🔰 به عنوان بسیج دانشجویی در سنگر دانشگاه شریف ابتدا با قلبی اندوهگین خدمت خانواده داغدار شهدا تسلیت عرض میکنیم. چه خانواده شهدای عزیز حافظ امنیت که در مقابل این توطئه سینه سپر کردند و چه شهیدانی که به عنوان رهگذر عادی یا معترض طعمهی پروژه شوم «کشتهسازی» دشمن در خیابانها شدند. فقدانشان داغی ابدی بر سینه ما و نشانی بر مظلومیت ملت ایران است.
دشمن آمریکایی انرژی حقیقی مطالبات مردم را دزدید و آن را تبدیل به مدار فرسایش، شکاف اجتماعی و نهایتاً صحنه آشوبناک خیابان کرد. «کشتهسازی» ابزار راهبردی تولید بحران توسط دشمن است: در راهبرد آنان خون ایرانی باید به «تصویر» شکاف در جامعه ایران تبدیل شود تا روایت تحریم و فشار خارجی مشروع جلوه کند و جامعه نیز به دو قطب کینهورز فروکاسته شود. افسوس که راه اصلاح مشکلات کشور، با آدرسهای غلط به بیراهه کشانده میشود. بیراههای که انتهای آن چیزی جز سرگردانی و هرج و مرج نخواهد بود. دشمن فرومایه بعد از عبرت نگرفتن از چشیدن طعم صلابت مردم ایران در جنگ ۱۲ روزه همچنان سعی بر استفاده از روش های خشن و ایجاد رعب و وحشت برای از صحنه بیرونراندن مردم داشته و دارد.
هنگامی که دد سیاست خشونت به «روش» تبدیل شود، ابتدا خود سیاست میمیرد؛ زیرا خشونت میتواند قدرت را نابود کند؛ اما مطلقاً قادر به آفرینش آن نیست. خشونت اگر وارد پیکرهی سیاست شود اصلاح را ناممکن میسازد. در این نقطه است که نقش آمریکا و سران سیاسیاش معنا پیدا میکند. همانها که همزمان با تروریسم نظامی، فشار اقتصادی و تحریم، ظرفیت زندگی عادی را نشانه میگیرند و با ژست دلسوزی، خود را قاضی اخلاق معرفی میکنند؛ تناقضی که تنها با یک چیز جمع میشود: مصادرهی رنج مردم به نفع اهداف تروریستی و استکباری. و به ناچار مردم آگاهانه بر رنجهایشان چشم بستند تا مبادا زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم کنند. اما پس از شروع آشوب در میان آن جماعت به خطا رفته، صد افسوس چهرههایی بودند که فریب خوردند و بازیچه اهداف سیاسی و منافع بیگانگان شدند و البته گروهی دیگر که آگاهانه از سمت بیگانه تطمیع شدند و با فروختن وطنشان به ثمنی بخث تیشه به ریشه این خانه زدند.
و اما ستون اصلی عملیات وحشت، «سیاهلشکر مجازی» است که در این اغتشاشات بیمحابا به آشوب دعوت میکرد، واقعیت را تکهتکه و گزینشی عرضه میکرد، و روایت را چنان وارونه میساخت که جای جلاد و قربانی در نظرها عوض شود؛ در چنین فضایی، دعوت به بیقانونی را «کنش»، تخریب را «فریاد»، و خون را «سرمایهی رسانهای» مینامند؛ و همه اینها خیانتی بزرگ در حق خون هم وطنانمان بود که وقیحانه روی این خونها به هوس غنائم (چون برخی که در سودای ریاست جمهوری دولت خیالیشان آواره بیرون مرزها شدند) پس از پیروزی قمار کردند.
ما در سنگر دانشگاه—جایی که باید معیار تمیز استدلال از هیجان باشد— وظیفه داریم این مهندسی اجتماعی تروریستی را افشا کنیم و همزمان از حق مطالبهگری مردم پاسداری نمونده و اجازه ندهیم مطالبه به دست دشمن بیرونی و نمایندگان رسانهایاش ربوده شود؛ علاوه بر آن داغ خانواده شهدا را با صداقت و حرمت یاد میکنیم و نمیگذاریم خون هموطن به «ابزار تجارت سیاسی» تبدیل گردد.
علاج فتنه، پیش از هر چیز بازسازی همبستگی ملی است؛ دشمن وقتی موفق میشود که جامعه را از هویت ملی تهی کند؛ و ما وقتی پیروز میشویم که در عین تفاوتها، بر حقیقت مشترک ایران، امنیت و امکان اصلاح درونی بایستیم بیآنکه مطالبات مردم را انکار کنیم یا آن را به دست بیگانه بسپاریم.