ویرگول
ورودثبت نام
باران . ق
باران . ق
باران . ق
باران . ق
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

شروعی تازه برای من

از روزی که وسایلمو جمع کردم و پا گذاشتم به تهران، انگار وارد دنیای تازه‌ای شدم…

پر از غریبه، پر از ترس، و پر از امید.

شب‌هام با دلتنگی گذشت، توی سکوت اتاقم اشک‌هامو فقط خودم دیدم.

اما هر بار به خودم می‌گفتم: این مسیر انتخاب منه، باید تا آخرش بمونم.

روزای اول خیلی سخت و سنگین بود.

هر لحظه یه چالش تازه، هر ثانیه یه امتحان جدید.

گاهی خسته شدم، گاهی شکستم… اما دوباره بلند شدم.

چون یاد گرفتم قوی بودن یعنی حتی وقتی تنها هستی، حتی وقتی هیچ‌کس نیست، ادامه بدی.

حالا که به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم همون سختیا منو ساختن.

همون اشک‌ها، همون دلتنگی‌ها، همون لحظه‌هایی که خواستم جا بزنم…

امروز من کسی هستم که از طوفان‌ها نمی‌ترسه.

زندگی آسون نیست، ولی قشنگه…

و قشنگ‌ترش اینه که بفهمی زیبایی زندگی رو ما می‌سازیم.

🌸 زندگی خیلی زیباست و ما هستیم که زیباترش می‌کنیم.

مهاجرتافسردگیزندگیتنهاییگریه
۴
۳
باران . ق
باران . ق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید