تجربه ساخت ویدئو از زبان یک بلاگر ویرگولی + چالش ها

همیشه میخواستم متنی که توی ویرگول مینویسم رو تبدیل به ویدئو کنم تا شاید اینطوری بتونم روی آدم های بیشتری تاثیر بذارم. ولی یه مانع بزرگ جلوی راهم بود:

از ویدئو ساختن ترس داشتم

برای همین تصمیم گرفتم با یکی از ترس های قدیمیم روبرو بشم و دست به ساخت ویدئو بزنم. ولی این نوشته داستان موفقیت و تبدیل شدن من از یه آدم تازه وارد به آدم خبره نیست!

درست برعکس میخوام سختی ها و چالش هایی که این مسیر برام داشته رو بازگو کنم.

انباکسینگ دوربینم که خیلی بر اساس پلن پیش نرفت!
انباکسینگ دوربینم که خیلی بر اساس پلن پیش نرفت!


1. قبل از شروع ساخت اولین ویدئو

همیشه جلوی دوربین رفتم برام یه عذاب بزرگ بود. نه تنها از تصویر خودم، بلکه از صدای خودم هم بدم میومد. شاید دلیلی که هیچ وقت توی جاهایی مثل واتس اپ وویس نمیدادم و ویدئو کال نمیکردم همین بود.

حالا میخواستم هم تصویر و هم صدا رو با هم تجربه کنم! میخواستم برای اولین بار، لنز دوربین رو تبدیل به مخاطبم بکنم و باهاش حرف بزنم.

وقتی اولین بار به طور رسمی میریم جلوی دوربین یه لحظه ای هست که من بهش میگم «انعکاس خودِ واقعی» یعنی برای بار اول و خیلی دقیق نحوه حرف زدن خودت رو میبینی و به خودت میگی این منم؟

افکار منفی زیادی بود که قبل از ساخت اولین ویدئو توی ذهنم میومد مثل:

  • من نمیتونم خوب حرف بزنم
  • من درونگرام و جلوی دوربین صحبت کردن برام سخته
  • یادم میره چی بگم
  • موقع حرف زدن خودم نیستم و طبیعی عمل نمیکنم
  • حرکات صورت و بدنم حرفه ای نیست
  • تپق میزنم
  • نمیدونم چطوری از یه موضوع برسم به موضوع اصلی

خیلی خوب میدونستم که اولین قدم برای روبرو شدن با ترس هام اینه که صدای این افکار منفی رو کم کنم و فقط اون کاری که ازش میترسم رو انجام بدم. منم همین کار رو کردم.

داشتم اولین ویدئوهام رو با دوربین جدیدم میگرفتم
داشتم اولین ویدئوهام رو با دوربین جدیدم میگرفتم


2. حین ساخت اولین ویدئو

وقتی در حال ساخت اولین ویدئو خودم بودم، یه چیزی خیلی برام مهم بود:

اینکه چیزی که میسازم عالی و بدون نقص باشه

حتی به کوچیک ترین چیزایی که اصلا مهم نبود هم بیش از حد توجه میکردم. عیب و ایرادهای صورتم، نحوه لباس پوشیدنم، دکور بک گراندم، نحوه ادا کردن کلمات و جملات و کلی چیزای دیگه.

اونقدر زیاد ریز بین و کمال گرا شده بودم که ساخت ویدئو و تموم کردنش رو فراموش کرده بودم و به جاش، فقط داشتم عیب و ایرادهام رو اصلاح میکردم.

یکی از چیزایی که بهم کمک کرد از پس این مرحله بر بیام این بود که یادم اومد جایی خونده بودم:

همیشه اولین کار جدیدی که میکنیم، بدترین و بی کیفیت ترین کارمونه. حتی آدم های معروف هم همیشه از یه خروجی بد شروع کردن ولی بیشتر اوقات ما به کارهای بی کیفیت آدم های موفق دسترسی نداریم و برای همین نمیتونیم ببینیم که بقیه چقدر مثل ما با این چالش ها روبرو شدن!
تغییر دکوراسیون اتاقم!
تغییر دکوراسیون اتاقم!


3. بعد از ساخت اولین ویدئو

بعد از اینکه چند ساعت گذشت و من بلاخره یه خروجی داشتم، نوبت به انتشار ویدئو رسید. به خودم گفتم اصلا دلیلی نداره که اولین (و بی کیفیت ترین) ویدئوم رو منتشر کنم. صبر میکنم چند تا ویدئو که شد و بهتر شدم اون وقت شروع میکنم به اشتراک گذاری.

