می خواهم با تو از "اینجا" بگویم …ای رزان زیبا ی من …
ما در "اینجا" زیر پاره اخگریم/ در سیاحت کردنِ رمادمان
زیر رختِ مشکی ِ ای آسمان / انجم سوسو کنان بر سوگمان
ما در "اینجا" زندگانِ مرده ایم / زیر بارِ خِس خِس خونینمان
سنگ، در ژرف زمین ،”ها “می کشد/ بر دلِ دل داده بر آشوب مان
ما در "اینجا" مطربان را می کِشیم/ در برِ این شق شق شلاقمان
از دل انگور ها خون می چکد/ از برای ساغر اندوهمان
ما در "اینجا" سوختیم ، آتش شدیم / از دلِ گل بوته ی خوش بویمان
سر به رندی میگذارم ،بشنو ای رزوان من / تا بَرَم بر گور مستی جنتِ پر تاکمان
آه ای رزان من ،خون من و خون شما/تک قدح سر می کشند این ذاهدان باغمان
ارادتمند شما “ آشنا ”
ای گل زیبای من تو نیز خواهی سوخت .
تو با من میسوزی و کاری پس من بر نخواهد آمد ؛اما کاش آن روز هنوز تَر باشی و معطر …(:


کاش برم بخوابم نه؟…(:
خوشحال میشم که نظرات و انتقادات شما رو بخونم…