کمتر کسی هست که به وضعیت اقتصادی اعتراض نداشته باشد، محدود، حتی از انگشتان یک دست هم کمتر! دیدنشان از دیدن آدم فضایی هم عجیبتر است.
با تقریب فوقالعادهای، همه معترضیم، مگر نه؟
از مسجدی و غیرمسجدیاش بگیر تا محجبه و بیحجابش، از مذهبیهایش تا آتئیستهایش، از امام جماعت و نظامی تا معلم و پزشک و بقال و نانوا، قیمت گوشت و برنج و نان و نخود و لوبیا برای همهشان یکی است، نه؟
خیلی خوب، چطور است حالا که من معترضم و عصبانی هم هستم و جان هم به گلویم رسیده است یک چاقو بردارم و با آن شما را بزنم؟ چطور است خانهتان را به آتش بکشم یا شیشههای ماشینتان را خرد کنم؟ آخر میدانید، من معترضم، عصبی هم هستم! مسجد و قرآن را آتش میزنم که قیمت دلار پایین بیاید. بانک و پاساژ و درمانگاه را تخریب میکنم که سفرهام بزرگتر شود. من عصبانی هستم، هیچکس هم حق ندارد بگوید تویِ عصبانی، برای چه با قمه و چماق و لگد و آتش جوان مردم را تکهپاره کردهای. تو از وضعیت موجود خشمگینی، حق هم داری، پس به آمبولانس و اتوبوس و هر چه اموال عمومی و عامالمنفعه هست حمله کن و هر بلایی خواستی سرشان بیاور که فردا از جیب خودت و بیتالمال خسارتها را جبران کنند و اینطوری وضعت بهتر بشود. اصلاً بزن موتور و ماشینی را که مردم خون دل خوردهاند تا با قسط و قرض و وام و بدبختی و زدن از کنار و گوشهی سفرهی کوچکشان تهیهاش کنند، نابود کن تا دلت خنک بشود. خیلی بهات فشار آمده؟ مغازههای مردم عادی را داغان کن که آنها را هم به خاک سیاه بنشانی.
چیزی نمیشود، آخرش میآیی با سر پایین و تصویر شطرنجی میگویی: ببخشید، عصبانی بودم! مرا گولم زدهاند! ببخشید، حواسم نبود بچهی سه ساله را با گلوله هدف گرفتهام یا یک پرستار را زنده زنده در آتش سوزاندهام، آخ، خیلی شرمندهام که سر یک سرباز را گوش تا گوش بریدهام و گذاشتم روی سینهاش؛ آخر من معترض بودم، مجبور بودم! میدانید، باید با هر انفجار و شعاری تن و بدن زن و بچههای مردم را میلرزاندم و هزار نفر را بدون جرم و حکم و دادگاه میفرستادم سینهی قبرستان تا دلار ارزان شود؛ تا طلا گرمی دو میلیون تومان بشود، تا چلو خورشت بگذارم سر سفرهام؛ مجبور بودم آدم بکشم و آدم بترسانم و آدم مجروح کنم و شهر را ویران کنم و به خانه و کاشانهی مردم دستدرازی کنم که اعتراض کرده باشم. حالا هم قوهی قضاییه یک دست روی سرم بکشد و یک آبنبات چوبی دستم بدهد که بدّو برو پسر خوب، سعی کن دیگر اینقدر عصبانی نشوی! خواستی بکشی هم بکش، فقط کمی ملایمتر...