
امروز مجبور شدم استعفا بدم چون شرکتی در اون مشغول بودم بطور کامل ورشکست شد. بنا به ماهیت شغلی من که کار با خارج از کشور بود و عملا دیگه مجموعه بودجه ای نداشت برای واردات ؛ ناچار به استعفا شدم. حقیقت شغلم خیلی واسم مهم نبود و دو سالی هست کار کردن معنیش برام فقط زنده موندن و درگیر روتین بودنه. درامدی که ازش هست هم که یک کمک کوچیک تو زندگی اقتصادیت میشه.
ولی امروز نمیدونم چرا بعد این استعفا یجور عجیبی حس پوچ بودن داشتم. انگار خالی شدم. جالبه که مدتهاست پیش بینی این روزو میکردم ولی عجیب از درون خالی شدم.
دیگه انگیزه واسه شروع یه کار جدید، دیدن ادمای جدید، محیط جدید....
نمیدونم شاید واسش پیر شدم...
شاید دوست دارم یه جا بازم مهم باشم و ادما به لحاظ کاری وابستم باشن ولی دیگه ته وجودم حس و انگیزه ای بابتش نمونده همین.