در دنیای رسانه، هر عکسی که گرفته میشود، لزوماً منتشر نمیشود.
گاهی یک تصویر از نظر فنی بینقص است؛ نور درست، کادر دقیق و لحظهای ناب. اما با این حال، در نهایت تصمیم گرفته میشود که منتشر نشود.
دلیلش ساده نیست؛
چون واقعیتِ درون آن عکس، بیش از حد تلخ است.
عکس خبری، آیینهی واقعیت است؛ اما هر آیینهای را نمیتوان بدون فکر مقابل نگاه مخاطب گرفت. برخی تصاویر آنقدر سنگیناند که انتشارشان، بهجای آگاهیبخشی، میتواند باعث آسیب، ناامیدی یا بیاحترامی به کرامت انسان شود.
در چنین موقعیتهایی، خبرنگار و سردبیر با یک تصمیم دشوار روبهرو هستند:
حق دانستن مردم، یا حق حفظ حرمت انسانها؟
انتشارنکردن یک عکس، همیشه بهمعنای سانسور نیست.
گاهی این تصمیم، حاصل پایبندی به اخلاق حرفهای است؛ اخلاقی که میگوید رسانه نباید از رنج انسانها برای جلب توجه استفاده کند.
این انتخاب آسان نیست.
وقتی خبرنگار میداند که آن تصویر میتواند دیده شود، بازنشر شود و حتی وایرال شود، اما آگاهانه تصمیم میگیرد آن را کنار بگذارد، یعنی مسئولیت حرفهای را بر شهرت و دیدهشدن ترجیح داده است.
شاید مخاطب هرگز آن عکس را نبیند،
اما همین عکسهای منتشرنشدهاند که نشان میدهند خبرنگاری فقط روایت واقعیت نیست؛
بلکه انتخاب آگاهانهی نحوهی روایت است.
و گاهی، نجیبترین کار یک خبرنگار، این است که بعضی حقیقتها را با سکوت روایت کند.