
وزن در شعر نو با وزن در شعر کلاسیک یکسان نیست، اما کاملاً هم بیوزن نیست. بسته به نوع شعر نو، وضعیت فرق میکند:
شعر نیمایی هنوز بر پایه وزن عروضی است، اما:
طول مصراعها میتواند کوتاه و بلند شود
الزام به مساوی بودن همه مصراعها وجود ندارد
الگوی وزنی معمولاً در سراسر شعر حفظ میشود
مثلاً یک وزن ممکن است در شعر نیمایی به صورت تکرارشونده بیاید، اما شاعر آزادی دارد که مصراعها را بر اساس نیاز معنا و موسیقی شعر تنظیم کند.
شعر سپید معمولاً:
از وزن عروضیِ سنتی پیروی نمیکند
بیشتر بر پایهٔ موسیقی درونی، آهنگ زبان، تکرار، هارمونی واژگانی و ضرباهنگ طبیعی جمله شکل میگیرد
در این نوع شعر، بهجای وزن کلاسیک، این عناصر اهمیت بیشتری دارند:
تکرار آواها
تقارن نحوی
مکثها و تکیههای زبانی
ریتم حاصل از معنا و چینش واژهها
شعر کلاسیک: وزن ثابت و عروضی
شعر نیمایی: وزن عروضی دارد، اما آزادتر است
شعر سپید: وزن عروضی ندارد، ولی موسیقی و ریتم دارد
خیلیها تصور میکنند شعر نو یعنی «بیوزن»، اما دقیقتر این است که:
شعر نیمایی = دارای وزن
شعر سپید = بدون وزن عروضی، اما دارای موسیقی شعری