
مهدی شیبانی
رسانه های داخلی ظهر روز چهارشنبه 12 آبان(سوم نوامبر) در چندین مرحله و با فراهم سازی پیش زمینه هایی که تمام ذهن مخاطب خود را درگیر کرده بود سر انجام گزارش عملیاتی را دادن که در آن نیرو دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مانع از دزدی دریایی و سرقت نفت ایران توسط آمریکا شده بود. این موضوع در داخل بازتاب فراوانی داشت و تحلیلهای بسیاری نوشته شد. سوالاتی پیش از قبیل اینکه چرا این اقدام به درگیری جدی منجر نشد؟ یا اینکه در آستانه مذاکرات به این اقدامات نیاز هست یا خیر؟ مسئله و موردی که کمتر به آن پرداخته شد اینست که چرا این اقدام از سوی آمریکا انجام گرفت؟ آن هم در خلیج فارس و دریای عمان که تحت رصد شدید نیروهای دریایی ایران اعم از ارتش و سپاه است. یقیناً کاخ سفید و پنتاگون به این نکته آگاه هستند که این اقدام میتواند رویکرد و دیدگاه ایران را در این دور از مذاکرات که بهنظر میرسد بنای ایران «مذاکره برای حصول نتیجه مطلوب» است و نه یک دور «مذاکرات برای ادامه دادن مذاکرات»، تغییر دهد.
طرف ایرانی برای پای میز مذاکره نشستن و گفتوگو با واشنگتن به نشان دادن حسن نیت توسط آنها اشاره کرده است و باید گفت اقدام اخیر به هیچ وجه یک سیگنال از حسن نیت آنها نخواهد بود.
از دو منظر میتوان به این رخداد نگریست :
1. اینکه این اقدام آنچنان که روی آن مانور رسانهای داده شد، نبوده است و رسانه های داخلی آنچه را خواستهاند به نمایش گذاشتهاند و این را پیش فرضی برای عموم قرار دهند که اگر در مذاکرات خواسته های ایران شان برآورده نشد، بتوانند به آن رجوع کنند و بیان کنند که همان طور که آمریکاییها در خلیج فارس و دریای عمان به دنبال ضربه زدن به ایران هستند، در این مذاکرات نیز آن ها به دنبال تغییر و اصلاح رویه گذشته نیستند و اهمیتی ندارد که چه گفته می شود یا گفته خواهد شد؛ در این روایت واشنگتن از هر فرصتی برای ضرب زدن استفاده خواهد کرد و حتی آن ها به این گفتوگوها هم به شکل یک فرصت برای مهار و ضربه زدن به ایران استفاده می کنند.
2. در سمت دیگر ماجرا میتوان به این شکل به موضوع نگاه کرد که واقعا این اتفاق افتاده است. آمریکا این برنامه را بدون توجه به روند مذاکرات و شروع دوباره آن در 8 آذر انجام داده و کمترین اهمیتی برای حساسیت مذاکرات قائل نیست. بایدن نمیخواهد روندی را طی کند که سیاستهای دوره ترامپ را کنار بگذارد. البته این نوع اقدامات میتواند با حافظه تاریخی ما در تقابل با آمریکا مصداقهایی داشته باشد. شاید تمایل آمریکا به بازگشت به میز مذاکرات کنترل وضعیت هستهای ایران باشد تمام تلاش ها در این راستا خواهد بود، اما اگر این برنامه با آژانس هم پیش برو، دست هیئت مذاکره کننده واشنگتن در این دور مذاکرات باز خواهد بود و حتی با اعمال فشارهای روز افزون مواجه خواهیم بود.
میتوان این وجیزه را ادامه داد و تصویرهای مختلفی از بازی سیاسی آمریکا و ایران طراحی کرد. اما نباید صرفاً جهت تحلیل را به سمت تحلیل سیاستورزان و تصمیمگیران داخل کشور معطوف کرد، بلکه باید پرسید هدف طرف مقابل چه بوده؟ و با چه منطق و هدفی این اقدام انجام شده است؟