ویرگول
ورودثبت نام
benyamins8
benyamins8داستان زندگی من روح نواز تر از کمدی های شکسپیرِ .
benyamins8
benyamins8
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

عشق در سایه

زیگوند فروید می‌گوید:عشق سرپوش شاعرانه‌ای بر میل جنسی است.ما به ندرت به معشوق،بلکه به میلِ خویش دل می‌بازیم."
او در واقع می‌خواهد بگوید آن‌چه ما عشق می‌نامیم،عشق نیست. در عمیق‌ترین لایه‌اش چیزی جز تغییر چهره‌ی میل جنسی نیست.
میل جنسی در برخورد با اخلاق،فرهنگ و زبان نمی‌تواند مستقیم خود را نشان دهد پس لباس متمدنانه بر تن می‌کند و نامش می‌شود"عشق"... ما خیال می‌کنیم دل در گرو دیگری بسته‌ایم اما در حقیقت در دیگری،میلِ خودمان را می‌جوییم.ما دلبسته‌ی امیال خودمانیم.عاشقِ معشوق نیستیم عاشق احساس زنده بودنِ خود در حضور اوییم.معشوق برای ما بهانه‌ای‌ست برای شناخت خویشتن،نه شناخت او...


کات به ژاک لاکان(فیلسوف،روانکاو)
لاکان می‌گوید:
"عشق یعنی دادن چیزی که نداری به کسی که آن را نمی‌خواهد."
در این تعبیر،عشق گفتاری است میان دو کمبود...یعنی هیچ‌کس در عشق کامل نیست و هیچ‌کس نمی‌تواند خلأ دیگری را پر کند.
ما چیزی نداریم جز میل و کمبود،و همان را به دیگری می‌بخشیم،
در حالی که او نیز در جست‌وجوی چیزی‌ست که خود ندارد.
پس عشق در حقیقت بازیِ متقابلِ کمبودهاست،نه تلاقی کمال‌ها.
ما از دیگری نمی‌خواهیم که ما را کامل کند بلکه ناخودآگاه از او می‌خواهیم فقدان و کمبود ما را معنا کند.
بعنوان مثال:
زن و مردی که با شور و اشتیاق شدید وارد رابطه می‌شوند
اما همین رابطه پس از ازدواج کم‌کم رنگ می‌بازد.چرا ؟چون میل فروکش کرده است این هیجان آغازین در واقع نیروی میل بود که در قالب عشق ظاهر شده بود.وقتی دیگری از رویا به واقعیت تبدیل شد آن‌گاه عشق از تجربه‌ی شور به تجربه‌ی شناخت تبدیل می‌شود و این همان نقطه‌ای‌ست که بسیاری از رابطه‌ها تاب نمی‌آورند چون ما نه دیگری را می‌شناسیم و نه میل خود را، بلکه وارد رابطه‌ای می‌شویم که از ما انتظار دارد "کامل" باشد.اما در زیر این ظاهر آرام همان میل فرویدی خاموش می‌شود و جای خود را به دل‌زدگی می‌دهد چون هیچ‌کس نمی‌تواند تا ابد آینه‌ی میل دیگری بماند اینجاست که می‌فهمیم:عشقِ پایدار تنها زمانی ممکن است که انسان هم به میل خود و هم به کمبود دیگری آگاه شود.وقتی بفهمیم عشق نه پرکردن خلأ،بلکه پذیرفتن خلأ است.نه تصاحب بلکه آگاهی از کمبودهای مشترک است.آن‌ گاه عشق از سطح میل می‌گذرد و به بلوغ می‌رسد.جایی که انسان می‌فهمد عشق یعنی دیدن دیگری نه به‌عنوان آینه‌ی خود،بلکه به‌عنوان دیگری واقعی، با تمام کمبودها و نقص‌هایش...


@benserea

عشقمیل جنسیفرویدزیستن
۰
۰
benyamins8
benyamins8
داستان زندگی من روح نواز تر از کمدی های شکسپیرِ .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید