خیلیها فکر میکنند گویندگی یعنی صدای خوب.
اما حقیقت این است: صدای خوب بدون فهم، هیچ ارزشی ندارد.
گویندهی واقعی قبل از اینکه «صدا» باشد، فهم است.
اولین اشتباه رایج گویندهها این است که متن را میخوانند، نه اینکه میفهمند.
مخاطب خیلی زود متوجه میشود گوینده فقط کلمات را ردیف میکند.
یک گوینده حرفهای:
میداند کجا مکث کند
میداند کجا تأکید بدهد
و مهمتر از همه، میداند کجا ساکت بماند
سکوت، بخشی از صداست.
تمرین واقعی گویندگی این نیست که فقط متن بخوانی؛
تمرین واقعی این است که:
یک خبر را برای «یک انسان مشخص» تعریف کنی
نه برای «همه».
اگر بتوانی خبر را طوری بگویی که انگار داری با یک نفر حرف میزنی،
تو یک قدم جلوتر از ۸۰٪ گویندههایی.
گوینده خوب، خودش را پشت میکروفن قایم نمیکند؛
او مسئول کلماتی است که میگوید.