پر رو تر از ...... جماعت مگر زیسته است؟

(پیش از شروع همین الان بگم اینجا جای سخن از آن جماعت خاص تر نیست، اینجا الان بحث جماعت عادی مطرح است)

آنقدر در جامعه با این دست کسبه عموما غیر محترم برخورد داشته ام که به این نتیجه "غیر محترم" بودن رسیده ام.

طرف دارای "محل ورود به نشیمنگاهی وسیع" است. جمله قبلی نظر شخصی بنده هستش اون هم به این دلیل که دیدم که می گم.

همین طرف مورد بحث از صبح تا هر وقت که حال کنه نشسته و اگر هم ننشسته باشه، مشغول دری اند وری گفتن با طرفین همکار خود می باشد که این نیز خود به معنای کلمه "علاف" بودن است. زمان نشستن به هنگام کسب درآمدی مفت جهت امرار معاش نیز که به یکی از چند صورت زیر عمل می کند:

۱) به گونه ای سخن بر لب می آورد که گویا در سازمان اطلاعات مشغول است و از همه چیز و همه کس می داند و دانای کل است

۲) به طرز خاصی حتما باید دهان مبارک را باز کند و خلاصه حرف مفتی بزند و از خفه شدن دوری می کند

۳) گونه دیگری دائم در میان جامعه در حال حرکت، به فحاشی مشغول است

۴) دسته دیگری هم ... را با ... ...رشان اشتباه گرفته اند و هرجایی و برای هرکسی خرجش می کنند!

در آخر هم که یکی از اتفاق های زیر به وقوع می پیوندد:

الف. ایشان با ترفندهای مختلفی مال شما را هرچه اندک نیز می خواهد بالا بکشد تا شاید اندک اندک چیزی شود دندان گیر

ب. ایشان درد و ناله سر داده که وظیفه بنده این نیست که فلان کنم شما باید فلان داشته باشی

البته گفتنی است عده انگشت شماری از هر چندصد نفرشان همانند انسان عمل می کنند.

این چهار خط را در این ساعت به هنگام سفر با مترو به رشته تحریر در آوردم تا بلکه تسکینی باشد بر حرف های نگفته از این جماعت پر رو!

قربانت،

آرش