باهاش صحبت کن جواب میده


توی مطلب قبلیم

https://virgool.io/@Atefe/%DB%8C%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%87-pnb7kldsgdye

تا اینجا گفتم که فهمیدم، یک بلیط اتوبوس اشتباهی خریدم، به قیمت ۱۳۵۰ کرون؛ که اصلا به دردم نمی خوره!

زانوی غم بغل کرده بودم و سعی داشتم خودمو دلداری بدم! که ابراهیم گفت: اینجور که توی سایتشون نوشته، ممکنه بتونی بلیط رو پس بدی و پولت رو بگیری!

نور امیدی توی دلم درخشید، می دونستم که توی سوئد، هر چیزی بخری؛ تا یک ماه بعد میتونی به راحتی پس بدی و پولت رو بگیری! ولی اصلا فکرش رو هم نمیکردم برای بلیط اتوبوس هم همین قانون باشه!

صبح فردا اول وقت رفتم مرکز مشتری های اداره حمل و نقل شهر!

یک پسر جوون پشت پنجره نشسته بود و بلیط میفروخت و جواب مراجعین رو میداد، براش توضیح دادم که یک بلیط خریدم و لازم ندارم و میخوام پس بدم و پولش رو بگیرم.

کارتم رو چک کرد و پرسید که از اینجا بلیط خریدی؟

گفتم نه از یک دستگاه اوتوماتیک!

چند باری تلاش کرد و در نهایت گفت: نمی تونم کاری بکنم چون بلیط رو از اینجا نخریدین! با این شماره تماس بگیرید شاید کمکتون کنند.

برگشتم خونه و به اون شماره زنگ زدم و همون گفته های قبلی رو تکرار کردم!

خانمی که پشت خط بود گفت: باید برین مرکز مشتری های اداره حمل و نقل!

گفتم: اتفاقا از همونجا میام و شماره ی شما رو دادند!

گفت پس صبر کن: با این شماره تماس بگیر.

به شماره جدید زنگ زدم: همون مکالمات تکرار شد! و دست آخر گفت به این شماره زنگ بزن! که همون شماره اول بود!!!

این بار گفتم: به اون شماره زنگ زدم! شماره شما رو دادند!

گفت پس شما برو داخل دستگاه اوتوماتیکی که بلیط رو خریدی، بگرد یک شماره نوشته، به اون شماره زنگ بزن!

خلاصه بعد از انجام اون کارا، مردی که پشت خط بود. مشخصات بلیط و اطلاعات تماسم رو پرسید و گفت: بعد از کسب اطلاعات، باهاتون تماس میگیریم!

چند روزی گذشت و خبری از تماس نشد. و این بار سایت اداره حمل و نقل رو چک کردم و دیدم گزینه تماس با ما داره.

پیام رو نوشتم و اطلاعات تماس و ایمیلم رو هم فرستادم!

فردا صبح اول وقت یک ایمیل دریافت کردم: با تشکر از تماس شما. این بلیط مدت هاست فروخته نمیشه و شما نباید می تونستید این بلیط رو بخرید. می تونین عکس فیش خریدتون رو بفرستید؟

خوشبختانه قبض رو داشتم و فرستادم.

روز بعد بلافاصله جواب داد:

به مرکز مشتری بیاین و ما بهتون پرداخت می کنیم.

بعد از یک هفته، دوباره برگشتم سر خونه اول و همون پسر پشت پنجره!

برای دهمین بار همون دیالوگ رو تکرار کردم ! ( تنها خوبیش این بود که سوئدی تمرین میکردم!) و در پایان ایمیل ها رو نشونش دادم. یک سری کار با کامپیوتر و دستگاه شارژ کارت انجام داد. و در نهایت کارت بانکی ام رو توی دستگاه گذاشتم و پول بلیط منهای یک روزی که استفاده کرده بودم، به کارتم واریز شد!

باورم نمیشد! واقعا اشتباه شده بود!

نتیجه اخلاقی اینکه:

اول اینکه: حواست رو جمع کن، دسته گل به آب ندی!

دوم اینکه: وقتی یک مشکلی پیش میاد، زانوی غم بغل نکن! دنبال راه حل باش!

سوم اینکه: توی سوئد( و شاید خیلی جاهای دیگه) برای انجام کارها ایمیل بزن، خیلی سریعتر جواب میگیری!

چهارم اینکه: با خدا دوستانه صحبت کن، حتما جواب میده!

می دونم خدا همیشه جواب بنده هاشو میده، ولی گاهی با اینکه موضوع خیلی کوچکه، حس میکنی خیلی مستقیم و سریع جواب داد و حال خوبیه !

✍عاطفه