اگر خبرنگاری و حس میکنی
گزارشهات درستن،
متنهات حرفهایان،
صدات خوبه
اما دیده نمیشی
مشکل از تو نیست…
مشکل از چیزیه که هیچجا بهت یاد ندادن.
واقعیت اول (تلخ):
مردم دنبال «خبر» نیستن.
دنبال حس خبران.
تو میگی:
> «امروز در مراسمی رسمی…»
مخاطب میشنوه:
> «یه چیز خنثی که به من ربطی نداره.»
اما اگه بگی:
> «همه چیز عادی شروع شد، تا لحظهای که این اتفاق افتاد…»
مغز مخاطب گیر میافته.
---
واقعیت دوم:
خبرنگارهای تازهکار فکر میکنن
هرچی رسمیتر = حرفهایتر ❌
اما حقیقت اینه: 📉 رسمیِ زیاد = مرگ توجه
جملههایی که باید دفن بشن:
«در این گزارش قصد داریم…»
«شایان ذکر است…»
«لازم به توضیح است…»
اینها دشمن ایمپرشنان.
---
تجربه شخصی (پشت صحنه):
اولین باری که گزارش صوتی ضبط کردم،
همهچی درست بود…
ولی وقتی گوش دادم فهمیدم: هیچجا نفسم شنیده نمیشه.
خبر بدون نفس،
مثل عکس بدون نوره.
از اون روز یاد گرفتم: گاهی مکث،
از صد جمله مهمتره.
---
نسخه نجات:
قبل از انتشار هر گزارش، از خودت بپرس:
1. اگه من مخاطب بودم، تا آخرش میموندم؟
2. کجاش منو غافلگیر میکنه؟
3. کدوم جملهاش درد داره؟
اگه جواب نداره → منتشر نکن.
آخرین باری که حس کردی کارت دیده نشد کی بود؟
کامنت کن، شاید درد مشترک باشه.