ویرگول
ورودثبت نام
بسیج علوم پایه
بسیج علوم پایهدانشگاه صنعتی شریف
بسیج علوم پایه
بسیج علوم پایه
خواندن ۴ دقیقه·۲ ماه پیش

دانشگاه هومبولت برلین{جستار هایی درباره دانشگاه/قسمت اول}

درباره سازمان درونی و بیرونی نهادهای دانشی عالی در برلین
ویلهلم فون هومبولت

مفهوم نهاد‌های دانشی عالی به‌سان [مفهوم] قله‌ای که همه‌چیز از آن دسـت که بی‌میانجی برای فرهنگ اخلاقی ملت رخ می‌دهد در آن گرد هم می‌آید بر این پایه استوار است که این نهادها تعین یافته‌اند تا دانش را به ژرف‌ترین و گسـترده‌ترین معنای واژه به عمل آورند و دانش را به عنوان مایه‌ٔ پرورش فکری و مَنِشـیِ مورد استفاده‌ٔ خویش به کار گیرند؛ مایه‌ای که [هرچند] نه عامدانه ولی با تکیه به‌خود به گونه‌ای درخور آماده شده است.

به این ترتیب، ذات دانش از حیث درونی پیوند دانش اپژکتیو با پرورش سویژکتیو است و از حیث بیرونی پیوند تعلیم اتمام‌یافته‌ٔ مدرسه با تحصیلات دانشگاهی اولیه با سرپرستی خود است و یا افزون بر آن [عبارت از] تأثیر گذاشتن در [فرایند] گذار از یکی به دیگری است. تنها همین نکته‌ٔ اصلی دانش را نگه می‌دارد. زیرا همین‌که [دانش] به‌صورت ناب استقرار داشته باشد، به خودی خود و به طورکامل، حتی اگر انحرافاتی موردی رخ دهد، به درستی درک شده است.

از آنجا که این نهادها تنها در صورتی می‌توانند به هدف خود دست یابند که هر یک تا آنجا که شدنی اســت ایده‌ٔ ناب دانش را در برابر خود قرار دهند، پس اصول چیره در محافل آنها همانا تنهایی و آزادی است. ولی همچنین از آنجا که کار معنوی در [قلمرو] انسانیت تنها به صورت کار مشترک شکوفا می‌شود – آن‌هم نه صرفاً این‌گونه که یکی [از این قلمرو] آنچه را دیگری ندارد به جای وی وضع کند بلکه این‌گونه که فعالیتِ کامیاب یکی به دیگری الهام بخشد و نیروی کلی و اصیلی که در تک‌افراد تنها به گونه‌ای تک یا [به‌سان] پرتوبی جداتابیده [است] بر همگان آشکار کند – پس ســازمان درونی این نهاد باید کار مشــترکی بی‌امان، همواره خودتجدید‌ِحیات‌کننده ولی بی‌تکلف و بی‌قصدوغرض را پدید آورده و حفظ کند.

افزون بر این، یک ویژگی نهادهای دانشی عالی این است که با دانش همواره چون مسئله‌ای هنوز سراسر حل‌ناشده رفتار می‌کنند و بنابراین همواره در [موقعیت‌] پژوهش باقی می‌مانند، در حالی که مدرسه تنها با شناخت‌های حاضر آماده و فیصله‌یافته سروکار دارد و [چنین شناخت‌هایی را] می‌آموزاند. به این ترتیب نسبت میان آموزگار و دانش‌آموز [در مدرسه] متفاوت از وضع [این نسبت‌] در نهادهای عالی است. در این نهادها اولی‌ [یعنی آموزگار] برای دومی‌ [یعنی دانش‌آموز/جو] نیست؛ شغل آموزگار پیرو حضور دانش‌آموز[/جو] است و بدون آن حتی به گونه‌ای خرسندکننده محقق نمی‌شود؛ اگر دانش‌آموزان[/اجویان] خود به آموزگار نپیوندند، آموزگار در جستجوی آنها بر می‌آید تا، از راه پیوند دادن نیروی تربیت شده ولی همچنین به سادگی یک‌جانبه و کمتر پویا[ی خود‌] با مساعیِ پراکندهٔ ضعیف‌تر، ولی هنوز کمتر سوگیرانهٔ [دانش‌آموز/جویان]، به اهدافش نزدیک‌تر شود.

