یکی از دلایلی که دوست داشتم زبان انگلیسی خودم را قوی کنم، این بود که بتوانم کتابها را به زبان اصلی بخوانم. کتابهای ترجمه شده معمولا بخشهایی از خودشان را از دست دادهاند.
این مدت به کتابهای زیادی در طاقچه سر زدهام. میخواهم سه تایشان را خیلی کوتاه معرفی کنم و بریدهای جالب از آنها را با شما به اشتراک بگذارم.
این کتاب خاطرات و برداشتهای دکتر فرانکل از دوران زندگی در ارودگاههای کار اجباری در آشویتس است. از سختی و سیاهی آن دوران احتمالا اشکهایتان جاری شود. شاید هم احساس همدردی کنید.
چیزی که من درمورد این کتاب دوست داشتم، این بود که نشان میداد انسان تا چه اندازه میتواند دوام بیاورد. همچنین از قدرت معنا و امید میگفت. اینکه داشتن معنا در زندگی چقدر میتواند به شما در برابر هر رنج و سختی کمک کند.

اگر درونگرا هستید، خواندن این کتاب مثل این میماند که یک نفر در عمیقترین شکل ممکن شما را درک کرده باشد. چنان احساس سرخوشی به شما دست میدهد که کتاب را بغل میکنید.
اگر هم درونگرا نیستید، باز هم خواندن این کتاب برایتان خوب است، چرا که کمک میکند تا دوستانِ درونگرای خودتان را بهتر بفهمید و رابطهتان را بهتر کنید.
چیزی که درمورد این کتاب دوست داشتم، این بود که خوب و بد نکرده بود. نه درونگرایی و نه برونگرایی، برخلاف چیزی که جامعه تحمیل میکند، ایراد یا مشکل نیستند. هر دو گروه تواناییهای منحصر به فردی دارند، ارزشمند و سالماند. تفاوت داشتن مشکل نیست، اینکه توقع داشته باشیم همه مثل ما باشند مشکل است.

یک کتاب طنز که با لحن تند و خاصی به شما یاد میدهد که دیکتاتورها چگونه رفتار میکنند. این کتاب برای دوستداران تاریخ و سیاست کتاب فوق العادهای هست.
آدمها نوشتههای سنگین و تحلیلی درمورد آدمهای بد دنیا را نمیخوانند؛ چون جذابیتی ندارد. اما در این کتاب همه چیز خیلی جالب نوشته شده است و شما خواندنش لذت میبرید. لحن دستوری و طنز-آموزشی کتاب خیلی خلاقانه و سرگرم کننده است.

هر سه کتاب معرفی شده را در طاقچه میتوانید بخوانید. کتاب سوم ترجمه شده است، من خیلی مشتاق هستم تا دسترسی به وسایل ارتباطی (اینترنت) وصل شود و بتوانم نسخه زبان اصلی آن را هم بخوانم.

و در نهایت روزهای خوب میرسد. قول میدهم.
امیدوارم این پست منتشر شود. سپاس از تیم ویرگول.
خطاب به دوستانم: دوستتان دارم، دوام بیاورید، بنویسید، زندگی کنید، ما تمام نمیشویم.