پر از غُر هستم. راستش یکم قبل اومدم و ی عالمه از غر هامو نوشتم. غر نبود. ناله و شیون بود😂. ولی خب مثل همیشه با عنوان اینکه خب که چی و مثلا چی میخواد بشه همه رو پاک کردم. حس درماندگی در من غالبه و من به کنار ی بازی دارم رونده میشم. عنوانی در این روز ها برای خودم ندارم و مدتی هست ک باشگاه نرفتم و دلتنگم. دلتنگ زندگی ادایی نیستم. نه. دلتنگ اینم که مغزم رو مجبور ب کاری میکردم که دلش نمیخواست. وای باز همه چی داره میشه چس ناله. بچه ها من نمیخوامچس ناله کنم🥲😂🥲😂🥲😂🥲😂🥲😂 این چند روز اتفاق خاصی نیافتاد . مثل همیشه من کارامو انداختم دقیقه ی نود و بعدش به چیز خوردن افتادم. مثل همیشه!. راستی بهتون انیمیشن محبوب کودکیم رو نشون دادم؟! الان ک میبینمش خیلی انیمیشن ساده ای ب چشم میاد ولی برای بلوبری ی کوچیک خیلی قشنگ بود .

این انیمیشن. اسمش سه راهزن بود. و من عاشقش بودم. راستی راستی. متوجه ی یه چیز باحال شدم. من دیگه قورمه سبزی دوست ندارم و عاشق زرشک پلو با مرغم. نمیدونم چی شد ک اینجوری شد ولی خب.
کاشکی میشد این نسخه از خودم رو دیلیت بزنم و دوباره اکانت جدید بسازم. ولی نمیشه.
شاید یه روزی یه آدم خیلی بد شدم. خیلی بد.دیگه دوستون نداشتم. دیگه از چایی خوردن لذت نبردم. دیگه پا ب پات خیابونا رو متر نکردم. دیگه صبر نکردم تا بند کفشت رو ببندی. دیگه همیشه قهر کنم و توقعم رو آرمانی کنم. شاید ی روزی ی آدم خیلی بد شدم.
ی چیز باحال دیگه. شما هم وقتی از کسی تعریف میکنید جایی، مثلا از دوست ۵ سالتون، ۵ ساله با همید و طرف بهترین آدم دنیاست. ازش تعریف میکنید و بومممممم. همونجا همه چی خراب میشه؟! اینقدر این اتفاق برام می افته ک میترسم براتون از آدمای مهم زندگیم بگم.
خیلی خوابم میاد و باید برم بخوابم. شبتون بخیر
این نوشته ها خیلی شلوغ شدن. هیم. بای بای