ویرگول
ورودثبت نام
بسیج علوم پایه
بسیج علوم پایهدانشگاه صنعتی شریف
بسیج علوم پایه
بسیج علوم پایه
خواندن ۴ دقیقه·۲ ماه پیش

«ابردانشگاه» جستارهایی درباره دانشگاه

ایده دانشگاه
کلارک کر

دانشگاه به عنوان اجتماعی واحد از دانشجویان و اساتید آغاز به کار کرد. حتی ممکن است گفته شود که دارای روحی واحد در قالب کالبدی پویا و اصلی بوده است. امروز دانشگاه‌های بزرگ آمریکایی تقریباً در کل شامل مجموعه‌ای از اجتماعات و فعالیت‌هایی است که تحت عنوان یک نام، یک هیأت امنای مشترک و اهداف مشترک و به‌هم‌مرتبط فعالیت می‌کنند. این دگرگونی بزرگ که از سوی بعضی مردود و از سوی بسیاری از افراد مقبول بوده، همچنان مایه افتخار اندکی از افراد است. اقل چیست که این موضوع از سوی همه درک شود.

شاید آشنایی با دانشگاه امروز تا حدودی از طریق مقایسه‌اش با آنچه در گذشته بوده است ـ با صومعه علمی کاردینال نیومن و سازمان پژوهشی آبراهام فلکسنر ـ امکان‌پذیر باشد. این موارد، گونه‌های آرمانی و مطلوبی است که دانشگاه از آنها منتج شده است، یعنی همان نمونه‌های آرمانی که همچنان تصویرشان در ذهن برخی از اهالی دانشگاه است. در هر حال، دانشگاه نوین آمریکایی نه دانشگاه آکسفورد است و نه برلین، بلکه نوعی نهاد جدید در دنیا محسوب می‌شود؛ به عنوان یک نوع نهاد جدید است که در واقع نه خصوصی و نه دولتی است، نه بخشی از جهان است و نه جدای از آن است. پدیده‌ای منحصر به فرد است.

شاید «ایده دانشگاه» هیچگاه به این خوبی که کاردینال نیومن کمی بیش از یک قرن پیش از هنگام تأسیس دانشگاه دوبلین بیان کرده بود، در جای دیگر تبیین نشده باشد. دیدگاه‌های وی بازتاب نقطه‌نظرات آکسفورد آن زمان، یعنی جایی بود که از آنجا آمده بود. کاردینال نیومن می‌نویسد: یک دانشگاه «محافظ قدرتمند علم و دانش، حقایق، اصول و مبانی، پژوهش و اکتشاف، تجارب و گمانه‌زنی است. در واقع ترسیم‌کننده حدّ و مرز خرد و تفکر است... و از هیچ جهت دچار تندروی و کندروی نیست»، وی ضمن حمایت از «دانش لیبرال» گفت که «دانش کاربردی» چیزی جز «مشتی مزخرفات و مهمات» نیست.

نیومن به ویژه در حال مبارزه با روح بیکن بود که حدود ۲۵۰ سال قبل که کناره‌گیری شدید اهل علم از مکاشفه در طبیعت و مشاهده تجربیات نوعی تقدس برای ذهن محسوب می‌گردید و نوسان و افول فرد و اندیشه ایشان را در پی داشت، محکوم کرده بود. بیکن معتقد است که دانش باید مفید حال انسان‌ها و مورد استفاده آنها باشد و به همین دلیل دانش «نباید مثل عروس هزار داماد صرفاً مایه لذت و هوس‌بازی باشد و یا همچون کنیز به منظور تملک و بهره‌برداری مورد استفاده اربابش قرار گیرد، بلکه باید همچون یک همسر در جهت زایش، ثمردهی و آسایش باشند».

در این زمینه نیومن پاسخ داده است که «دانش می‌تواند مرحم و نتیجه خود باشد. جوهره فکر انسان این گونه است که هر نوعی از دانش، اگر بواقع دانش محسوب شود، پاداش خود می‌باشد» و در پاسخی کوبنده به بیکن گفت: «آقایان محترم! فلسفه فایده‌گرایی دست‌کم کار خودش را کرده است و بنده این را می‌پذیرم و به آن اذعان دارم، گرچه اهداف ضعیف و سطح پایینی داشت، امّا به اهدافش دست یافته است». به نظر نیومن سایر مؤسسات و نهادها بایستی عمده‌دار امر پژوهش شوند، چرا که «اگر کشفیات علمی و فلسفی از جمله اهداف دانشگاه محسوب می‌شود، برای من قابل هضم نیست که چرا یک دانشگاه باید دانشجو داشته باشد»، در واقع اظهار نظری کنایه‌آمیز که امروزه از سوی دانشجویانی تکرار می‌شود که فکر می‌کنند اساتیدشان هیچ علاقه‌ای به آنها نشان نمی‌دهند و صرفاً علاقه‌مند پژوهش هستند. نیومن اظهار داشت: «یک واحد آموزشی دانشگاهی هدفش افزایش آهنگ خردمندانه و عقلانی جامعه، پرورش اذهان عمومی، پالایش ذائقه و سلایق ملی، تامین اصول واقعی برای شور و اشتیاق مردمی و تثبیت اهداف در جهت خواست و آرمان‌های مردمی، گسترش و اعتدال‌بخشی به طرح‌ها و نظرهای نسل حاضر، ایجاد تسهیلات در جهت مثمر ثمر واقع شدن قدرت‌های سیاسی و اصلاح و به‌سازی روابط و معادلات در حوزه زندگی اجتماعی است».

در هر حال، این دنیای زیبا برای همیشه در حال از هم متلاشی شدن است، حتی اگر به نحوی بسیار زیبا به تصویر درآمده باشد. تا سال ۱۸۵۳ یعنی زمانی که نیومن کتابش را نوشت، دانشگاه‌های آلمان در شرف تبدیل شدن به الگویی جدید بودند. در جهان غرب، انقلاب‌های دموکراتیک، صنعتی و علمی همگی به خوبی در حال پیشرفت بودند. نجیب‌زادگان و آقایان خانه در هر جامعه‌ای به زودی به افرادی در خانه و در هیچ جامعه‌ای تبدیل می‌شدند. علم در شرف جایگزینی بجای فلسفه اخلاق و پژوهش به جای آموزش بود.

طبق اصلاح فلکسنر، «طرح دانشگاه نوین (مدرن)»، از پیش در حال زایش بود. در سال ۱۹۳۰ فلکسنر گفته بود «دانشگاه نه در خارج بلکه در ساخت اجتماعی یک دوره مشخص قرار دارد... دانشگاه پدیده‌ای جدا و تاریخی و یا پدیده‌ای نیست که با کمترین مقاومتی تسلیم قدرت و فشارهایی شود که کم و بیش جدید هستند. برخلاق آنچه که تصور می‌شود... نماد یک نسل و دوره و نیز نیرویی تأثیرگذار در حال و آینده است».

دانشگاه
۰
۰
بسیج علوم پایه
بسیج علوم پایه
دانشگاه صنعتی شریف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید