ویرگول
ورودثبت نام
محمد صادق امیری فر
محمد صادق امیری فردانشجوی دکتری ادبیات فارسی
محمد صادق امیری فر
محمد صادق امیری فر
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

نیازمندی آموزش و پرورش به تخول بنیادین

🔻 چرایی نیازمندی آموزش و پرورش به تحول بنیادین

▪️ محمدصادق امیری‌فر

در گفتمان رایج امروز، واژگانی نظیر «توسعه» و «پیشرفت» چنان بدیهی فرض شده‌اند که کمتر کسی به ماهیت آن‌ها می‌اندیشد؛ در اندیشه شهید آوینی باید پرسید جوامع وقتی از ترقی سخن می‌گویند، دقیقاً چه آرمانی را دنبال می‌کنند؟ در قرآن، واژه‌ای به نام «ترقی» به معنای صعود کمّی و مادی وجود ندارد؛ آنچه داریم «رُشد» است. تفاوت در جهت‌گیری است؛ «ترقی» ناظر به جنبه‌های مادی و مصرفی زندگی است، حال آنکه «رشد» به تعالی روح، معنا و فرهنگ آدمی نظر دارد. آرمان، به زندگی جهت می‌دهد؛ اگر آرمان، تعالی الهی نباشد، توسعه بدل به ابزاری برای سلطه می‌شود.

غرب، اتوپیا (آرمان‌شهر) خود را بر «کاهش کار و افزایش فراغت» بنا نهاده و این را به عنوان ارزش معرفی می‌کند، در حالی که در نگاه اسلامی، این رویه دقیقاً نقطه‌ی مقابل رشد است؛ زیرا تنبلی و کم‌حوصلگی، کلید شرورها شمرده می‌شود. نتیجه‌ی این نگاه، بحران اخلاقی، فروپاشی خانواده، افزایش زندگی مجردی، کاهش تمایل به فرزندآوری و از بین رفتن خانواده‌های سنتی شده است.

امروزه شاهدیم که این عوامل در ایران نیز جریان دارد؛ یعنی مدرسه‌ی ما پس از دوازده سال محصور کردن دانش‌آموز در یک محیط خاص با کتب معیّن، نتوانسته از او «انسانِ تراز انقلاب اسلامی» بسازد؛ نه تنها انسانِ تراز، که حتی نتوانسته استکبارستیزی را به عنوان یک اصل بنیادین در ذهن او نهادینه کند. دانش‌آموز ما از مؤلفه‌های قدرت ایران مانند تنگه‌ی هرمز، موقعیت ژئوپلیتیک، منابع راهبردی و ظرفیت‌های تمدنی کشورش سخنی نمی‌شنود و در نتیجه با نگاهی تمدنی و جهانی بار نمی‌آید.

حقیقت این‌ است که اگر جوانی به درکی از این موارد رسیده باشد، از مجرای خانواده یا دوستان بوده و مدرسه نقش چندانی در این زمینه نداشته است.

علت این است که ما نتوانسته‌ایم «هندسه‌ی اصلی ذهنی و فکری انقلاب اسلامی» را در نظام آموزشی ایجاد کنیم. غرب با ادبیات «توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته»، «جهان اول و سوم» و... در واقع یک دستگاه معنایی و واژگانی ساخته تا غیرخودی‌ها را در موضع عقب‌ماندگی تعریف کند و از این طریق، آرمانِ پنهان خود را - یعنی ایجاد اتوپیایی زمینی با معیارهای مادی - پیش ببرد.

تحول در آموزش و پرورش، پیش از هر تغییر ساختاری، نیازمند بازتعریف مقصد است. تا وقتی «توسعه» را با معیارهای غربی بسنجیم، در دام اتوپیا گرفتاریم. راه نجات، بازگشت به مفهوم «رشد» و تعالی فرهنگی است؛ رشدی که همزمان به دنیا و آخرت، به جسم و روح نظر دارد. این تحول باید در تمام حیطه‌ها صورت گیرد: از محتوای کتاب‌های درسی که باید جایگاه تمدنی ایران و مؤلفه‌های قدرت ملی را تبیین کند، تا شیوه‌ی تدریس، تربیت معلم، شاید هندسه‌ی فیزیکی مدرسه و نظام ارزشیابی و... مدرسه باید به جای بازتولید انسانِ مصرف‌کننده‌ای که در برابر سلطه‌ی غرب منفعل است، به دنبال تربیت نسلی باشد که در مسیر قرب الهی، هم به فقر مادی و هم به فقر معنوی پاسخ دهد و از همان ابتدا، با نگاهی استکبارستیز و تمدن‌آفرین، ایران را نه به عنوان کشوری در حاشیه، بلکه به عنوان کانونی از قدرت و هویت اسلامی-ایرانی بشناسد.

نظام آموزشی ما نیازمند «تحول بنیادین» است؛ تحولی که نه در ظاهر، بلکه نخست باید در مبانی فکری جامعه، به‌ویژه جامعه‌ی تعلیم‌وتربیت جمهوری اسلامی ایران رخ دهد، تا در پرتو آن، اندیشه‌ی منسجم تمدنی و تحولی که رهبر شهید سال‌ها از آن سخن می‌گفت و انتظارش را داشت، به ثمر بنشیند.

https://eitaa.com/daqiqeh

آموزش پرورشمدرسه
۱
۰
محمد صادق امیری فر
محمد صادق امیری فر
دانشجوی دکتری ادبیات فارسی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید