ویرگول
ورودثبت نام
آشنا
آشنا«چرخ بر هم زنم گر غیر مرادم گردد.…من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک»
آشنا
آشنا
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

تجاوز به واژ ها

جیک جیک مجنون گنجشک در جنب جنوب جبر جغرافیا…جان جلاد جوک های نجس جمع را از برِ جسارت جسد جاه طلب به خاک مینشاند…و دیگر صدای خنده و خِر خِرِ خار حنجره ها با خنجر خفه نمی شد… حکم محرم را در زیر حرف های حاکی از حرام زادگی ،بی حرمت می‌کردند و حلال می شمردند…

همه محکوم به مرگ محرم خویش می مردند …در فِس فِسِ نفس هایشان افسوسِ فساد را می خوردند …

و در نهایت …ما که مخلوق خالق خلق خود بودیم …خجل از خرامیدگی خنده ی خامِ ماه دُخت …خمِ خون به ابرو می آوردیم … و او را زیر خروار ها بد خویی می خواباندیم…

و هنوز گوشه ای گیتاری در گره های انگشتان گرم مرگ گیر می کرد.

«گیتارنواز پیر»
«گیتارنواز پیر»

۲۸
۵۰
آشنا
آشنا
«چرخ بر هم زنم گر غیر مرادم گردد.…من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید