ویرگول
ورودثبت نام
مرِ چه یَمی؟..
مرِ چه یَمی؟..شاید. شاید هم نه.
مرِ چه یَمی؟..
مرِ چه یَمی؟..
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

دال های فراموش شده.

گاهی که می‌نویسم، دال از یادم پاک‌می‌شود. انگار که اصلا وجود ندارد! شاید انقدر به خودم تلقین کردم، دیگه نمی‌بینمش.

به هر کلمه که می رسیدم، می‌دیدم بدونِ دال از کنارش رد شده ام. زیرِ لب می‌گفتم اما هربار، خودکارم انگار یادش می‌رفت. شاید به دال حساسیت دارد؟.. باید خودکار جدید بخرم!

می‌خواستم بنویسم «خودم»، دال فراموشم می‌شد و به زور بالای واو و میم جایَش دادم. می‌خواستم بنویسم «درد»، اشتباهی دری چوبی می شد و من بین چهارچوب های آن دال را می‌فشردم.

چه دال هایی که بالای کلمات به زور و بلا جای نداده ام!

چون همه که مثلِ من دال ها را فراموش نمی‌کنند..

از کلمه ی درد گفتم، نه؟ کلمه ی سختی است. می‌گویید چرا؟ چون دوتا دال دارد! نه فقط چون درد است..

شاید درد را از همه بیشتر فراموش می‌کنم چون واقعا آرزو دارم از یادم برود. روبیک حل می‌کنید؟ به بخشی می‌رسید که فقط درست کردنِ طرف زرد مانده. به دالی زرد رنگ در صفحه ی بالایی می‌رسید. من هم که دال ها را فراموش می‌کنم؛ پس هی یادم می رود به کدام سمتی و چه شکلی بود!

بعد کلمه ی «درد» را توی ذهنم رسم می‌کنم و آنجاست که یادم می‌آید! درد فراموشم نشد. دال های زیادی داریم که فراموش شدنی نیستند.. مثل دریا، دانه، درخت، درنا، داوودی، داستان، دارو، درنگ، دِین، دوست، دوستت دارم..

اما درد از همه ی آن ها خاص تر است. شاید چون کمی پررنگ است، بیشتر در یاد من می‌ماند!

بگذریم، حالا که دارم می‌نویسم هم مچ دستم درد می‌کند..

اوه! بلاخره دال را نوشتم!

دردعجیب و غریب
۱۷
۱
مرِ چه یَمی؟..
مرِ چه یَمی؟..
شاید. شاید هم نه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید