
و به راستی ایران به چه رنگ است؟
رنگ پرچمش که مدتهاست،
سبز و سپید و سرخ است.
اما آیا ماهیت ایران،
با تمامی هویتش نیز، به همین رنگ است؟
ایران، سرزمینی که حتی مردمانش،
به رنگهایی متفاوتاند.
رنگهایی متفاوت از پوست،
بینی،
چشم،
ابرو،
مو
و هزاران هزار چیزهای رنگین دیگر.
که چه بسا یکرنگ تکراری،
در بین تمامی این رنگها نیابید.
زیرا که هر رنگ،
میزان روشنایی و همچنین تاریکی متفاوتی دارد!
یکی رنگ پوستش سپید است،
و دیگری سیاه.
یکنفر دیگر در آن طرف خیابان،
موهایش زرد است،
و دیگری سرخ.
و تمامشان زیبایند!
چون خود اند، و خود بودن زیباست.
و به گمانم که همین تفاوتها باشد،
که آنها را در کنار هم زیباتر کرده!
البته تفاوتهای رنگی،
تنها به ظاهر محدود نمیشوند
و چه بسا بیشتر درون انسان را در برگیرند.
زیرا که اصل به درون است و نه به ظاهر!
ولیکن چه بسا درون بر برون اثر بگذارد.
و تفاوتهای رنگی درونی...
رنگ اعتقادهای آدمها،
رنگ احساسات آنها،
غمشان،
لبخندشان،
امیدشان،
شادیشان،
و تمام احساسات و افکار بشری،
که به خود رنگی دارند.
و باید گفت که
باز هم هیچ رنگی در این بین تکراری نیست.
زیرا که هر رنگ روشنایی،
و چه بسا تاریکی خاص خودش را دارد.
یکی عقیدهاش در یک راه،
روشنتر است و دیگری، تاریکتر.
یکی احساساتش در یک مسیر،
غلیظتر است و دیگری، رقیقتر.
و باز هم میگویم که
به گمانم که همین تفاوتها باشد،
که آنها را در کنار هم زیباتر کرده!
و ایران؛
شاید ملموسترین سرزمینی باشد
که به تفاوتهایی بسیار، در درون خود دچار است؛
و این تفاوتها هستند که در هر جایی چشم میخورند.
از رنگ خاکهایش که بگیرید،
تا مردمانش.
مردمانی با احساسات و افکاری متفاوت از یکدیگر،
که در کنار یکدیگر ایستادهاند
و دست بر شانه دیگری افکندهاند.
آری، این تفاوتها تفاوت
هایی زیبایند؛
چون از جنس ایرانی و همچنین ایرانند!
#ایران