آنچه بدین‌ترتیب نهادهای دانشی عالی خوانده می‌شود، مستقل از همهٔ صور دولت چیزی نیست جز زندگی معنوی آدمیانی که آنها را فرصت و فراغت بیرونی یا کشش درونی به سوی دانش و پژوهش می‌کشاند. به همین صورت کسی برای خود می‌اندیشد و گرد می‌آورد، دیگری به کسانی هم سنّ و سال خود می‌پیوندد و فرد سومی هم حلقه‌ای از جوانان را گرد خویش جمع می‌کند. دولت هم، اگر بخواهد این تأثیرِ درخودنامتعین و کمابیش پیشامدی را به صورتی استوارتر چکیده سازد، باید به این تصویر [که در بالا ذکر شد‌] وفادار بماند. دولت باید به این ترتیب ناظر این باشد که:
۱. فعالیت [مذکور] را همواره در سرزنده‌ترین و نیرومندترین زندگانی‌اش حفظ کند.
۲. اجازه ندهد تا این فعالیت نازل شود، [یعنی باید] جداییِ نهاد عالی را از مدرسه ( نه تنها [در موارد] نظریِ کلی بلکه به‌ویژه [در موارد] گوناگون عملی) به‌گونه‌ای ناب و استوار حفظ کند.

دولت باید حتی همواره بدین امر آگاه بماند که وی عملاً نمی‌تواند چنین کاری را [که در بالا گفتیم] انجام دهد یا حتی تأثیری در آن داشته باشد، و حتی فراتر، مادامی که [در کار این نهادهای دانشی] دخالت کند همواره راه‌بند است و این‌که خود کار بدون [دخالت] وی بسیار بهتر پیش خواهد رفت و اینکه وی در اصل تنها این‌گونه رفتار می‌کند:

این‌که چون در جامعهٔ پوزیتیو باید ابتدا وسايل و صور بیرونی برای هر فعالیت در هر سطح وجود داشته باشد، دولت وظیفه دارد [این وسایل و صور] را برای آماده‌سازی دانش فراهم آورد؛

اینکه، تقریباً نه‌تنها شیوهٔ به کار گرفته‌شده توسط دولت برای فراهم آوردنِ این صور و سایل می‌تواند به ذاتِ خود امر آسیب رساند بلکه خودِ این وضعیت که به‌طورکلی چنین صور و وسایل بیرونی‌ای برای چیزی سـراسـر بیگانه وجود دارند، همواره ضـرورتاً به‌گونه‌ای آسیب‌رسان عمل می‌کند و امور معنوی و والا را به [سطح] امر محققِ مادی و دون فرو می‌اندازد.

و اینکه، دولت به این ترتیب به‌طور ویژه باید ذات درونیِ [این امر] را تنها به این دلیل در نظر داشته با شد که آنچه را خودش، هرچند بدون اینکه خود مقصر باشد، فاسد کرده و یا مانع شده است، اصلاح کند.

حتی اگر این هم چیزی جز نظر دیگری پیرامون همین روند نباشد، باز به‌هرروی باید فایدهٔ آن، خود را در فرآورده نشــان دهد زیرا پای دولت، اگر موضوع را از همین منظر برسد، همواره به‌گونه‌ای فروتنانه‌تر به میان می‌آید و در [حوزهٔ] کارهای عملی در دولت هم اصلًا هیچ نگاهِ به‌لحاظ نظری نادرستی، چنان‌که مشهور است، بی‌مجازات باقی نمی‌ماند زیرا هیچ کاری در دولت صرفاً مکانیکی نیست.


برای مطالعه ادامه یادداشت فوق از ویلهلم فون هومبولت، می‌توانید به شماره دوم فصل‌نامهٔ علم و سیاست «بابِل» مراجعه نمایید.

دانشدولتکار
۰
۰
بسیج علوم پایه
بسیج علوم پایه
دانشگاه صنعتی شریف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید