آیا هنوز دیدگاه مهدوی جاری است؟
آیا دیدگاه مهدویِ جاری در جریان امام خمینی هنوز در انقلاب جاری است؟
سؤال عجیب و ذهن مشغول کنی است. اصلاً باید از کجا شروع کرد؟ دیدگاه مهدوی چیست؟ دیدگاه مهدوی امام چه بود؟
بیایید با یک توضیح کوتاه از جامعهای که دیدگاه مهدوی دارد شروع کنیم. جامعهای با دیدگاه مهدوی چه جامعهای است؟
جامعه که در آن کودک خردسالش با مبانی انساندوستی، عشق و محبت و یکی از مهمترین ارکان درگاه الهی یعنی عدالت تربیت میشود. جامعهای است که مسئول هر چند سالهاش در هر سمتی از معلمی در دبستان تا استادی در دانشگاه، کارمندی در اداره تا وزارت، دادستان تا قاضی، نمایندهی مجلس تا رییس جمهورش، همهوهمه با این دید کار میکنند که اگر حضرت مهدی در این لحظه بود چه میکرد؟ پیچاندنی در کار مردم وجود ندارد و همه طوری زندگی میکنند که جانشان برای هم در میرود. مصداق بارز کوچکترش را ما هر ساله در بازهی اربعین مشاهده و لمس میکنیم. قریب به بیش از سی میلیون جمعیت در حالی که قربان صدقهی هم میروند، راهپیمایی انجام میدهند.
خب از مبحث اصلی دور نشویم؛ حال دیدگاه امام خمینی چه بود؟
همه میدانیم که مبارزهی امام، یک مبارزهی انقلابی با زمینههای فرهنگی، اعتقادی و ملی بود که ابتدا با ایستادگی در برابر رژیم پهلوی آغاز شد اما رفتهرفته، رسید به ایستادگی یک ملت در برابر استکبار جهانی. ایستادگی در برابر نظم نوین جهانی که سالها بود برنامهاش در صومعههای صهیون و اتاق فکرهای کشورهایی چون انگلیس و آمریکا ریختهشدهبود. نظم نوینی که نظام الهی جایی در آن نداشت و تمام انقلابها و کودتاها و موارد دیگر را آنها برنامهریزی میکردند.
روح الله خمینی، از یک سرزمین سر برآورد و سخن از نظام اسلامی که انتظار مهدی موعود را میکشد به میان آورد. نظامی که جوانانش خود را سرباز حضرت مهدی دانسته و از حق الهی خود که داشتن یک جامعهی الهی است، کوتاه نمیآمدند تا جایی که جامعهی جهانی تیغ بر روی آنها کشید. اما مهدی باوری و ایمان به یکتا خداوند عالم، موجب شد که هشت سال مردم یک سرزمین در سختترین شرایط ایستادگی کنند.
فرزندان این جامعه چه در جبههها و چه در اردوگاههای رژیم بعث، جامعهی جهانی را انگشت به دهان گذاشتند؛ از خبرنگار جوانی که شد فرماندهی استراتژیک جنگ که طرح و نقشهاش هنوز در دانشگاههای نظامی جهان تدریس میشود تا اسرایی که با تحمل سختترین شکنجههای رژیم بعث، افسرده که هیچ، مقاومتر هم شده بودند و هنوز در صلیب سرخ نامشان جزو عجیبترین اسراست. همهی اینها، نتایج باور و عمل به جریان مهدوی جاری در نگاه امام بود.
و اما امروز ...
چهل و چند سال بعد، ما خیلی چیزها را تجربه کردیم از نگاه به شرق تا نگاه به غرب. اما آیا وقت آن نرسیده که به قلبمان و عشقی که از کودکی و نادانسته به موعود داشتیم رجوع کنیم و اینبار همان باور را جاری کنیم؟ ما یکبار از آن نتیجه گرفتیم. فراموش نکنید خرمشهر را خدا آزاد کرد...
چهل و چند سال بعد، ما خیلی چیزها را تجربه کردیم؛ از بستن قرارداد و معاهده با دولتهایی که به خدا و موعود اعتمادی نداشتن که هیچ، حتی از آنها هم میترسیدند، از جریانهای بزرگی که با اعتماد به خدا و موعود به پیروزی رسیدند و دست دشمن را از سر امت اسلام کوتاه کردند.
حال ما در نقطهی عطفی از تاریخ ایستادهایم؛ در ابتدای گام دوم انقلاب و در انتهای گام اولی که باید تمامش برای ما عبرت باشد. تاریخ همیشه در حال تکرار است مگر اینکه ملتی هوشیاری خود را بدست آورد و خود دست به تعویض سرنوشتش بزند.
ما امروز نیاز به دولتی داریم که به جای نگاه به شرق و غرب، نگاه رو بالا و امید به خدا و جریان ساز نگاه مهدوی باشد. ما برای وقوع ظهور، به امت و دولتی که عمیقاً با اعمال خود انتظار مهدی موعود را میکشند محتاجیم. ما یکبار از آن نگاه و از آن امت نتیجه گرفتیم. فراموش نکنید خرمشهر را خدا آزاد کرد...
به نگاه خداباورانه روی بیاوریم و جریان ساز حکومت مهدوی باشیم نه سدی در برابر آن و این تمام با انتخابی درست، فراجناحی و فقط شناخت انسان مصلح اتفاق میافتد.
