
این پست بیشتر یه درد دله؛ یه نگاهی از نزدیک به فرق بین «پیوسته» و «ناپیوسته» تو دانشگاههای ایران، البته نه فقط از نظر آموزشی، بلکه از نظر تبعیض، تجربه، و حتی طبقه اجتماعی.
الان دیگه تقریباً یه روند ثابته: استادی که تازه وارد دانشگاه میشه و هیچ تجربهای توی تدریس نداره، اول میاد سراغ ناپیوستهها.
یهجورایی دانشجوهای ناپیوسته شدن زمینهی آزمون و خطای استادهای بیتجربه.
استاد وقتی تونست یه ذره تجربه جمع کنه، میره سمت دانشجوهای پیوسته، که معمولاً فشار روش بیشتره یا نگاه مدیریتی بهش فرق داره.
مثال واقعی هم زیاد داریم:
خودم تو یه دانشگاه درس خوندم که کارشناسی مهندسی کامپیوتر هم به صورت پیوسته داشت، هم ناپیوسته.
اولین چیزی که حس کردم، تفاوت طبقاتی عجیب بین دو گروه بود.
ما ناپیوستهایها اکثراً از هنرستانهای دولتی اومده بودیم، خیلیهامون شاغل بودیم، با کلی دغدغه، بیپشتوانه.
ولی دانشجوهای پیوسته، نه شاغل بودن، نه دغدغه مالی داشتن؛ همه چیز از طرف خانواده ساپورت میشد.
حتی پول تو جیبی میگرفتن تا راحت و تماموقت فقط «درس بخونن».
بعد وسط این تفاوتها، استادها هم همجهت با پیوستهها بودن. یعنی استادی که خودش هم از دهک بالای جامعه بود، مدام ما ناپیوستهها رو با اونا مقایسه میکرد.
هی میگفت: «ببینید فلانی چه خوبه، ازش یاد بگیرید!»
درحالیکه اونا وسط درس فقط با دغدغهی نمره سروکار داشتن، ما باید همزمان با دغدغهی کرایه، قبض، کار، پروژه و خانواده کنار میاومدیم.
جالبتر اینکه همین استادها شعار میدادن که:
«دانشجویی شغله!»
«اگه نمیتونی فقط درس بخونی، اصلاً چرا اومدی دانشگاه؟!»
خب معلومه وقتی از یه طبقهی خاصی باشی، این جملهها برات طبیعیه، ولی برای کسی که داره کار میکنه که بتونه همین دانشگاه رفتن رو ادامه بده، این جمله بیشتر مثل توهین میمونه تا انگیزه.
اینو نوشتم که یه تصویر واقعیتر از ناپیوسته بودن داشته باشید.
ما فقط دانشجو نبودیم؛ همزمان نیروی کار، خانوادهدار، مستقل و پر از چالش هم بودیم.
ولی سیستم آموزشی، استادها و حتی خود دانشگاه، انگار ناپیوسته رو فقط به چشم یه دورهی فرعی میدیدن؛ یا بدتر، یه محفظهی آزمایش برای استاد تازهکار.
اگه تا اینجا رو خوندی، ممنونم.
اگه تجربه مشابهی داشتی، خوشحال میشم کامنت بذاری.
شاید وقتشه که یهکم جدیتر به تبعیض سیستماتیک بین پیوسته و ناپیوسته نگاه کنیم.
اینها سطرهاییست که از دل روزهای تاریک سال ۹۸ بیرون اومد؛ روزهایی که هنوز فراموش نشدهاند و نخواهند شد.