نامه ای به رفیق

درود !‌ چخبر خوبید ؟ امیدوارم همیشه خوب باشید‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌حتی در سخت‌ترین لحظه‌های زندگی تون :)

قبل شروع میخواستم یک چیزی بگم شاید ی حرف دل خیلیامون باشه شایدم نه !!!

خیلی وقتا از طرف خانواده،اشناها ،فیلم،موسیقی و خیلی چیزای دیگه ی سری حرف ها رو به ما تزریق میکنند که رفیق خوب نیست و ازاین چیزا🤕 یا یک سری حرف مثلِ :


اگه رفیق خوب بود خدا خودش یکی داشت / رفاقت یعنی رفاه فقط .............

خیلی وقته گوشمون ازاین حرف ها پُر شده میدونی!!!،تاحالا فکر کردی دلیلش میتونه چی باشه ؟؟

هممون فکر کردیم افرین به ما 🤓،مشکل جای درست میشه که احساس به جای عقل تصمیم میگیره!! این موضوع خیلی مهمه وقتی نتونستیم احساسمون رو کنترل کنیم درهرشرایطی باعث همین میشه که یک آتشی رو به وجود بیارند که زمین گندمی که کشت کردن رو یک شبه نابود کنند 😬 ، پس لطفا درست تصمیم بگیریم ، و ی نکته دیگه کمیت رفیق مهم نیست کیفیت مهمه :) ،حالا بریم سراغ نامه ای که خیلی وقته میخوام برای رفیقم بنویسم توهم بنویس بدک نی البته ی چیز بدون واسه کی مینویسی 🙃

نامه ای برای رفیق

سلام رفیق خوبی ؟‌ ی چند مدتیه ندیدمت دلتنگت شدمااا !! خواستم برای ویرگولی ها یکم از رفاقتمون بگیم تا بدونن هنوز رفاقتی هست🙂 ،یادته داداش جریان ما کجا شروع شد خیلی خنده دار بود سریک ایده بود که بهم نزدیک تر شدیم و حالا ی جفت داداشیم و این یکی از شانس های که توی این زندگی به دست آوردم :) راستی بزار براشون از مرام معرفتت بگم که ۱۰۰ تا پهلونم اگه این مرام تو رو داشتند الان ی پادشاهی زمین رو میکردن ، بزار از همراه کردنم تو داستانی بگم که نوسیندش خودمونیم :) ،لعنتی انقد جریان و حرف باهم داریم که توی یک رمان ۱۰۰۰ صفحیمم جا نمیشه میدونی داداش ؟‌

یادمه هیچ وقت پشتمو خالی نکردی حتی توی سخت ترین شرایط بهم روحیه دادی پشتم بودی. این جمله رو یادته ؟‌



برادر بودیم برادر خوبی ،هنوز افتخار میکنم داداشم هستی ، تا تهش هستیم :)

من که هیچ وقت اون روز رو یادم نمیره خیلی خوب بود میدونی ؟‌

منو داداشم :)
منو داداشم :)

ولی همیشه به این فکر آسمون دلم به بارش درمیاد : اگه روزی دیه نتونم ببینمت باید چیکار کرد :)

تا اینجا حَمدمون بسه بریم سر قصمون که از هزارتا داستان شاهنامه برای من حک شده رو سنگ مغزم اون لحظه های که تو اوج ناامیدی بودم ولی بهم ندا میدادی که هنوزامیدی هست بهم ندا میدادی ادامه بده تو میتونی :) خیلی خوب بود هعیی :( . قدم زدن هامون حرف زدن از ورزش و شعر و دنیا و فلسفه چه خوب بود گاها بود چندها کیلومتر رو با پا میرفتیم و برمیگشتیم اما متوجه نمیشدیم میدونی چرا‌؟ چون مهر دوستی مون به مهر برادری تبدیل شده بود و خودمون رو از زمین و زمان به در کرده بودیم 😄

هیچ وقت قدم زدن هامون از اول شهرتا اخر شهریادم نمیره خیلی خوب بود نه ؟؟،ی حس نوی بهم میداد ی انرژی که انگار بین ما تقسیم میشد ،run های دَو که باهم وسط میدون آزادی تا چهارراه انقلاب داشتیم ،چه حس خوبی بود ،خیلی توی این مطلب گفتیم حس خوب خیلی گفتیم قدر رفاقت رو بدونید حالا میدونید چرا ؟


چون توی این فصل دوستی و محبت تنهام :)‌،چون یاری به غیر تو ندارم داداش،همدمی هم زادی به جز تو ندارم امیدوارم هرجا که هستی شاد و موفق باشی داشی :)‌، زندگی کن شاد باش چون دنیا ارزش هیچی رو نداره،فقط میتونم بگم تا زندم حتی اگه از منم منتفر باشی پشتتم :)

تقدیم به بهترین رفیق،برادر : محمد

نویسنده :‌ئارتین