ویرگول
ورودثبت نام
بشیر صابر
بشیر صابرعاشق خوندن نوشتن و فکر کردنم، اینجا از حرف‌های درونی می نویسم و تجربیاتم از فیلم‌ها و کتاب‌ها ‌ (در جستجوی روزهای خوب و روشن)
بشیر صابر
بشیر صابر
خواندن ۵ دقیقه·۴ ماه پیش

آیا با پول کم هم می‌شود سرمایه‌گذاری کرد؟

همه چیز از یک تصمیم ساده شروع شد؛ فروختن دوچرخه‌ام.
دوچرخه‌ای که دو سال از دوران دبیرستان همراهم بود. صدای زنجیرش یادآور روزهایی بود که فکر می‌کردم جاده‌ها تا ابد ادامه دارند و زندگی چیزی نیست جز رکاب‌زدن زیر آفتاب عصرهای اردیبهشت.

اما کم‌کم بزرگ شدم. مسیرم به کنکور و بعد هم به سربازی رسید، و دیگر جایی برای دوچرخه و ماجراجویی‌های پر از خیال باقی نمانده بود.
این‌طور شد که دوچرخه را در دیوار آگهی کردم و با قیمت توافقی ۸۰۰ هزار تومان فروختم. نه آن‌قدر زیاد بود که بتوانم چیز خاصی بخرم، نه آن‌قدر کم که بی‌خیالش شوم. مانده بودم بین خرج کردن و نگه داشتنش.

آن موقع (حدود سال ۹۹) تازه بحران اقتصادی شروع شده بود. قیمت دلار بالا و بالاتر می‌رفت و تورم هم با سرعت زیادی رشد می‌کرد. خیلی واضح می‌دیدم که پولم هر روز کم‌ارزش‌تر می‌شود.

تابستان همان سال، در یک مغازه چاپ کار می‌کردم. جایی پر از بوی کاغذ، جوهرِ رنگی و صدای قیژژژژژِ دستگاه چاپ. همان‌جا بود که با ابوالفضل آشنا شدم.
او از آن پسرهای پرانرژی و خلاق بود که تقریباً از همه‌چیز سر در می‌آورد. همیشه دنبال یاد گرفتن بود و برنامه‌ی راه‌اندازی کسب‌وکار خودش را داشت. مهربان بود و هر چیزی که یاد می‌گرفت با من هم در میان می‌گذاشت.

اغلب درباره رمزارزها و رشد بیت‌کوین حرف می‌زد. از آینده‌ای می‌گفت که قرار است بیشتر و بیشتر دیجیتالی شود. من معمولاً فقط گوش می‌دادم، چون راستش خیلی از حرف‌هایش را نمی‌فهمیدم :)
اما می‌دانستم که سواد مالی خوبی دارد و نگاه اقتصادی‌اش درست است.

یک روز حین کار، ماجرای دوچرخه‌ام را برایش تعریف کردم و گفتم که نمی‌دانم با پولش چه کار باید بکنم.
او هم کلی برایم حرف زد و از انواع روش‌های سرمایه‌گذاری گفت. بیشترشان یا سخت بودند، یا نیاز به تجربه و سرمایه بیشتری داشتند. در نهایت رسید به پیشنهادی ساده‌تر، یعنی خرید تتر.

تتر، درواقع نسخه دیجیتالی دلار است. ابوالفضل می‌گفت ریسک نسبتا پایین‌تری دارد و نوسانش زیاد نیست. اگر سود هم نکنی، حداقل ارزش پولت حفظ می‌شود.
حرف‌هایش منطقی بود و من هم به او اعتماد داشتم. تنها مشکل این بود که نمی‌دانستم چطور باید تتر بخرم و راستش حوصله یاد گرفتن و دردسرهایش را هم نداشتم.

پس از او خواستم با پول من تتر بخرد و در کیف پول دیجیتالی خودش نگه دارد.
او هم با مهربانی قبول کرد. آن زمان دلار حدود ۲۵ هزار تومان بود و ۸۰۰ هزار تومان من تبدیل شد به ۳۰ تتر.

حالا حدود پنج سال از آن سرمایه‌گذاری گذشته است. با نرخ امروزِ دلار، می‌توانم آن ۳۰ تتر را بیشتر از ۳ میلیون تومان بفروشم.
می‌دانم رقم بزرگی نیست، اما برای اولین تجربه‌ام عالی بود. پولم تقریباً سه برابر شده و مهم‌تر از همه، ارزشش را در این اوضاع اقتصادی از دست نداده است.

بله، این اولین سرمایه‌گذاری من در دنیای رمزارزها بود. تجربه‌ای که باعث شد بیشتر به امنیت مالی فکر کنم و بخواهم مسیرهای جدیدی را امتحان کنم.

