ویرگول
ورودثبت نام
آتنا کفاشی
آتنا کفاشیمن روح هزار زنم در یک بدن.
آتنا کفاشی
آتنا کفاشی
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

اسمی برایش انتخاب نمیکنم

یمی خواهم چیزی بنویسم که بماند اینجا برای روز های روشن تر . از امروزم می نویسم از جزوه ی خون شناسی و بیماری aml،از صدای استاد از ویس های سال های گذشته ، از انگشتان خسته و عصب کشیده شده ی ساعد دست راستم حین تایپ کردن داستان کوتاهم،از تایید نشدن داستان عجیب و غریبم در سایت شاهین کلانتری،از ورزش نکردنم ، از سالاد سزار با تکه های بزرگ نان تست...

تقریبن همه ی روزهایم شبیه هم اند شبیه تکرار چرخه ی متوازی الاضلاع شکلی،این روز ها جزوه ها را از روی ویس سال گذشته می نویسیم کلاس ها مجازی اند ، دانشجو ها صداهای محوی پشت گوشی هایند.ترکیب سازی جزو سرگرمی هایمان شده مثلن عشق را با سگ و شعر را با گربه ترکیب می کنیم و به خلاقیت همدیگر میخندیم،داستان هم می نویسیم گاهی. داستان دخترک مبتلا به aml و آینه ی زشتش، برای سلامتی مادر دوستی دعا می کنیم که حالا دارد جلسات رادیو تراپی اش را تکمیل می کند،داستان ها را جزوه ها را تمام حرف های زده و نزده را تایپ می کنیم و به خلاقیتمان می خندیم...

برای سرگرمی هم که شده گاهن دست و پایی تکان می دهیم مثلن ورزشی کرده باشیم،گاهی برای سرگرمی هم کاهو ها را از قسمت شاداب و کمرنگشان خورد می کنیم و مرغ ها را گریل، بعد توی بشقاب کم تر استفاده ای با ظرافت سرو می کنیم و به خلاقیتمان می خندیم...

سرگرمی
۳
۰
آتنا کفاشی
آتنا کفاشی
من روح هزار زنم در یک بدن.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید