ویرگول
ورودثبت نام
بردیا زیبابافی
بردیا زیبابافییه کم سن و سال خسته در حسرت ایام کودکی | یه آدم فلسفی با نشخوار فکری شدید و درونگرا | نویسنده موضاعات مورد علاقه خودش از علم و تکنولوژی تا بیشتر نویسندگی | یه منتقد همیشه خشک | یه سرکش سرسخت
بردیا زیبابافی
بردیا زیبابافی
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ روز پیش

در باب کنکور

تصورم از خودم پس از گرفتن کارشناسی ارشد
تصورم از خودم پس از گرفتن کارشناسی ارشد

این کنکور که همه بانگ میدهند،

چیست که همه شعار میدهند؟

مرا در جای خود میخکوب کرده‌ست

مرا در جای خود مضطرآب کرده‌ست!

رستم را نیز نیست این شجاعت در سر

که پایین آید گرز گرد بر سر این شرّ

تهمتن را دیدم که تاخت رخش را

از مشرق و از مغرب رخسارا

که یابد آن پدرِ سوخته را

که نهاده است این کنکور را

خسته‌ام از این سیزده خوان

خوشا به حال رستم با هفت خوان

عذابی دارم وَجدان

و نه تو دانی و که چه هست

هر چه را هست، خیر است

قسمتش بر ما کنکوری‌ها

هرچه بد است، قسمتش را

با هزار لعنت بر بانی و باعثش.

ای تو! ای‌ نفرین قهوه‌ای!

کِه تو را گفت که از چاه بیرون آیی؟

که بوی نفرینت همه‌جا را به گند کشید!

ملافه‌های سفید را سیاه کردی!

گادفادر را بخنداندی!

ما را نیز گریان کردی!

بوی عذابت، بینی ما را بیازارد

لعنت که نامت کنکور است.

باز هم هزار لعنت بر تو

که ملاک‌هایت بزرگ است‌!

بردیا زیبابافی


سپاس از اینکه خواندید.

میدونم، در شعر گفتن کارم خوب نیست، صرفا چیزی گفتم و این شعر، کامل‌تر شعری بود که در کامنت به یه کنکوری نوشتم.

و دلیل دوم این بود که این چند روز خیلیا از کنکور حرف میزدن و استرس اونها رو من تاثیر گذاشت. و هم اینکه یچیزی گذاشتم که بخونید دیگه، خلاصه نوشته کم نیارم برای چشم‌های خسته شما گرامیان.

امیدوارم نیازی بر گفتاری عامیانه کردنش نباشد. مطمئن باشید هر کلمه می‌بینید درست هست و غلط املایی را ویرایش کردم.

کنکورکارشناسی ارشد
۴۱
۳۹
بردیا زیبابافی
بردیا زیبابافی
یه کم سن و سال خسته در حسرت ایام کودکی | یه آدم فلسفی با نشخوار فکری شدید و درونگرا | نویسنده موضاعات مورد علاقه خودش از علم و تکنولوژی تا بیشتر نویسندگی | یه منتقد همیشه خشک | یه سرکش سرسخت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید