
شَنگرف یکی از واژههای پرکاربرد در ادبیات کهن فارسی است و معمولاً به دلیل رنگ سرخِ بسیار تند و درخشان در شعر و نثر مورد توجه شاعران قرار گرفته است.
شنگرف نوعی ماده معدنی سرخرنگ (Cinnabar) است که از آن رنگ سرخ روشن تهیه میکردند. در گذشته برای:
نقاشی
تذهیب کتابها
خوشنویسی
رنگآمیزی اشیا
به کار میرفت.
به همین دلیل در ذهن شاعران، شنگرف نماد سرخی درخشان و آتشین بوده است.
شاعران غالباً شنگرف را برای توصیف:
لب معشوق
گونه
خون
شراب سرخ
شفق آسمان
به کار بردهاند.
مثلاً وقتی شاعر میگوید:
لب شنگرفین
منظور او لبی بسیار سرخ و درخشان است.
لب شنگرفی
خط شنگرفی
شنگرفگون
شنگرفرنگ
نمونه:
لب شنگرفی و رخ گلگون
یعنی لبی سرخ چون شنگرف و چهرهای مانند گل.
در ادبیات عرفانی و غنایی، شنگرف نماد:
شور و عشق
خون دل
حرارت احساس
زیبایی ظاهری
است.
گاه نیز در کنار واژههایی مانند:
لعل
عقیق
بیجاده
یاقوت
قرار میگیرد.
لعل یک سنگ قیمتی است.
شنگرف بیشتر یک رنگ یا ماده رنگی سرخ است.
بنابراین شاعر وقتی از «لب لعل» سخن میگوید بر ارزش و زیبایی تأکید دارد، اما وقتی از «لب شنگرفی» سخن میگوید بیشتر بر سرخی و درخشندگی رنگ تأکید میکند.
کاتبان و مذهبان قدیم بسیاری از عنوانها، نشانهها و بخشهای مهم کتاب را با رنگ شنگرف مینوشتند. از همین رو در برخی متون قدیمی عبارت:
«به شنگرف نوشتهاند»
به معنای «با رنگ سرخ نگاشتهاند» آمده است.
در ادبیات فارسی، شنگرف پیش از هر چیز نماد سرخیِ درخشان و آتشین است. شاعران از آن برای توصیف لب، گونه، خون، شراب و هر پدیدهای که رنگی سرخ و چشمگیر داشته باشد استفاده کردهاند و این واژه در کنار لعل، یاقوت، عقیق و بیجاده از مهمترین عناصر رنگپردازی در شعر فارسی به شمار میآید.