ویرگول
ورودثبت نام
اینجا کسیست پنهان
اینجا کسیست پنهانمحدثه داوری سابق | عاشق نواختن کلاویه‌های کلمات برای تبدیل کردنشون به موسیقیِ جذابِ نوشتن🎼 چنل تلگرام من:https://t.me/yaddasthaye_man
اینجا کسیست پنهان
اینجا کسیست پنهان
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

اینجا امید، آخرین نفس‌هایش را می‌کشد.

ناراحتم، ترسیدم، غمگینم، امیدم قامتش دو نیمه شده و یه دلم پیش آدمی که دلم داره پیشش گیر میکنه و سربازه گیره و نگرانم که بلایی سرش نیاد و یه دلم پیش تیم دوست داشتنیم که جوون‌های با شهامتی داره و میترسم شهامتشون باعث بشه دیگه نبینمشون و این جمع دور هم جمع نشه.

این متن رو با جوهر اشک نوشتم، توی مترو و بی‌مهابا از نگاه مردم، چون الان حال یه ایران بده و گریستن جزو لاینفک امور روزمرمون شده و کاش جای گریستن، شادی داشتیم و جای چک کردن قیمت خوراکی‌های قسطی، قیمت سفرهای مختلف رو چک میکردیم.

قرار بود بهم زنگ بزنه سر ساعت خاصی و خاموش بود، فرداش هم خاموش بود و وقتی روشن شد، هر قدر زنگ زدم جوابی نمیداد.

توی اون فاصله قلبم هزار راه رفت و هزار سناریو از مرگش توی ذهنم چیدم.

مثل امروز صبح که از جلوی پزشکی قانونی رد شدم و زجه‌های مردمم رو دیدم و دلم لرزید برای هم‌تیمی‌هام و بهشون زنگ زدم و وقتی اونم جواب نداد، از بین رفتن بارقه‌های امیدم رو حس کردم.

همه‌ی ما همیشه روی یه کشتی سرگردون بودیم و انگار وقتی سرگردونی، عشق و دوستی دوامی نداره.

هیچ چیزی دوامی نداره... .

پزشکی قانونیویرگولحال بدتو با من تقسیم کن
۴۰
۳۳
اینجا کسیست پنهان
اینجا کسیست پنهان
محدثه داوری سابق | عاشق نواختن کلاویه‌های کلمات برای تبدیل کردنشون به موسیقیِ جذابِ نوشتن🎼 چنل تلگرام من:https://t.me/yaddasthaye_man
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید