پر بشه، ارائه رو میندازه گردن دانشجو.
در این حالت، دانشجو فقط وقت میذاره، درس میخونه، اسلاید میسازه، تمرین میکنه... ولی نه کسی گوش میده، نه بازخوردی داده میشه.
نتیجه؟ نیم ساعت از کلاس رفت، بدون هیچ فایدهای.
دانشجو که متخصص نیست! نه وقتش رو داره، نه تجربهش رو، نه منابع درست و حسابی داره.
اگه بخواید از یه دانشجو انتظار یه ارائهی عمیق و فضایی داشته باشید، فقط ناامیدش میکنید.
بهجاش باید ارائهها در حد یه دید کلی (overview) باشن، چیزی که بقیه هم بتونن باهاش ارتباط بگیرن.
ولی خب خیلی از استادها هنوز تو دنیای خودشونن. فکر میکنن دانشجو بودن یه شغل تماموقته و باید بتونه هرچی گفتن رو در حد شغل واقعی تحویل بده.
همین تفکر باعث میشه ارائه تبدیل به یه کابوس وقتگیر و بینتیجه بشه.
خیلی وقتا نمرهی ارائه فقط بر اساس تعداد اسلایدها و طول زمان ارائهست.
کیفیت، محتوا، دقت علمی؟ نه، خبری نیست.
خود من ارائههایی داشتم که ساعتها براشون وقت گذاشتم، ولی تنها فاکتور نمرهدهی شده بود "تایم ارائه".
در حالی که باید معیار نمره دادن مشخص باشه: آیا محتوا درسته؟ مخاطب فهمید؟ ارائه روان بود؟ اسلایدها قابل فهم بودن؟ یا فقط پر بودن؟
تا حالا استادهایی رو دیدم که وقتی دانشجو داره ارائه میده، خودش با گوشی ور میره، یا چشمهاش بستهست!
خب اگه قراره استاد هیچ توجهی نکنه، ارائه دقیقاً برای کیه؟ برای خود دانشجو که از قبل همهشو آماده کرده؟
استاد باید درگیر ارائه باشه. گوش بده، سوال بپرسه، اصلاح کنه، آخرشم یه بازخورد درست و حسابی بده.
این بازخورد باید سازنده باشه؛ یعنی هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف رو بگه.
نه اینکه فقط بره سراغ ایراد گرفتن و تحقیر کردن؛ اونم جلوی کلاس، بدون هیچ کمک یا راهنماییای.
خودم ارائههایی داشتم که کلی وقت گذاشتم، ولی نه استاد توجهی کرد، نه بقیهی دانشجوها.
فقط نیم ساعت از کلاس گذشت و تموم شد. بدون بازخورد، بدون یادگیری، بدون خروجی.
در این حالت، ارائه تبدیل میشه به یه کار زورکی برای پر کردن تایم کلاس.
خیلی وقتا دانشجوها به ارائهی بقیه گوش نمیدن، چون میدونن قرار نیست چیزی یاد بگیرن، قرار نیست نمرهای بیاد، یا اینکه تجربه ثابت کرده استاد خودش هم توجهی نداره.
در مورد این موضوع هم جدا یه پست نوشتم که چرا دانشجوها اینقدر cold blood شدن و دیگه با ارائهها کاری ندارن.
ارائه میتونه ابزار خوبی برای یادگیری باشه،
اما فقط وقتی که:
اگه نه، فقط میشه یه کار الکی برای گذروندن زمان.
اگه تا اینجا خوندی، دمت گرم 🙏
تجربهای از ارائههای بیفایده یا برعکس، مفید داشتی؟ تو کامنتها بنویس.