ولی در واقع داشتم خودم رو گول میزدم. دوباره صدای افکار منفی بلند شده بود و من تسلیم شون شده بود. خیلی نگران بودم که از طرف بقیه قضاوت بشم. از اینکه بهم بگن تو به درد این کار نمیخوری و بهتره که ادامه ندی.

از اینکه بازخورد خوبی نگیرم. از اینکه خودم رو ناامید کنم.

ولی چیزی که باعث شد دکمه انتشار رو فشار بدم این بود که میخواستم اگه یه روزی به جایگاه بهتری رسیدم، بدونم از کجا شروع کردم و به کجا رسیدم. دیدن مسیر و سختی هایی که توش کشیدی باعث میشه از چیزهایی که به دست آوردی لذت بیشتری ببری.

ویدئوهایی که بعد از تغییر دکوراسیون گرفتم
ویدئوهایی که بعد از تغییر دکوراسیون گرفتم


4. ساخت کانال یوتوب و جدی شدن ساخت ویدئو

بعد از مدتی که ویدئو گرفتن نسبت به قبل برام آسون شده بود، حس کردم باید جای مخصوصی برای اشتراک ویدئوهام داشته باشم. اولش فکر کردن توی اینستاگرام بذارمشون ولی بعد از دیدن هشتگ هایی که میخواستم برای ویدئوم استفاده کنم و محتوای فوق العاده زردی که اونجا بود، تصمیم گرفتم یوتوب رو انتخاب کنم.

با اینکه یوتوب هنوز توی ایران جا نیفتاده و بیشتر محتوای اون در مورد شروع ساخت یوتوب و ادیت ویدئو و موضوعاتی از این قبیله، ولی به نظرم در آینده کم کم محتوایی از جنس تجربه، ولاگ و رشد فردی توی این پلتفرم ویدئویی بیشتر میبینیم، درست مثل محتوای انگلیسی.

اینم نتیجه نهایی کار من از ساخت ویدئو! (میتونید از توی بیو ویرگولم نتیجه کارم رو از نزدیک ببینید)
اینم نتیجه نهایی کار من از ساخت ویدئو! (میتونید از توی بیو ویرگولم نتیجه کارم رو از نزدیک ببینید)


نتیجه گیری: روبرو شدن با ترس ها سخته ولی چاره ای نیست!

راستش مقالات زیادی خوندم، ویدئوهای زیادی دیدم و با آدم های زیادی حرف زدم تا کمی حس بهتری در مورد خودم و ترس هام داشته باشم. ولی همه اینا بیشتر حالم رو برای یه مدت کوتاهی خوب میکردن و در نهایت دوباره اون ترس ها با قدرت بیشتری برمیگشتن.

پس تصمیم گرفتم باهاش روبرو بشم حتی اگه موفق ازش بیرون نیام. الان چند ماهی از اولین تجربه ساخت ویدئوم میگذره و من حس بهتری در مورد خودم دارم.

وقتی با ترس هامون روبرو میشیم و میبینیم اون قدر ها که فکر میکردیم بزرگ نیستن، حس قوی بودن بهم دست میده و باعث میشه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم.

وقتی خودم رو با آرش چند وقت پیش مقایسه میکنم، میبینم رشد کردم چون همون آدم با ترس های قدیمی نیستم.

از همه مهم تر، چون موقع حرف زدن خودم رو میبینم، قبول کردن «انعکاس واقعی خودم» باعث شده توی ارتباطاتم با بقیه بهتر عمل کنم.

امیدوارم اگر شما هم به فکر ساخت ویدئو هستین، با خوندن این نوشته شروع این مسیر پر از چالش براتون آسون تر بشه.

شما هم تجربه مشابه ای داشتید یا حرفی برای گفتن؟ خوشحال میشم توی بخش نظرات بهم بگین.

.

از این به بعد قراره تو ویرگول من چی بخونید؟

از این به بعد میخوام با ترس هام روبرو بشم و بعد از رویارویی با هر کدوم، در قالب یه تجربه توی ویرگول و یوتوب اونارو به اشتراک بذارم.

یکی به صورت نوشته و یکی به صورت ویدئو.

مرسی که همراهی میکنید.

تجربه قبلی:

https://virgool.io/@Arash-Naghdi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%90-%D9%85%D9%86-5-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-czsjbbqawvzh