یکی دو سال بعد، مقداری پول دیگر دستم رسید. بعد از کمی تحقیق، رفتم سراغ سرمایه‌گذاری در طلا. اما چون سرمایه‌ام کم بود، سودش هم ناچیز شد.
بعد از آن، وارد بازار بورس ایران شدم. حدود دو میلیون تومان سهام خریدم، اما چند ماه بعد ارزشش سقوط کرد و ضرر کردم.

با این حال، از هیچ‌کدام پشیمان نیستم. چون سرمایه‌گذاری همین است؛ گاهی سود می‌کنی، گاهی یاد می‌گیری. راستش خوشحالم که آن موقع شروع کردم. چون اگر شروع نمی‌کردم، در هر صورت ارزش پولم در این اقتصاد از بین می‌رفت.
حالا شاید چیزهایی را از دست داده باشم، اما در عوض خیلی چیزها یاد گرفتم و چیزهایی هم بدست آوردم.

و امروز دیگر مثل آن موقع‌ها نیست. خرید و فروش رمزارزها خیلی راحت‌تر شده و تقریباً بدون دردسر انجام می‌شود. نه زمان خاصی لازم دارد، نه مهارت پیچیده‌ای.
در بعضی پلتفرم‌ها حتی می‌شود سهام شرکت‌های بزرگ خارجی را هم خرید. فقط باید حواس‌تان باشد که پلتفرم انتخابی‌تان امنیت بالا، پشتیبانی پاسخ‌گو و تیم داخلی داشته باشد.

من الان تصمیم دارم برای سرمایه‌گذاری جدیدم دو تا سه میلیون تومان سهام اپل بخرم.
و تازگی از پلتفرم «کیف‌پول من» استفاده می‌کنم. که هم می‌شود رمزارز خرید و هم سهام شرکت‌های خارجی را، رابط کاربری ساده‌ای هم دارد و کار کردن با آن مثل کار با همراه بانک است. قبلش هم در اینترنت تحقیق کردم و نظرات کاربران درباره‌اش اکثرا خوب بود. پشتیبانی‌شان هم تا حالا پاسخ‌گو بوده است.

به نظر من این سرمایه‌گذاری‌های کوچک واقعاً ارزشمندند. جدای از نتیجه، خود تجربه‌اش باعث می‌شود دید متفاوتی نسبت به پول پیدا کنید.
البته که من نمی‌گویم بروید تتر بخرید یا سهام فلان شرکت را بگیرید، خودم هم متخصص این حوزه نیستم. اما پیشنهاد می‌کنم درباره‌ی سرمایه‌گذاری فکر کنید و حتی شده یک‌بار امتحانش کنید.

حتماً هم با پول کم شروع کنید. پول یک کافه رفتن، پول یک تیشرت، یا حتی پول دوچرخه قدیمی‌تان :)
که اگر هم ضرر کردید، آن‌قدری نباشد که دلسرد و نا امید شوید.

امیدوارم اوضاع اقتصادی کشور بهتر شود. نسل ما در میان بحران‌های مختلف بزرگ شد.
کاش روزی برسد که امنیت مالی، خرید خانه و ماشین دیگر آرزو نباشد، هدفی باشد که تیکش را زده‌ایم.

شما چطور؟ تا به حال سرمایه‌گذاری کرده‌اید؟ اگر آره، در چه بازاری بوده؟ سود کردید یا ضرر؟


پ.ن: اون موقعیت شغلی که براش درخواست داده بودم، و داشتم براش آموزش می‌دیدم اوکی شد! اما هر چی جلوتر رفتیم، من بیشتر فهمیدم که مناسب این شغل نیستم :) و خودم صحبت کردم و خارج شدم.

پ.ن2: این مسئله که توی زندگی فقط میتونی یک مسیر رو انتخاب کنی و باید از مسیرهای دیگه دل بکنی، خیلی برام سخته. هنوز نتونستم بپذیرمش. ای بابا اخه من دوست دارم خیلی چیزها یادبگیرم و توشون حرفه ای بشم. یدونه انتخاب خیلی کمه.

پ.ن3: توی پست بعدی میخوام چند تا انیمیشن مناسب برای پاییز معرفی کنم :)

سرمایه‌گذاریبحران اقتصادیرمزارزامنیت مالیکیف پول من
۱۰۹
۴۹
بشیر صابر
بشیر صابر
عاشق خوندن نوشتن و فکر کردنم، اینجا از حرف‌های درونی می نویسم و تجربیاتم از فیلم‌ها و کتاب‌ها ‌ (در جستجوی روزهای خوب و روشن)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید