ویرگول
ورودثبت نام
امیرحسین کش‌دهقان
امیرحسین کش‌دهقاندانشجوی ریاضی امیرکبیرم. از ساختن چیزای نو لذت می‌برم و اینجا می‌نویسم تا ذهنم سبک بشه.
امیرحسین کش‌دهقان
امیرحسین کش‌دهقان
خواندن ۳ دقیقه·۴ ماه پیش

تفاوت عمیق محیط دانشگاه با بازاریابی شبکه‌ای

سلام امیدوارم روز خوبی داشته باشید.

امروز می‌خوام براتون یه محیط آکادمیک مثل دانشگاه و یه محیط بازاری‌طور مثل دفتر بازاریابی رو بررسی کنم، امیدوارم خوشتون بیاد.

خب همونطور که تو نوشته قبلی گفتم من دانشجوی ریاضی امیرکبیرم و در حال حاضر سال سوم دانشگاه رو سپری می‌کنم و بخوام از محیط دانشگاه خلاصه بگم محیط خیلی گسترده‌ای داره نسبت به مدرسه و خیلی آزادی داره که فعلا تفاوت مدرسه و دانشگاه موضوع بحث من نیست و به امید خدا تو یه نوشته جدا مفصل می‌نویسم.

یه راست می‌ریم سراغ کلاس‌های درس دانشگاه:

کلاس‌های دانشگاه اینطوره که واقعا مجبور نیستی درسو گوش کنی و هر موقع که حوصله‌ت سر رفت می‌تونی بری بیرون یا باگوشی بازی کنی، حضور غیابم واقعا مثل مدرسه مهم نیست، نیومدی هم نیومدی

می‌تونم بگم کلاس‌های دانشگاه کامل آزادی داره مگر اینکه نظم کلاس رو بخوای بهم بزنی، تا اینجا گفتم ولی هنوز تموم نشده، کلاسای دانشگاه واقعا خسته کننده‌ان اینطوری که وسط ترم فقط ۲ ۳ نفر واقعا سر کلاس گوش می‌دن بقیه دارن با گوشی بازی می‌کنن، استادان واقعا بار علمی بالایی دارند و شکی تو سوادشون نیست ولی به نظر من نمی‌تونند اون چیزی که بلدند رو کامل انتقال بدن، البته که ذات دانشگاه اینه که اگه کسی بخواد گوش بده گوش می‌ده و دنبال بهانه نیست ولی این وسط یکی مثل من ضرر می‌کنه. چرا؟ چون من که سر کلاس به زور می‌فهمم بعدش حوصله‌ام سر می‌ره می‌رم پای گوشی و طول ترم همینطوری می‌گذره و من می‌مونم شب امتحان، من مشکلم اینه که تو دبیرستان استادامون واقعا جذاب درس می‌دادن و سعی می‌کردن که همه مطلب رو بگیرن، البته ذات مدرسه هم همینه ولی خب بین مدرسه و دانشگاه که نباید انقدر شکاف داشته باشه، من قبول دارم که اگه استاد ساده و کوچه بازاری درس بده اون بار علمی میاد پایین، ولی ارزشش رو نداره؟ من همیشه شب امتحان تازه می‌فهمم این درسه داستانش چیه حسرت می‌خورم که چرا طول ترم اینارو نخوندم؟ شاید مشکل از نسل ما باشه، چون نسل‌‌های قبل‌تر که گوشی هوشمند وجود نداشت و منابع هم زیاد وجود ندشات دانشجو مجبور بود سرکلاس درس رو گوش کنه و الکی نره سراغ گوشی..

نمی‌دونم ولی این روش تدریس قدیمی و خشک برای من جواب نمی‌ده و یکی درس رو ساده بگه می‌فهمم، الان من با چت جی‌پی‌تی و ویدیوهای یوتیوب خیلی سر راست‌تر درس رو می‌فهمم.

از موضوع درس بریم کنار وارد جو کلی کلاس دانشگاه بشیم:

جو کلاس اینطوره که استاد میاد سر کلاس و با متانت خاصی درس رو شروع می‌کنه، اون لحن صدا کامل یکنواخته. حالا از اونور می‌خوام پدیده‌ای بهتون معرفی کنم تحت عنوان جلسات بازاریابی شبکه‌ای. این جلسات اینطوریه که یکی از لیدرها و خفن‌های بازار میاد صحبت می‌کنه خیلی پرانرژی میاد جوری سلام می‌کنه که انگار نشستی پای تأتر، از اون ور اول میاد یه خاطره کوتاه از هفته اخیری که داشته یا یه چیز جذاب بحث رو شروع می‌کنه، بعد کلاسشون واقعا تعاملیه، یعنی انتظار داره که ما هم مثلا سوال خاصی رو جواب بدیم، بعدش معمولا میان یه سری حرفای روتین درمورد روانشناسی و توسعه فردی می‌زنن که آقا هدف اینه نمی‌دونم مسیر اینه و الا آخر، در پایان هم معمولا جلسه رو احساسی تموم می‌کنن، اینطور که آقا برای هدفت، پدر مادرت، همسرت، فرنزندت و هرچیزی که برات ارزشه بجنگ و اینا. به نظر من محتوای اونی برنده‌س که بتونه بینندگان رو احساسی کنه که این احساس می‌تونن مثبت باشند یا منفی، که بچه‌های لیدر این صنف اون انتقال حس رو به خوبی انجام می‌دن ولی برای آموزنده بودن جلسات، انتقال حس کافی نیست و اون منطقه هم مهمه، البته که بعضی از حرف‌هاشون کاملا منطقیه ولی خب یه سری جاها یه حرفایی می‌زنن آدم احساسی می‌شه و انگیزه پیدا می‌کنه ولی خب انگیزه ذاتش اینه بالا پایین داره و کامل نمی‌شه روش حساب کرد.

خلاصه حرفام اینام که نه به این شوری باشه نه به اون بی‌نمکی.

درسته که شاید ذات دانشگاه اینه و نمی‌شه تغییرش داد، باید بگم که اوضاع آکادمیک کشور تو خطر می‌افته، البته نظر من اینه شاید اشتباه کنم.

نظر شما چیه؟ به نظرتون لازمه که سیستم آموزشی دانشگاه یه تغییری داده بشه یا همین مدل خشک و سطح بالا خوبه؟

حتما تو کامنت‌ها بنویسین

دانشگاهبازاریابی شبکه ای
۲
۰
امیرحسین کش‌دهقان
امیرحسین کش‌دهقان
دانشجوی ریاضی امیرکبیرم. از ساختن چیزای نو لذت می‌برم و اینجا می‌نویسم تا ذهنم سبک بشه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید