من و اطرافیانم

یکی از چیزهایی که همیشه من رو گیج میکنه اینه که بعد یک مدت میبینی چطور از مردم دور شدی.

تو فاصله انداختی بین خودت و مردم.

برای اکثر مردم، این یکی از سخت ترین انتخاب هاست و یکی از اون انتخاب هایی که باعث میشه که سال ها و شاید تمام عمر خودشون رو به دام بندازن.

احتمالا قبلا شنیدی که اگر 5 نفر از بهترین دوستات سیگار می کشن، تو نفر ششم خواهی بود.

خوب، فکر کن این برای همه چیز کار میکنه.

تو با اطرافیانت خودت سازگار میشی وقتی به موضوعاتی مثل موضوعات زیر میرسه

-سیگار کشیدن

-عادت ها

-سطح اگر جاه طلبی

-گرسنگی در آثار

-سرگرمی

-ازدواج

-رانندگی

-اخلاق

تقریبا میشه گفت همه چيز.

من برای افرادی که در طول زندگی ام شناختم، آرزو ای ندارم جز بهترین ها.

اما گاهی اوقات باید فداکاری کرد.

آسون هست که یک روال عادی رو پیش بگیری ، آسون هست که برنامه ات رو تنظیم کنی.

از فوتبال تا مهمونی و هر چیز دیگه ای که برای اون برنامه داری.

"قدرت گفتن نه"

این به اندازه کافی زندگیت رو تغییر میده.

فکر کن ..

آیا تا به حال به اطرافیانت و دوستات افتخار کردی ؟

ایا اونا تا به حال کاری رو انجام دادن که تو بخوای بخاطرش جشن بگیری‌؟

آیا اونا تا حالا کاری انجام دادن که باعث بشه تو بلند بشی و بهتر از گذشته کار کنی ؟

دوستی با اطرافیان شگفت انگیزه.

تو خوشبختی اگر مردم و انرژی های خوب رو در اطرافت داشته باشی.

با این حال، گاهی اوقات باید فکر کنی که زندگی خودت میخواد به کدوم سمت پیش بره!

من ترجیح میدم دوستایی داشته باشم که بتونم با دیدن یا از طریق تلفن باهاشون ارتباط داشته باشم و یک ساعت در مورد کار، کسب و کار، پول، درس، زندگی و ... صحبت داشته باشم به جای کسی که میدونم با من میاد بیرون بدون هیچ هدفی فقط بخاطر این که بیرون رفتن کار نرمال و همیشگی هست.

اگر این نوشته مربوط به شما میشه من کسی رو بخاطر خارج نشدن از حلقه اطرافیانش سرزنش نمیکنم.

اما هنگامی که به این موضوع پی میبری ، خودت رو سرزنش می کنی.

انرژی خوب رو دریافت کن.

به آدمایی نزدیک شو که میخوان این دنیا رو تغییر بدن.

آدم های مصمم رو پیدا کن.

ایده هات رو با ادم های خلاق در میون بزار.

هدفت رو با افراد مناسب به اشتراک بزار.

یا این که برای همیشه توی منطقه امن خودت بمون و بعدش ممکنه در نقطه ای قرار بگیری که به خودت اجازه بدی که هر چی پیش اومد پیش اومد.

اما بالاخره یک روز میرسه که از امن بودن خسته میشی..