
برندینگ یعنی ساختن یک شخصیت برای برندت.
یعنی وقتی کسی اسم یا لوگوت رو میشنوه، یه حس مشخصی بهش دست بده.
مثلاً:
وقتی میشنوی Apple، یاد طراحی تمیز و خلاقیت میافتی.
وقتی میشنوی Lego، یاد بازی، ساختن، و تخیل میافتی.
وقتی میشنوی Disney، حس جادو و رویا پیدا میکنی.
همهی این حسها نتیجهی برندینگ درستن.
اول باید بفهمی برندت قراره چه حسی بده و برای کی باشه.
🔹 سؤالهایی که باید جواب بدی:
قراره برای کی باشه؟ (مثلاً بچهها؟ نوجوانها؟ مادرها؟)
قراره چه حسی بده؟ (اعتماد؟ انرژی؟ آرامش؟ هیجان؟)
چه چیزی ما رو خاص میکنه؟
انگار برندت یه آدمه. خب چه تیپی از آدمه؟
مثلاً:
برند Nike یه آدم باانرژی و ورزشیه 🏃♂️
برند LEGO یه بچهی خلاق و خیالپردازه 🧱
وقتی این شخصیت مشخص بشه، لحن نوشتههات، رنگها و طراحیهات همه باهاش هماهنگ میشن.
اینجا تازه میرسیم به ظاهر برند:
لوگو، رنگ، فونت، شکل پستها، و…
🔹 قانون کلی:
هر چیزی که مخاطب میبینه باید همون “حس برند” رو بده.
برندت چطور حرف میزنه؟
مثل یه معلم جدی؟ یا یه دوست صمیمی؟ لحن برند خیلی مهمه مثلا تو نمیتونی تو یک شرکت خیلی بزرگ مثل مربی مهد کودک رفتار کنی یا تتوی مهدکودک مثل استاد دانشگاه رفتار کنی مخاطب حرفت رو نمیفهمه گیج میشه و میره و ارتباط نمیگیره
بگو چرا به وجود اومد.
داستان کوتاه ولی صادقانهای که هدف برند رو توضیح بده.
مثلا برای روبیکمپ داستان از خرید پرژکتور برای کتابخونه بعدلپتاپ و کمپ تابستونه و ......
یعنی وقتی کسی از برندت استفاده میکنه، چه حسی میگیره؟
از خرید گرفته تا بستهبندی، سایت، رفتار پشتیبانی و حتی نحوهی حرف زدن در اینستاگرام.
مثلا برند های لوکس بیشتر دارن احساسات میپرسن از بسته بندی تا دیزاین مغازه و هویت بصری و کیفیت محصول دارن احساسات میفرشن تا محصول و پیشنهاد میکنم در مورد برندینگ برند های لوکس بخونی
برندینگ یعنی ساختن یه «شخصیت زنده» برای برند
از اسم و رنگ گرفته تا نحوهی حرف زدن و رفتار، همه باید یه حس خاص و هماهنگ بدن
برند خوب کاری میکنه که مردم فقط محصول رو نخرن — بلکه حسش کنن و بهش وفادار بمونن و باهاش ارتباط بگیرن