ویرگول
ورودثبت نام
آرمیتا فرهادی
آرمیتا فرهادیNutrition stu | mums
آرمیتا فرهادی
آرمیتا فرهادی
خواندن ۲ دقیقه·۷ ماه پیش

کلاغ دیوانه _۶_

الان فکر کردی اگر نفرستیش بیاد دنبال من چی میشه؟....هان؟....
بفرستش بیاد ؛ اینهمه زنده‌کش و مرده خواری هم که آفریدی سیر میشن!
بسه دیگه بابا...!
جنگل ما سوخته ، توهم هی بیا و به ما وعده بارونت رو بده...
کجاست ؟!...
اصن نمیخوامش.... یه باد بفرست ببره این خاکستر بی جونِ مارو
نشستیم داریم توی وطن تنهایی‌ها بین اشک و آه و جیغ دست و پا میزنیم ، آخرش هم میخوریم به چهار دیواریِ خاکستریِ ترک بر داشته...
اصن بنداز منو وسط اقیانوس ؛
هی با نهنگ‌ها گریه کنیم ، اینجوری اقیانوس تو هم پر آب‌تر میشه!
چیه آخه منو زندونی کردی تو خُمره سر بسته تاریک زندگی؟...رها کن بابا!...رهاش کن....
آخه اهل حرف هم نیستی ،
بیا یه چهار پنج کلوم حرف بزنه...
الانم که خزونه
به کلاغه میگم یه خرمالو بیاره باهم بخوریم.
خرمالو گَسه؟....بالا غیرتاً خودت بهم بافتیش!...
میگم انار بیاره
بشینم قشنگ به بهانه همین دونه به دونه غم‌ها رو بگم ، خوشگل سوگواری کنم ، توهم بغض زیر گلوم رو بوس کنی و بعدشم غصه‌هامو بشمارم و طبق وظیفه کابوس هامو ببینم...آره بابا!
اصن خودت بیا!
فروشنده اجباری مرگ رو میخوام چیکار؟
کدوم دیوونه‌ای خورشید رو میفروشه که شمع بخره؟
من؟!...
یه حوا هوایی برای ما از دار کل دنیات ساخته بودی که اونم شیطان گرفت و برد و اونم عین هسته آلبالو ما و عاطفه ما و خاطرات مارو قورت داد و وسط کشتزار حاصل‌خیز افسوس آسایشگاه ول کرد و رفت و شد ستاره غمگینِ کهشانی که دیده نمیشه پشت این دیوارها.‌‌‌..
دیوارهایی که هر کدوم شاهد مجنون‌هایی بودن که بلاخره سَمّ اکسیژن زد به ریه‌هاشون و فروشنده مرگ ، مرگ‌رو بهشون ارزون فروخت...
کاش تو جیب‌هام چیزی به جز قصرهای شنی که قرار بود با حوا توش پیر بشیم نگه میداشتم..

بابا حواستم به زخممون نیست...عمیق شده‌ها!...
اگر تویی که یه درخت میکاری توی زخم عمیق ما و میگی زندگی کن!...
نمیگی که آخه بنده‌خدا چجوری زندگی کن!
وسط مجنون‌هایی که هرروز با صدای گریه همدیگه چشم های سرخشون رو باز میکنن...؟
تهشم دیر میاد حوای ما...
من که میدونم!
توهم که عالمی!
اون وقتی که کلاغه بیخیال دارالمجانین ما شده...
حوای بی غیرت ما میاد میگه ، بیا این شونه ، یکی نیست بگه مومن! شونه میخوام چیکلر وقتی سرم رو باد برده!
حوا ماهم مجنونه!
نمیدونه که دیوونه‌ها همون تَرکِش کنار نخاع هستن...
هست ، ولی دیده نمیشه!
مثل ما دیوونه‌ها که هستیم و دیده نمیشیم....

۴
۳
آرمیتا فرهادی
آرمیتا فرهادی
Nutrition stu | mums
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید