صدرا
صدرا
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

چرا مشکل اقتصاد ایران حل نمی‌شود؟

چرا مشکل اقتصاد ایران حل نمی‌شود؟
چرا مشکل اقتصاد ایران حل نمی‌شود؟


استعمار در عصر ما هرگز به اندازه گذشته در پی تسخیر سرزمین‌های دیگر و مستعمره قرار دادن آنها با حضور فیزیکی خود نیست.

در عصر جدید، استعمارگران شیوه‌های نوینی برای بهره‌کشی از کشورهای دیگر و در نهایت نابودی آنها طراحی کرده‌اند که کم هزینه‌تر و کارآمدتر از روش‌های گذشته است و معایب آنها را نیز ندارد.

روش‌های پیشین استعمار، تخم نفرت، انزجار و مبارزه طلبی علیه آنها را در دل مردم کشورهای استعمار شده می‌کاشت و زمینه قیام آنها علیه خود را فراهم می‌کرد که سبب تحمیل هزینه‌های سنگین مالی و روانی بر آنها می‌گردید ولی روش جدید مبتنی بر این است که مردم کشور استعمار شده، استعمارگران را ناجی خود بدانند و با کمال میل پذیرای آنها باشند.

این خط مشی دقیقاً همان چیزی است که با شدت تمام در این زمان در کشور ما در حال اجراست اما ما آن را نه با نام استعمار، که با نام دیگری می‌شناسیم: «پدیده غربگرایی»

غربگرایی برای فکر بسیاری از ما ایرانی‌ها مثل ویروسی است که در تار و پود فکرمان نفوذ کرده و ناخودآگاه دیدمان را به اوضاع جامعه و جهان عوض می‌کند.

نقاط قوت، خوبی‌ها و زیبایی‌های کشور خود را نمی‌بینیم و یا همواره در دل آن دنبال نقطه ضعف و زشتی می‌گردیم. در عوض، نقاط ضعف کشورهای غربی را نادیده گرفته و یا با نگاهی خوشبینانه از دل آن، نقطه مثبتی بیرون می‌کشیم.

آن زمان که رهبر انقلاب بر مصرف کالای ایرانی تاکید کردند انگار از خوابی سنگین بیدار شدیم. از خود می‌پرسیدیم: «چرا ما مردم ایران از خرید و مصرف کالایی که در کشور خودمان تولید شده دوری می‌کنیم؟»

جوابی که اکثراً می‌شنیدیم این بود: «چون کیفیت کالاهای ایرانی خوب نیست!» در حالی که در همان زمان، کالاهای ایرانی با کیفیت زیادی در کشور تولید می‌شد.

یادمان هست کلیپ دوربین مخفی که دو سه سال قبل درباره مقایسه دو مدل شکلات صبحانه پخش شد.

در این دوربین مخفی، قبل از ضبط کلیپ، محتویات یک قوطی شکلات صبحانه ایرانی را داخل یک قوطی شکلات صبحانه خارجی ریختند و بعد از مردم کوچه و خیابان خواستند آن شکلات را با شکلات صبحانه ایرانی دیگری از همان برند مقایسه کنند. جالب بود که مردم، شکلات داخل قوطی خارجی را با کیفیت‌تر از شکلات ایرانی می‌دانستند!

در یک برنامه دیگر، قوانین پوشش در یکی از دانشگاه‌های آمریکایی را ترجمه کرده و به عده‌ای نشان دادند و از آنها خواستند حدس بزنند آن قوانین مربوط به کجاست. جواب یکی از مصاحبه شوندگان خیلی جالب بود وقتی گفت: «حوزه علمیه خواهران؟!»
وقتی در پایان، واقعیت را به مصاحبه کنندگان گفتند، یکی از خانم‌های مصاحبه شده که حجاب کاملی هم نداشت شروع به دفاع از آن قوانین کرد در حالی که بعید بود اگر می‌فهمید آن قوانین مربوط به حوزه علمیه خواهران است باز هم از آن دفاع کند!

مورد دیگر این است که اگر کسی صرفاً به اروپا مسافرت کند، فارغ از اینکه اصلاً چرا رفته به آنجا چه کار می‌کرده، او را آدم باکلاسی می‌دانیم و آنچنان با اشتیاق به او نگاه کرده و به صحبت‌هایش گوش می‌کنیم که انگار آدم فضایی دیده ایم! همینطور است اگر کسی به یکی از زبان‌های اروپایی علی الخصوص انگلیسی صحبت کند. همین کافیست تا او را آدم روشن و تحصیل کرده‌ای بدانیم.

این داستان پر غصه غربگرایی ما ایرانی‌هاست. پدیده‌ای که قضاوت ما را نسبت به اتفاقات پیرامونمان تغییر می‌دهد و در انتخابمان تاثیر می‌گذارد. از کوچکترین انتخاب‌ها مثل انتخاب شکلات صبحانه گرفته، تا بزرگترین آنها مثل انتخاب رئیس جمهور و دولت.

برخی از ما آنقدر غربگرا هستیم که به کارنامه و برنامه کاندیدای ریاست جمهوری کاری نداریم و فقط کافیست بشنویم که کسی دارد از «مذاکره با دنیا»!!! صحبت می‌کند. آن وقت بدون توجه به تجربه‌های قبلی در این زمینه، باز به همین تفکر رای می‌دهیم.

و این گونه سال‌ها کشور را با دست خودمان معطل امضا شدن یا نشدن برجام نگه داشته و وقتی به خود می‌آییم که در چنگال مشکلات اقتصادی گرفتار شده‌ایم ولی باز چاره این مشکل را در حاکم شدن تفکر غربگرا بر کشور می‌دانیم و باز به همان تفکر رای می‌دهیم و این گونه داستان مشکلات ما ادامه پیدا می‌کند و هرگز به انتها نمی‌رسد...


ادامه دارد...

مسئول رسانه مرکز فرهنگی اجتماعی انتظار از نوجوانی عاشق نوشتن بودم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید