
زمین سرد است
آسمان تاریک
خیابان خالی از خالی
چراغ قرمزی روشن
برای کیست تو پنداری
همه رفتند از این دنیا ؟
محال است توی بیداری !
محال است من که میدانم
همه خوابند تو هوشیاری
اگر خوابند همه اینجا
چرا باز است همه درها ؟
عجب شهری !
ندارد هیچ نا اهلی
کمی صبر کن ،
صدایی آید از آن سو
عجب صوتی ، عجب نوری ...